" به نام او و به یاد مهدی(عج)"<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

    

     {روزی به شکار آهویی رفتم

       آهوی رمیده ای

       شکارم کرد!                                        شعر:حسین علیزاده}

 

    گفتنی ها را باید گفت، ولی چگونه؟ با چه زبان؟ با چه بیان؟ با کدامین کلمات؟

 با کدامین جملات؟

    هر چه بیشتر به دنبال کلمات برای بازگو کردن احساسم می گردم، ناتوان تر

 می یابم خود را.

    چگونه از چیزی که نمی دانم ، صحبت کنم؟ از چیزی که با همهء مبهمی اش،

 فکر مرا به خود مشغول ساخته.

    چیزی که ، حسی که نمی خواهم آلوده شود؛ باید پاک و با صفا بماند این دل و

 جان ،تا به او رسد که خوبی و پاکی مطلق است، که منبع فیض است.

    خدایا! با تو سخن می گویم تا عقده های دل باز شوند.

    اله و پناه من!

    دردمندم ، دل غمینم ، نمی خواهم که جز تو خواهم، ولی نمی توانم که نخواهم

 جز تو را ، جز در راه تو و برای تو.

    همیشه ما انسان ها از هر چیزی بهترین را خواهانیم ؛ که اگر

 جز این باشد باید به انسان بودنمان شک کنیم ؛ به همین خاطر است که تو را

 می خواهم. ولی با تمام خواستنم ، ضعیف و ناتوانم، و این دل با همهء خطاهایش

 باز هم راه به خطا می برد و جز تو را به دل راه می دهد.

    چه کنم؟ با این دل هر جایی چه کنم؟ تو با من حرف بزن ای خالق من ! که جز

 تو کس نداند حال زارم.

    امید قلب شکستهء من! پناه دل خستهء من!

    از همه جا رانده و مانده ام و جز تو پناهی ندارم. آیا کسی پیدا می شود تا با هم

 به تو برسیم؟ نمی دانم. نه، می دانم؛ تو خود در ازل هر کس را زوجی داده ای.

 تو می دانی که من سال هاست به دنبال نیمهء گمشدهء خویش می گردم و با همهء

 اشتباهاتم اینک فهمیده ام که همهء کارها به دست توست و تویی که می توانی

 یاریم کنی در این راه و انتخاب. بهترین را خواستن یک اصل است ؛ و من

هم آنرا قبول دارم. می خواهم اگر روزی ازدواج کردم ، همسروهمقدمم  با سستی

 من روبرو نشود، بلکه بتوانم بهترین برای او باشم (همان طوری که تو می خواهی باشم).

 چند وقتی است که می خواهم بهترین شوم و می دانم که می دانی . به یاریم برخیز

 ای خالق و راهنمایم! و روزی کن دعا و اشک نیمه شب ها را و همسری خوب

 ( همان طوری که همیشه دعا می کنم و خودم هم سعی می کنم آنگونه باشم یعنی:

صالح ، صادق ، صابر، سالم .)

    صبر و رضایم بخش ؛ غلام حلقه به گوش خود کن مرا ؛ ما را برای خودت

 تربیت کن (آمین یا ربّ العالمین) .

می دانم که هردویمان اگر بخواهیم و حرکت کنیم می توانیم بهترین شویم ، به یاری حضرت حق ؛ باید لایق و شایستهء دوستی و زندگی کنیم خود را ، تا خدایی شویم ؛ فانی فی الله ، باقی بالله .

 

     { از بلندی چو فرود آییم

        سهل است و حقیر

        به بلندی چو فرا رفتیم

        سخت است و خطیر

        امّا

        به تماشای افق های دگر می ارزد            شعر:حسین علیزاده }

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
غزل

با کلام قلبت با زبان قلبت

یه رهگذر.....

سلام. خسته نباشی . آيا هيچگاه عميقا به خودتان فکر کرده اید ؟ آيا هيچگاه بخويشتن خويش انديشيده اید ؟ ..... ميگويم : اگر انسان خودش را بمعنی واقعی بشناسد یعنی «آنچه که هست» . دچار حيرت و شگفتی خواهدشد .... انسان گنج بيکرانه ايست که بی خبر از خويش . خودش رو اسير سراب و برزخ و يک مرداب و برکه نموده. انسان نشان صلح و آرامش و دوستی ودرستی ست . ولی برستيز و دروغ و نيرنگ سرنهاده . اين يک رويا نيست . بلکه واقعيتی ست قابل حصول در يکايک ما .... ولی . ما از خودمان هيچ آگاهی نداريم . و آنقدر با خودمان بيگانه ايم که روز بروز و لحطه به لحطه بيشتر و بيشتر از خودمون فاصله می گيريم . در صورتيکه ما شکلی ديگر و باماهيتی کاملا متغاير با آنچه الان هستيم ، آفريده شده ايم . ولی بی خبر بر يک شخصيت بدلی و نمايشی دل بستيم .... بياييد بيشتر خودمان را بشناسيم . بيشتر به خودمان فکر کنيم . چون همه گمشده ما در دست ما در درون خود ماست ...می توانیم در خودمان دنیای دیگری رو هم جستجو کنیم که آن آگاهی و شعور و آرامش و حضوره ..... ...بیاییم بیشتر بخودمان بيانديشيد..... .