*ماه تابان من*

در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد ***** وقت است که همچون مه تابان به در آیی
 
راهنمای سفر پیاده کربلا در راه امام حسین (ع)، از نجف تا کربلا
ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

راهنمای سفر پیاده کربلا در راه امام حسین (ع). از نجف تا کربلا

میزان مسافت: 80 کیلومتر

تعداد ستون‌ها: 1452 ستون

فاصله بین هر ستون: 50 متر (20ستون =1 کیلومتر)

زمان لازم برای پیاده روی کل مسیر: 20 تا 25 ساعت (متوسط روزی 7 تا 8 ساعت)

زمان تخمینی سفر پیاده: 2 تا 3 روز

بهترین زمان شروع سفر: 16صفر

انتظار می‌رود در این تاریخ سفر تمام شود: 18 صفر

مسیر: مسیر با خیل جمعیت پیاده کاملا مشخص است و فقط کافی است باقی زایران را دنبال کنید:

از درب ساعت (باب الساعه) حرم حضرت علی (ع) خارج شده و پیاده روی را مستقیم از کنار خیابان امام زین العابدین (ع) یا خیابان امام جعفر صادق(ع) شروع کنید. این مسیرها را مستقیم بروید تا به بزرگراه کربلا برسید. به سمت چپ رفته، جایی که هزاران نفر به صورت پیاده به سمت کربلا در حال حرکت هستند. به آنها ملحق شوید و بعد حدود 75 کیلومتر در ستون 1452 شما به حرم حضرت عباس(ع) خواهید رسید.

 

 

دستورالعمل‌های پیاده روی:

1- پیاده روی را از طلوع آفتاب آغاز کرده و در مغرب به طور کامل توقف کنید.

2- اولین شب را در یکی از موکب‌ها (کمپ یا حسینیه) در حدود ستون 500 و دومین شب را حدود ستون 1000 بگذرانید.

3- مدت طولانی پیاده روی نکنید. هر زمانی لازم بود استراحت کنید.

4- در زمان نماز مغرب جایی را برای خواب بین صدها موکب (کمپ یا حسینیه) پیدا کنید.

5- مراکز افراد گمشده در ستون‌های 72، 335، 602، 1103 و حرم حضرت عباس (ع) قرار دارند. هر سه کیلومتر مرکز گزارش گمشدگان تعبیه شده است.

http://s6.picofile.com/file/8220684000/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D9%86%D8%AC%D9%81_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7.jpg

چه وسایلی همراه داشته باشیم؟

لازم به ذکرست که در این سفر شما باید یک کوله پشتی بزرگ همراه داشته باشید که حاوی دو سری بار است یکسری بار برای کل سفر یک هفته در کربلا و نجف و کاظمین، یکسری بار هم برای سفر سه روزهٔ پیاده روی اربعین، وسایل عمومی همچون لباس، لباس گرم، و وسایل شخصیتان مربوط به کل سفر است و با سفرهای دیگر شما تفاوت زیادی نمی‌کند اما برای سه روز پیاده رویتان وسایلی نیاز است که در زیر به آنها اشاره می‌شود.

1- سعی کنید وسایل کم وزنی را با خود حمل کنید. نیازی به همراه داشتن غذا یا آب نیست چون مقدار زیادی غذا و آب در مسیر موجود است. صرفا مقداری خشکبار مانند پسته، بادام، انجیر خشک، برگه زردآلو به همراه داشته باشید.

2- مقداری داروی اساسی برای 2 یا 3 روز پیاده روی همراه داشته باشید.با توجه به زمان امسال (سرما وبارندگی) مانند قرص سرماخوردگی، پماد برای باز شدن عضلات پا، باند کشی برای بستن پا در صورت نیاز، و… البته تعدادی کلینیک‌های کوچک ودر طول مسیر وجود دارند.

3- به جای همراه داشتن کیف دستی یا کیف خرید از کوله پشتی سبک استفاده کنید.

4- برای جلوگیری از سرما خوردگی لباس‌های مناسب به همراه داشته باشید: جوراب، دستکش، کلاه، پوشش گوش، کاپشن و غیره. البته بنابر تجربه هوا در طول روز مناسب و در شبها حسابی خنک است. لباسهای گرمتان را حتی الامکان طوری انتخاب کنید که دکمه یا زیپ داشته باشد و قابلیت کم یا زیاد کردن لباسهایتان را در طول مسیر داشته باشید.با توجه به زمان ویژه امسال آذرماه

خانمها بهتر است، پارچه ای نرم مشکی مستطیل که جلوی صورت را بگیرد تهیه کرده و کش دوخته و چیزی شبیه پوشیده درست کنند تا در طول مسیر از سرما و گردوغبار محافظت کند. خانمها از چادری استفاده کنند تا امکان انداختن کوله باشد. انواع چادرهای لبنانی و ملی مناسب است.

5- کرم مناسب برای تاول و عرق سوز به همراه داشته باشید. البته اگر میدانید دچارش می‌شوید.

6- یک عدد کیسه خواب نیز به همراه داشته باشید تا در صورت مناسب نبودن و سرد بودن مکانها برای استراحت از شما در برابر خاک و سرما محافظت کند.

7- شما می‌توانید یک قرآن، دعا و زیارت جیبی و یا مداحی مورد علاقیتان به همراه داشته باشید. البته بهتر است این‌ها را در موبایل خود داشته باشید تا درحال پیاده روی گوش فرا داده یا بخوانید.

8- کفش‌های نو و بندی را نپوشید. بهتر است یک کفش مناسب و آزاد بپوشید. این مورد خیلی خیلی مهم است. چون در طول مسیر دایما برای استراحت در موکب‌ها ناچار به در آوردن کفش از پا هستید.

9- پاسپورت و شارژر موبایل را حتما به همراه داشته باشید.

10- امکان گم کردن همراهانتان در طول مسیر وجود دارد بنابراین با توجه به آنتن ندادن موبایلتان در بعضی نقاط همچنین به دلیل ترافیک بالای شبکه از همان ابتدای مسیر شماره علمی (ستون ها) را انتخاب کنید که اگر همراهانتان را گم کردید زمان رسیدن به آن علم توقف کنند. فقط حواستان باشد شماره‌های رند خیلی شلوغ است و تجمع افراد زیاد است.

11- همه خدمات در طول مسیر مانند اسکان، نوشیدنی ها، غذاها و حتی ماساژ بصورت رایگان ارائه می‌شود. نیازی به حمل مقدار زیادی پول نیست. فقط مقداری پول عراقی همراه داشته باشید چون پول ایرانی قبول نمی‌کنند.

یا علی.


 
و ما ادراک ما دسته عزاداری؟
ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                  * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) *

اصلا این صحیح نیست که دهه عاشورا برای کسب معارف اهل بیت هیات راه بیاندازیم ده شب پای سخنرانی برویم، اما دسته نرویم. نه، یعنی چی؟ یک شب برید دسته.
و تو چه میدانی دسته عزاداری چیست؟
آیا دسته عزاداری برای اراذل و اوباشه؟
آیت الله بروجردی که خاک پای دستۀ عزاداری رو طوطیای چشمش می‌کرد، عشق به اراذل و اوباش داشت؟!
حضرت امام فرمود: مکتبی که پایش هیاهو نباشد. به سر و سینه زدن نباشد، نمیماند می‌میرد.(صحیفه امام، ج8، ص527)
من از بچه مذهبی که که دسته نمیره، سینه نمیزنه، بدم می‌آید.
مودت واجبه نه محبت.
مودت فرقش با محبت اینه که ابراز شدنیه. چقدر ابراز کردی؟
یک زمانی اعلام کردند کلاس عزاداری در عاشورا بالا رفته، به جای دسته، تظاهرات به سمت میدان امام حسین(ع)، به‌جای علم و کتل، پلاکارد بیاورید.
حضرت امام جلوش رو گرفتند، فرمودن دستجات به همان شیوه سنتی. (صحیفه امام، ج15، ص333)
حالا رسم شده هر کس میتونه یک گوشه‌اش رو میزنه.
عَلم برای کمر ضرر داره. از کی تا حالا کمر شده از اصول دین؟ خب علم سبکتر بردارند.
آخه این چه تحلیلیه؟ هر کس یک تیکه میاد.
آقا گوسفند قربونی می شه، بهداشتی نیست.
یک دفعه یادش می افته عَلَم شکل صلیبه. بابا پس تو هم اگر دست‌هاتو باز کنی، میشه شکل صلیب؟
یک دفعه یادش می افته حیوان جاندار رو علمه. بابا این طاووسه، المهدی طاووس اهل الجنه
یک دفعه یاد موسیقی می افته که چرا ابزار موسیقی در دسته امام حسین(ع) هست؟
بابا این تنبک که نیست، این طبل رزمه .
بزن آقا راحت باش طبل رزمه.
تمام شهرها باید صدای طبل بلند شه.
رفته دانشگاه، انگشتی سینه می زنه. آخه چرا؟ سینه بزن.
دو زار سواد پیدا میکنه،دیگه نوحه جواب نمیده.
در هیأت قم ما، هر کس مدرس حوزه بود، می‌گفتیم تو میاندار باش.
قاری میاد عزاداری، نوحه جواب نمیده که صداش خراب میشه برای قرآن. آقا قرآن و عترت شما جداست؟
دسته عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) را جدی بگیرید.
دستۀ عزاداری مودت است، مودت یعنی ابراز محبت. محبتت را در دستۀ عزاداری امام حسین(ع) ابراز نکنی، کجا می‌خواهی ابراز نکنی؟
خدایا ما را جزء اقامه‌کنندگان عزای امام حسین قرار بده.

(علیرضا پناهیان)

کلیپ تصویری «و ما ادراک ما دسته عزاداری؟»

یا علی.


 
تبریک عید غدیر
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                   * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سلام.

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة علیهم‌السلام.

*****

این روزها و همه‌روزه دلم برای نجف تنگ است.

کاش مقیم در کنار حضرتش باشیم.

یا علی.


 
هشت فرزندی راحت‌تر است یا تک فرزندی؟
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

اگر کسی امروز بگوید فرزند بیاورید چون جامعه 50 سال دیگر پیر می‌شود. ما به این نگاه تک بعدی می‌گوییم. اصلا جامعه‌ی ما 50 سال دیگر ده برابر می‌شود، به ما چه مربوط است؟

حجت الاسلام وافی در بحث جمعیت و سبک زندگی شخصیت شناخته شده ای است. هم از لحاظ بحث ها و مناظرات ایشان و هم سبک زندگی خاص ایشان با ۱۰ فرزند. مصاحبه کوتاه ولی خواندنی ما با ایشان را در ادامه مشاهده می کنید:

در باره موضوع افزایش جمعیت و تشویق جامعه به فرزند آوری دو رویکرد وجود دارد؛ یک رویکرد به این موضوع به مثابه یک سیاست مقطعی در حیطه اجتماع و اقتصاد نگاه می‌کند و رویکرد دیگر موضوع تکثیر نسل را به عنوان مولفه‌ای از مولفه‌های سبک زندگی دینی می‌داند، نظر جنابعالی به عنوان کارشناس معارف اسلامی در این زمینه چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم، نگاه من به بحث جمعیت یک خرده متفاوت است.از نظر کارشناسان اقتصادی و حتی به ظاهر ممکن است با صحبت های رهبری تفاوت هایی داشته باشد. خب ما قاعده‌ای داریم به عنوان نحن ابناءالدلیل. یعنی هر دلیلی قوی‌تر است آن را می‌پذیریم. یعنی الان تا ادامه‌ی مصاحبه چیزی را می‌خوانید که قابل تصور نیست و شاید برای اولین بار باشد که می‌شنوید. ما دو مورد داریم، یکی فرزندآوری و دیگری افزایش فرزندآوری که به اعتقاد من هردوی این موارد نه بحث سیاسی است نه بحث اقتصادی است و نه بحث اجتماعی. اگر بخواهیم یک زمانی این بحران را حل کنیم که دولت ها نتوانند آن را تغییر دهند این را باید به عنوان یک بحث اعتقادی جلو ببریم. وقتی بحث اعتقادی شد دیگر با تغییر دولت‌ها اعتقادات تغییر نمی‌کند. به نظر من این موضوع یک بحث اعتقادی است. لذاست که رهبری دو سال پیش فرمودند من در مقابل تاریخ و در مقابل خدا عذر خواهی می‌کنم.

یعنی بحثی نیست که بشود از آن زود گذشت. من سه تا مناظره داشتم در رادیو معارف پیرامون این بحث با افراد مخالف. هر کدام از طرفین که می‌خواستند بحث را به سمت مسائل اقتصادی یا حتی آمار دهی ببرند، من اجازه ندادم، کسانی که می‌گویند جامعه۵۰ سال دیگر پیر می شود. من این روش را غلط میدانم. اصلا اگر کسی امروز بگوید فرزند بیاورید چون جامعه ۵۰ سال دیگر پیر می‌شود. ما به این نگاه تک بعدی می‌گوییم. اصلا جامعه‌ی ما ۵۰ سال دیگر ده برابر می‌شود، به ما چه مربوط است؟ ما الان از لحاظ اعتقادی باید بحث کنیم که بچه‌ی زیاد خوب است یا بد؟ این مقدمه‌ای بود که من فکر میکنم اگر بخواهیم بحران را حل کنیم باید از لحاظ اعتقادی مسئله را حل کنیم. دست مسائل اسلامی پر است. ما برای یک لیوان آب خوردن ۱۷ تا حکم شرعی را باید رعایت کنیم مگر می‌شود برای تعداد فرزند و سن ازدواج و میزان مهریه و … اسلام چیزی نداشته باشد؟

اما این که چرا سیاست‌های دولت ها تغییر کرده من فکر می‌کنم دولت ها از اسلام فاصله گرفتند. ما هر جا از اسلام فاصله گرفتیم یکی از نتایجش این قصه شده که بچه نیاوریم. یک نتایج دیگری هم داشته مثل دوچرخه سواری زن ها و… . معلوم می‌شود ما در این مسائل اعتقادی نباید نگاه‌مان به سیاسیون باشد. مثل الان که دولت گفته ما میخواهیم به ۱۰ میلیون نفر سبد غذا بدهیم. غیر از سبد کالا. من رفتم پیگیری کردم دیدم سبد غذایی را فقط تا ۳ فرزند می‌دهند. یعنی همین الان حمایت دولت تا سه فرزند است منتها چون توده‌ی مردم درگیر نیستند متوجه نمی‌شوند که دولت چه می‌کند؟ من خودم با یکی از مسئولین دولتی صحبت می‌کردم می‌گفت از سال آینده می‌خواهیم به جای یارانه نقدی کارت انرژی بدهیم. در این طرح یکی از ترفندهای‌شان این است که دوباره تا سه تا بچه را بیشتر خدمات ندهند. از این قضیه معلوم می‌شود دولت و مجلس اصلا در این فضا نیستند می‌خواهند موضوع را سیاسی، اقتصادی‌ کنند که چون حضرت آقا گفته‌اند و … . اما در قانون ۹۳ و ۹۴ یک بند در مورد کثرت نسل وجود ندارد. بله این سیاست دولت‌ها نیست که می‌تواند این قصه را مشخص کند. البته برای اولین بار بحث افزایش جمعیت را دو سال قبل از حضرت آقا، دکتر احمدی نژاد مطرح کردند که از مجلس گرفته تا حوزه‌های علمیه ایشان را له کردند. ایشان به عنوان اولین نفر بر اساس یک نگرانی دینی وارد میدان شدند. البته حضرت آقا نیز با زیرکی خاصی این موضوع را در سبک زندگی اسلامی قرار دادند چون در سبک زندگی اسلامی سن ازدواج و سایر عوامل نیز مهم هستند، که یکی از آن‌ها تعداد فرزندان است و اگر ما می‌خواهیم درباره تعداد فرزندان بحث کنیم باید در یک پازلی صحبت کنیم به نام سبک زندگی اسلامی. در مجموع به نظرم شخص اولی که بر علیه این موضوع فعالیت کرد و سیاست تحدید نسل را پیگیری کرد آقای هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری‌اش بود. ببینید من ۱۸ سال است طلبه ام و از اول تا حالا در مسائل سیاسی و اقتصادی با ایشان مشکلی نداشتم. اما از همان اول در مسائل اعتقادی با ایشان مشکل داشتم. لذا از همان اول با ایشان مخالفت می‌کردم. پس اولین نفر آقای هاشمی بود و دولت ایشان که آن وام چند صد میلیونی را از سازمان ملل گرفتند. البته من خودم به آقای مرندی وزیر بهداشت گفتم رهبری از این موضوع عذر خواهی کرده‌اند شما هم به عنوان مجری طرح عذرخواهی کنید. گفت من اشتباهی نکرده‌ام که عذر خواهی کنم.


  با این توضیحات جواب سوال دوم من رو هم به نوعی دادید. در بحث سیاست‌گذاری فرمودید که این موضوع را باید در ذیل مسائل اعتقادی بررسی کنیم، اما در سطح جامعه و مردم ریشه معضل وجود خانواده‌های بدون فرزند و تک فرزند را در مسائل اقتصادی مثل گرانی مسکن، بیکاری و … می‌دانید یا مسائل اجتماعی و فرهنگی؟

شما با این سوال وارد بحثی می‌شوید که خیلی بحث دقیق و مفصلی هست. من همه‌ی این حرف های شما را اصلا قبول ندارم، البته استدلال هم می‌آورم. مردم وقتی بچه نمی‌آورند، ریشه مشکل اقتصادی نیست، یک خرده گیر در رنگ خدا در زندگی هاست. یعنی میزان اعتماد ما به خدا کم شده و این‌ها را بهانه می‌کنیم. من شخصا ده فرزند دارم و الان در قم مستاجرم. سال‌ها بچه‌هایم بیمه نبودند و به ما کوپن نمی‌دادند. من جوان ۳۲ ساله دو تا دخترم را عروس کردم. با این گزاره‌ها می‌خوام بگم که همه‌ی این مشکلات بهانه است. اما به صورت جزئی باید بحث کنیم. شما اگر بگویی من مثلا ۱میلیون حقوق دارم، اگر یک بچه باشه این طور، اگه شد دوتا نصف می‌شود و … . من به عنوان نیمچه کارشناس دینی و کسی که درگیر این مسئله است در بحث ازدواج و فرزندآوری اصلا مسائل اقتصادی را دخیل نمی‌دانم. واقعا دخیل نمی‌دانم نه این که بخواهم شعار بدهم همه‌اش اعتماد به خداست. همه اش همین است.

 

البته اگر در معضلات فرهنگی و اجتماعی هم دقیق شویم، باز عده‌ای وجود دارند که بهانه بیاورند که مثلا برای رسیدگی بیشتر به مسائل روحی و روانی فرزند میگویند که هرچه تعداد بچه‌ کمتر باشد، رسیدگی والدین به آن‌ها بیشتر می‌شود؟

اولا من این مسئله را به شما بگویم که همان کسانی که این موضوع را مطرح می‌کنند در رسیدگی به یک فرزند هم ناتوانند. یعنی این که اصلا مفهوم تربیت را نمی‌دانند چیست؟ آن‌ها آخرش می‌گویند که بچه‌ام قرآن را حفظ کند و سلام کند و … خب من میگویم، عمر سعد که همه‌ی این ویژگی‌ها را داشت. بنده ۴سال و ۷ ماه است که چهارشنبه‌ها یک برنامه در رادیو معارف به نام گل‌های بهشت دارم که روش های ایجاد خود کنترلی در بچه ها را آموزش می‌دهم. این مسئله که آن‌هایی که این حرف ها را می‌زنند. اصلا با مفهوم تربیت آشنا نیستند را با علم دارم بیان می‌کنم. دوماً مگر تو نمیگویی یک بچه داشته باشم، بهتر تربیت می‌کنم، پس چرا در همین یکی‌اش هم مانده‌ای؟ ۹۰ درصد کسانی که برای مشاوره پیش ما می‌آیند. یکی دوتا بچه بیشتر ندارند که البته این جواب نقضی است به حرف خودشان. یعنی تو اگر میگویی بچه‌ی کمتر داشته باشیم، کیفیت بالاتر میرود پس چرا نرفته؟ ممکن است بچه‌ی با ادب‌تری داشته باشند. ما که بچه‌ی با ادب نمی‌خواهیم بچه‌ی با تربیت می‌خواهیم. آنهایی که بچه‌هایشان را می‌فرستند مدرسه‌ی غیرانتفاعی میگویند که بچه ما دعوا نمی‌کند. اتفاقا بچه باید مدرسه‌ای برود که دعوا کند و بتواند مشکلاتش را خودش حل کند. در یک جمله این‌ها دارند از بحث اصلی فرار می‌کنند و الا مفهوم تربیت یک مفهوم کاملا دقیق و مفصلی است. تربیتی که آن‌ها میگویند ربطی به تربیتی که خدا و پیغمبر میگویند ندارد.


  یک عامل دیگر بحث تحصیلات است که هم جوان های دختر و هم پسر که میخواهند تحصیلات تکمیلی داشته باشند. به نظر شما رابطه ی این فرآیند علم آموزی و نیاز طبیعی به نام ازدواج چه گونه است؟

این همه ازدواج دانشجویی داریم. دانشجوهایی که در حال تحصیل، ازدواج می‌کنند.

 

بله عده زیادی از خانواده‌ها هستند که با فرزنددار شدن بچه هاشان در دوران دانشجویی مخالفت می‌کنند و بعضی ها هم حتی با ازدواجشان مخالفت می‌کنند.

بله. البته باید ببینیم، دلیل مخالفت‌شان چیست؟ اگه میگویند بعد از ازدواج نمی‌توانند درس بخوانند، خب این همه از افرادی که حتی بچه هم دارند و درس می‌خوانند. خانم خود من بعد از ده تا بچه هنوز مشغول به تحصیل است. باید ببینیم دلیلشان چیست؟ اگر جو‌سازی و فضا‌سازی است که ما هم می‌توانیم جوسازی کنیم. ضمن این که باید در بحث تحصیلات تکمیلی هم بحث کنیم. الان جامعه ما گازش را گرفته به سمت درس خواندن هایی بدون هدف. ما روی این‌ها حرف داریم که کجا دارند می‌روند و رشته‌ها چه هستند و چه می‌خواهند؟ من ارتباط دارم با دانشگاه‌ها که می‌گویم. واقعا الان در دانشگاه ها از درس خواندن‌ها چه خبر است؟ بله، یک تعدادی دارند می‌خوانند اما که چی؟ باید با این خانواده ها بحث کرد و دلیلشان را شنید و دانه دانه جواب داد.


  حضرت آقا در جایی دراین باره فرمودند موضوع افزایش نسل فقط با تبعیت آدم‌های معتقد درست نمی‌شود و جامعه نیاز دارد تا فرهنگ‌سازی بشود و این گره های ذهنی باز بشود و نگاه عموم جامعه عوض بشود. به نظر شما فوری‌ترین اقدام برای باز شدن این گره‌های ذهنی چیست؟

یک مناظره ی منصفانه در رسانه با موضوع جمعیت و دادن آزادی مطلق به مخالفین. یعنی این که اگر رهبری فرمودند بچه بیاورید و یکی گفت نمی‌خواهم بچه بیاورم نگوییم که این ضد انقلاب است و … . من بعد از همه ی این مراحل دارم میگویم، معاون شهرداری تهران به من گفت ما ۱۱میلیارد خرج تبلیغات افزایش جمعیت کردیم، حالا ببینید چقدر بیشتر شده بچه آوری؟ خب اگه بخواهیم چکشی عمل کنیم جواب نمی‌دهد. اولین پیشنهادم طرح بحث در برنامه مناظره جمعه‌هاست که یک اقتصاد دان، یک روانشناس، یک کارشناس دین، دوتا موافق، دوتا مخالف با هم در این موضوع مناظره کنند. مطمئن باشید پر بیننده‌ترین بحث علمی خواهد شد. هرکس میخواهد بیاید علمی و نه احساسی بحث کند. مردم منصفانه حرف دو طرف را بشنوند. من فکر میکنم این یک موجی در جامعه ایجاد میکند که مفید خواهد بود. البته من با آقای حیدری هم صحبت کردم که قرار بود به مناظره برویم، اما چند هفته کنسل شد خب رسانه ای ها هم می‌ترسند که چون رهبری موضوع را مطرح کرده‌اند، اگر طرف خراب کند. آبروریزی میشود و … .

اما برای میان مدت کار کردن روی نخبه ها ضروری است. ما باید از حوزه شروع کنیم که هنوز طلبه‌های ما توجیه نیستند. بزرگان دین توجیه نیستند. ما اگر بتوانیم ده تا طلبه را توجیه کنیم اینها بروند در ده تا روستا تبلیغ کنند اتفاق بزرگی می‌افتد. مرحله‌ی سوم ساخت بعضی سریال هاست که ما چندتا سناریو به صدا و سیما پیشنهاد داده‌ایم که ان‌شالله به تولید برسند.

*****

وقتی حرف از تعداد زیاد فرزندان می‌شود چند بحث اساسی مطرح می‌شود:

اول بحث تربیتی:

در بحث تربیت و وظیفه‌ای که پدر و مادر عهده‌دار آن هستند، به اذعان کار‌شناسان تربیت چند کودک بسیار ساده‌تر از تربیت یک فرزند است به چند دلیل:
۱. یک فرزند هم‌بازی درون خانه ندارد و برای بازی یا به بازی‌های کامپیوتری پناه می‌برد یا از خانه خارج می‌شود که هر کدام تبعات خاص خودش را دارد. این به معنای منع کودک از این دو فضای اجتماعی نیست؛ یعنی نباید فرزند را از رفتن به کوچه و خیابان برای بازی منع کرد چون روحیه اجتماعی بودنش خدشه‌دار می‌شود، اما عدم وجود هم‌بازی در خانه باعث می‌شود در این امر زیاده‌روی کند و تبعات تربیتی خاصی را به همراه داشته باشد. بازی‌های کامپیوتری نیز چنین روندی دارد به آن معنا که در صورت عدم هم‌بازی در خانه و زیاده‌روی در بازی کامپیوتری تبعات روانی و ارتباطی برای کودک به همراه خواهد داشت.
۲. با وجود یک فرزند کودک نازپرورده شده به دلیل توجهات بیش از حدی که به او می‌شود، تربیت صحیحی را دریافت نخواهد کرد. اما در مورد فرزندان بیشتر این اتفاق پیش نخواهد آمد.
۳. تعدد کودکان باعث می‌شود مقداری از بار تربیتی کودکان بعدی به عهده کودکان بزرگ‌تر باشد.

 

دوم بحث اجتماعی:

تعدد فرزند از نظر اجتماعی برای کشور‌ها به عنوان یک رگ حیاتی به شمار می‌رود. به صورتی که کشورهایی مثل ژاپن برای ازدواج جوانان متقبل هزینه‌هایی جهت تشویق جوانان می‌شود. چون قدرت یک کشور و نظام به نیروی اجتماعی و جوانِ آن کشور بستگی دارد. شاید مهم‌ترین گزینه‌ها را در این مسئله بتوان موارد زیر دانست:
۱. نیروی کار.
۲. نیروی علمی برای کارهای دانش بنیان.
۳. نیروی دفاعی.


سوم بحث اقتصادی:

مباحث اقتصادی جزء جنجالی ترین بحث‌ها در این زمینه است. وجود چند مسئله باعث شده که به خاطر احتمالات اقتصادی، ترغیب کمتری به تولید نسل باشد:
۱. بالا رفتن سطح رفاهیات جامعه و رسوخ تجملات در زندگی بشری.
۲. بالا بودن سطح مصرف و عدم توجه به جلوگیری از اسراف در خانواده‌ها.
۳. عدم توکل به خدا در بحث رزق و روزی. آنطور که خداوند در قرآن فرموده است «انّ الله هو الرّزاق..»[ذاریات/58].
۴. تنبلی نسبی در کودکان نسبت به قدیم و عدم بکارگیری آن‌ها در کارهای تولیدی و درآمدزا.

در ‌‌نهایت با وجود این مسائل، به نظر شما زندگی با هشت فرزند راحت‌تر است یا با یک فرزند؟

دانلود سخنان مهم و فوق العاده پناهیان در مورد افزایش جمعیت(کلیپ صوتی)


منبع: راه‌بردی  و   رهروان ولایت  و  مستضعفین تی‌وی

یا علی.


 
جوان و دختر رعنا
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا علی.


 
«لیلة الرغائب»؛ دروازه بندگی خدا+ صوت حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

نماز «لیلةالرغائب» مقدمه‌ای برای تجهد و شب زنده‌داری است، رجب، ماه امیرالمؤمنین(ع)، ماه شعبان؛ ماه رسول اکرم(ص) و ماه رمضان؛ ماه خداست، پس دروازه بندگی خدا از امام علی(ع) به رسول اکرم(ص) و از رسول اکرم(ص) به خدا منتهی می‌شود.

یکی از سه شب مهم سال «لیلة‌الرغائب» است؛ یعنی بعد از شب قدر و شب نیمه شعبان، «لیلة‌الرغائب» جایگاه بسیار درخشانی دارد و این شب، همان شبی است که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره آن فرموده است: «در آسمان‌ها جنبش و خروش خاصی هست و فرشتگان الهی به دعا و مناجات مشغول می‌شوند»؛ این شب از نظر شیعه یکی از شب‌هایی است که نزد خداوند از فضیلت خاصی برخوردار است و در روایات اهل بیت(علیهم السلام) بر پاسداشت آن شب تأکید زیادی شده است.(1)


 «لیلة الرغائب»؛ دروازه بندگی خدا+ صوت حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)

پیشکشی برای شب اول قبر
برای این شب اعمال خاصی ذکر شده است؛ 12 رکعت نماز، به عبارتی دیگر 6 تا نماز 2 رکعتی که در هر رکعت بعد از «حمد»، سه مرتبه «سوره قدر» و 12 مرتبه سوره «توحید» بایستی خوانده شود، بعد از اینکه نماز تمام شد، این‌گونه خطاب ‌دهد: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلی‏ آلِهِ» سپس به سجده رود و 70 مرتبه این ذکر را بگوید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» بعد از سجد بلند ‌شود و بگوید: «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ العَلِیُّ الْعَظیمُ»، آن گاه به سجده رود و 70 مرتبه ذکر‌«سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» را بخواند.(2)

همچنین در روایت آمده که در هر یک از نماز یک بار حمد، سه بار سوره «قدر» و 12 بار سوره «توحید» خوانده شود و در ادامه حضرت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین می‌فرماید: قسم به کسی که نفس من به دست اوست، عبدی یا کنیزی نیست که این نماز را بخواند مگر اینکه جمیع گناهان او بخشیده می‌شود هر چند که به اندازه زبد دریا باشد و شفاعت می‌کند روز قیامت 700 نفر از اهل بیت خود را که مستحق آتش هستند.(3)
هر کس این نماز را بگذارد و چون شب اوّل قبر او شود حق تعالی ثواب این نماز را به سوی او به صورتی نیکو و رویی گشاده می‌فرستد و با زبان فصیح به او می‌گوید: ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافتی از هر شدت و سختی، گوید: تو کیستی؟ به خدا سوگند که من رویی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی بهتر از بوی تو نبوییدم، گوید: من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردی امشب به نزد تو آمدم تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند، در عرصه قیامت پس خوشحال باش که هرگز خیر از تو معدوم نخواهد شد.(4)


 «لیلة الرغائب»؛ دروازه بندگی خدا+ صوت حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)

 

دروازه بندگی خدا
نماز «لیلةالرغائب» مقدمه‌ای برای تجهد و شب زنده‌داری است،ماه رجب، ماه خدا و ماه امیرالمؤمنین علیه‌السلام نامیده شده است،  اینکه خداوند ماه رجب، ماه شعبان و ماه رمضان را کنار هم قرار داده است، بی‌حکمت نبوده، در واقع این سه ماه برای رسیدن انسان به خداست که مراتب درجات کمال در ماه رمضان را درک ‌کنند.

رجب، ماه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ماه شعبان؛ ماه رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ماه رمضان؛ ماه خداست، پس دروازه بندگی خدا از امام علی(علیه السلام) به رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به خدا منتهی می‌شود.
   «لیلة الرغائب»؛ دروازه بندگی خدا+ صوت حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)



پی نوشت ها:
1- حرّ عاملی، وسائل الشیعه، بیروت، ج5، ص232.
2- شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم، انتشارات آیین دانش، ص255، 256.
3- حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج5، ص233.
4- عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم، انتشارات آیین دانش، ص۲۵۶.

یا علی.


 
معیار انتخاب همسر از منظر حضرت زهرا(سلام الله علیها)
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                 * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌ٰفرجه‌الشریف) *

جاذبه‌های یک ازدواج را می‌توان به دودسته تقسیم کرد، دسته اول جاذبه‌هایی هستند که همیشه باقی می‌مانند اما دسته دوم جاذبه‌هایی هستند که موقتی هستند.
در یک ازدواج، زیبایی زن یا مرد، مال و ثروت تا مدتی جاذبه دارد، اما چند صباحی بیشتر دوام نمی‌آورد، چون مال، ثروت، زیبایی و لذت‌هایی که ازاین‌دست به وجود می‌آیند عادی و تکراری می‌شوند و علاوه بر آن مال و ثروت چندان نقشی در گرمی خانواده ندارد بلکه برعکس ممکن است به خاطره حرص و زیاده‌طلبی و روی آوردن انسان به‌سوی تجملات و تشریفات، کدورت و اختلاف در خانه را نیز به وجود آورد همچنین زیبایی همسر مخصوصاً زن بعد از مدتی کاسته می‌شود.
اما چیزی که می‌تواند مانع سردی زندگی و باعث علاقه مرد به همسرش شود، ایمان و اخلاق اوست. به تجربه ثابت‌شده است مردانی که از ایمان واقعی و اخلاق دینی برخوردارند و نسبت به احکام اسلام و عمل به آن‌ها پایبند هستند، چون خداوند را شاهد و ناظر کردار خود می‌دانند با همسرانشان بهتر برخورد می‌کنند و در زندگی از مشکلات کمتری برخوردارند. بر همین اساس در روایات بر دین و اخلاق داماد تأکید فراوان شده است.
حضرت امام حسن مجتبی به مردی که به محضر ایشان مشرف شده بود تا درباره ازدواج دخترش مشورت کند فرمودند: «دختر را به مرد باتقوا شوهر بده، به خاطر آنکه اگر دخترت را دوست داشته باشد او را مورد لطف و محبت در زندگی قرار می‌دهد و اگر دخترت را دوست نداشته باشد به او ظلم و ستم نمی‌کند.» [1]
همچنین مردی در این زمینه با امام رضا (علیه‌السلام) مشورت نمود و عرض کرد: یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده ولی اخلاق بدی دارد. حضرت فرمودند: «اگر بدخلق است، دخترت را به ازدواج او درنیاور.» [2] 

معیار حضرت زهرا سلام‌الله علیها مال و ثروت نبود
سلمان فارسی می‌گوید: روزی در منزل آب روی دستان مبارک رسول خدا (صلی‌الله علیه واله وسلم) می‌ریختم که حضرت فاطمه سلام‌الله علیها وارد شد درحالی‌که گریان بود. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه واله وسلم) دست نوازش بر سر دختر عزیزشان کشیدند و پرسیدند: «دخترم چه چیزی باعث گریه‌ات شده، خداوند چشمان تو را گریان نگرداند.»
حضرت فاطمه سلام‌الله علیها فرمود: «وقتی از کنار عده‌ای از زنان قریش درحالی‌که خضاب و آرایش‌کرده بودند رد می‌شدم تا نگاهشان به من افتاد، من و پسرعمویم علی (علیه‌السلام) را مورد ملامت و نکوهش قراردادند و گفتند: چقدر برای محمد (صلی‌الله علیه واله وسلم) سخت و مشکل بود که دخترش را به عقد مردی درآورد که فقیر است و ازنظر مالی جزء کمترین افراد در جامعه است.»
رسول خدا (صلی‌الله علیه واله وسلم) فرمودند: «و اللّه یا بنیّة، ما زوّجتک و لکنّ اللّه زوّجک من علی‏
به خدا سوگند، دخترم من شما را به همسری علی درنیاوردم بلکه خداوند شما را به عقد او درآورد.» [3]
سپس حضرت زهرا سرش را بلند کرد و بعد از گریه‌اش با چهره‌ای شاد و بانشاط فرمود:  «قَالَتْ رَضِیتُ بِمَا رَضِیَ اللَّهُ وَ رَسُولُه‏ راضی شدم به آنچه خداوند و رسولش رضایت دارند.» [4]
از این حدیث برداشت می شود که معیار و ارزش در ازدواج مال و ثروت نیست، بلکه مال و ثروت از ملاک‌هایی می‌باشند که قابل‌گذشت و چشم‌پوشی هستند، مخصوصاً وقتی در مقابل معیارهای اصلی مانند ایمان و اخلاق قرار بگیرند. تقوای و اخلاق از صفات عالی انسان است، چنانچه حضرت زهرا، حضرت علی را که ازنظر مالی وضع خوبی نداشت ولی در اخلاق و دین در بالاترین رتبه بودند، انتخاب کردند و تنها حضرت علی علیه‌السلام هم‌کفو ایشان بودند. منابع:
[1] مکارم الاخلاق ص 204
[2] وسائل الشیعه، ج 14، ص 54
[3] عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال‏ ج 11 قسم 1 صفحه 483
[4] بحار الأنوار (ط- بیروت) ج 43 ص 150

یا علی.


 
«پرسش» در قبر از چه زمانی شروع می‌شود؟
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

روز قیامت دادگاه و محاکمه اصلی انسان است، ولی عالم برزخ جایگاهی است که برای فرد پرونده‌ای تشکیل می‌دهند و او را آماده می‌کنند تا به محکمه اصلی برسند و در واقع پرسش‌های اساسی را در قبر سؤال می‌کنند.

عالم مردگان از جمله عوالمی است که همواره وقتی با آن مواجه می‌شویم سؤالات و ابهامات بسیاری برای ما به وجود می‌آید و هر فردی علاقه دارد بیشتر از این عالَم بداند، چرا که مرگ از جمله مباحثی است که هر فردی روزی با آن دست به گریبان خواهد شد، همچنین حضرت رسول(ص) می‌فرمایند: «اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور»؛ هرگاه بهار را دیدید، بسیار یاد قیامت کنید.

آنچه در ادامه می‌‌آید سلسله مباحثی است که به طرح پرسش و پاسخ درباره مرگ و معاد می‌پردازد و برگرفته از کتاب «عالم برزخ؛ عالم حیات و زندگی» اثر حجت‌الاسلام اسدالله محمدی‌نیا از پژوهشگران حوزه علمیه قم است:

 

پرسش‌ها در قبر از چیست

از روایات استفاده می‌شود که در عالم قبر پرسش‌های اساسی و کلیدی را سؤال می‌کنند، اما سؤالات جزئی موکول به روز قیامت می‌شود و سؤالات اصلی مثل سؤال از پروردگار، دین، پیامبر، امامت و اهل بیت (ع) عمره چگونگی کسب مال،‌ نماز، روزه و حج در واقع روز قیامت دادگاه و محاکمه اصلی انسان است، ولی عالم برزخ جایگاهی است که برای فرد پرونده‌ای تشکیل می‌دهند و او را آماده می‌کنند تا به محکمه اصلی برسند، منتهی کسانی که مؤمن بوده‌اند هیچ نگرانی و اضطرابی ندارند، اما مجرمان و گناهکاران در اضطراب شدیدی به سر می‌برند.

امام زین‌العابدین علیه‌السلام در این خصوص با اشاره به آیه سی‌ام سوره مبارکه آل عمران مبنی بر «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعیداً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ»؛ روزی که هر کس آنچه را از کار خیر (در دنیا) انجام داده و آنچه را از کار بد به جا آورده حاضر شده می‌یابد، آرزو می‌کند که کاش میان او و عمل‌های بدش مدت زمان درازی بود (قیامت به تأخیر می‌افتاد) و خدا شما را از ( عذاب ) خود بر حذر می‌دارد، می‌فرمایند: ای مردم از خدا بترسید و بدانید بازگشت همه شما به سوی خداست.

سپس حضرت ادامه می‌دهند: بدان اولین چیزی که دو فرشته نکیر و منکر از شما سؤال می‌کند از پروردگارت که او را عبادت می‌کردی و از پیامبری که به سوی شما فرستاده شد و از دینی که به آن پایبند بودی و از قرآنی که آن را می‌خواندی و از امامی که ولایت ور رهبری آن را قبول کردی سپس از عمرت سؤال می‌کنند که در چه راهی به باد دادی و از اموالت که از کجا به دست آوردی و در چه راهی مصرف کردی؟

جانب احتیاط را نگه دار و درباره خود فکر کن و قبل از از سؤال و امتحان آماده پاسخ باش.

اگر با ایمان و متقی و آگاه به دین و پیرو صادقین و دوستان و اولیا الهی باشی خداوند پاسخ لازم را به تو تلقین می‌کنند و زبانت را به گفتن حق باز می‌کند و جواب خواهی داد در این هنگام از سوی خداوند بشارت بهشت و رضوان و خیرات فراوان به تو داده می‌شود و فرشتگان الهی با روح (ارامش) و ریحان از تو استقبال می‌کنند.

و اگر چنین نبودی زبانت به لکنت می‌افتد و دلیلت باطل می‌شود و از دادن پاسخ فرو می‌مانی و بشارت به آتش داده می‌شوی و فرشتگان عذاب به استقبالت می‌آیند.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: در قبر از ۵ چیز سؤال می‌کنند: از نماز، زکات، حج، روزه و ولایت و محبت مرده نسبت به ما اهل بیت (ع) بعد ولایت از گوشه قبر به آن چهار تا می‌گوید: اگر از جانب شما نقص و کمبودی بود بر من لازم است که آن نقص را جبران و کامل کنم.

 

پرسش در قبر از چه زمانی شروع می‌شود

از روایات استفاده می‌شود که از همان اوایل ورود میت به برزخ و بعد از تلقین سؤال از او شروع می‌شود.

حضرت محمد(ص) فرمود:«انَّ الْعَبْدَ إِذَا وُضِعَ فِی قَبْرِهِ وَتَوَلَّى عَنْهُ أَصْحَابُهُ وَإِنَّهُ لَیَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِهِمْ فیَأْتِیهِ مَلَکَانِ»

همین که متوفی را در قبر قرار دادند و اقوام و دوستانش برگشتند، به طوری که هنوز میت صدای پاهایش هنگام برگشت را می‌شنود دو فرشته برای سؤال و جواب می‌آیند.

حضرت امیرالمؤمنین در این مورد می‌فرماید: «إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَیِّعُ وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ اءُقْعِدَ فِی حُفْرَتِهِ نَجِیّا لِبَهْتَهِ السُّؤَالِ وَ عَثْرَهِ الِامْتِحَانِ»؛ همین که تشیع‌کنندگان برگشتند و گریه کنندگان رفتند، او را در گورش می‌نشانند (و از او سؤال می‌کنند) در حالی که از ترس و تحیر در برابر سؤال و لغزش در امتحان آهسته سخن می‌گوید.

با توجه به مطالب گذشته روشن است که نشاندن در قبر مراد آن قبر ظاهری نیست.

منبع: خبرگزاری فارس

یا علی.


 
درد دل امیرالمومنین(ع) بعد از دفن فاطمه زهرا(س)
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

        * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یکی از شبهات بی‌پایه و اساس دشمنان تشیع به اعتقادات و روایات معتبر شیعه این است که می‌گویند: سخنانی‌که در لحظه دفن حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) از امیرالمومنین(علیه‌السلام) نقل شده و ایشان از شهادت حضرت اظهار ناراحتی کرده‌اند، دروغ است؛ چرا که در آن موقع هیچ‌کس با آن‌ها نبوده است، تا صدای حضرت را بشنود.

در پاسخ به این شبهه بی‌اساس باید گفت:
اولا: این مطلب دروغ محض است و هنگام دفن فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) افرادی همراه امیرالمومنین(علیه‌السلام) بوده‌اند و این‌چنین نبوده که حضرت خودش به تنهایی تابوت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) را برداشته و به قبرستان برود و ایشان را دفن کند. بلکه افرادی هم‌چون «سلمان» ، «ابوذر» ، «مقداد» و بچه‌های فاطمه(سلام‌الله‌علیها) همراه حضرت بوده‌اند.

ثانیا: این روایت توسط امام حسین(علیه‌السلام) نقل شده که بدون شک همراه پدر خود در تشییع مادر شرکت داشته و شاهد گفتگوی آخر پدر با مادر بوده است.

در کتاب ارزش‌مند کافی از امام حسین(علیه‌السلام) نقل شده که حضرت فرمودند: «چون فاطمه(سلام‌الله‌علیها) وفات کرد، امیرالمومنین(علیه‌السلام) او را پنهانی به خاک سپرد و قبرش را پوشاند تا کاملا مخفی بماند، سپس برخاست و رو به جانب قبر رسول خدا(صلى‌اللَّه‌علیه‌وآله) کرد و فرمود: «سلام بر تو اى رسول خدا، از جانب من و از جانب دخترت و دیدارکننده‏‌ات و آن‌که در خاک رفت و از من جدا شد و خداند متعال ملحق شدن به تو را برایش برگزید.

اى رسول خدا، شکیباییم از فراق حبیبه‌ات کم شده و دوری از سرور زنان عالم، من‌را نابود کرده است، و جز این‌که براى من در پیروى از سنت تو که در فراقت کشیدم،صبر کنم، چاره‌ای ندارم؛ زیرا من سر تو را در لحد آرام‌گاهت قرار دادم و جان مقدس تو از میان گلو و سینه من خارج شد(یعنى هنگام جان دادن سرت بسینه من چسبیده بود) آرى، در کتاب خدا براى من بهترین پذیرش(و صبر بر این مصیبت) است «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون».

همانا امانت پس گرفته شد و گروگان دریافت گشت و زهرا از دستم ربوده شد. اى رسول خدا، دیگر این آسمان نیلگون و زمین تیره در نظرم زشت جلوه می‌کند. از این به بعد اندوهم همیشگى‏‌ست و شبم در بی‌خوابى خواهد بود(خواب نخواهم داست) و غمم پیوسته در دل‌ست، تا خدا خانه‏‌اى را که تو در آن اقامت دارى برایم برگزیند(بمیرم و به تو ملحق شوم). غصه‏‌اى دارم که دل را خون می‌کند و اندوهى دارم هیجان‌انگیز، چه زود میان ما جدائى افتاد، تنها به سوى خدا شکوه می‌برم.

به همین زودى دخترت از هم‌دست شدن امتت بر ربودن حقش به تو گزارش خواهد داد، همه‌ی جریان را از او بپرس و گزارش را از او بخواه، زیرا چه بسا درد دل‌هایى داشت که چون آتش در سینه‏‌اش مى‏‌جوشید و در دنیا راهى براى گفتن و شرح دادن آن نیافت، ولى اکنون مى‏‌گوید و خدا هم داورى می‌کند و او بهترین داور است.

سلام بر سلام‌کننده‏‌اى که نه خشمگین است و نه دل‌تنگ، زیرا اگر از این‌جا برگردم، به خاطر دل‌تنگیم نیست و اگر بمانم به واسطه بدگمانى به آن‌چه خدا به صابران وعده فرموده نباشد. واى، واى، باز هم بردبارى مبارک‌تر و خوش‏‌نماتر است، اگر چیرگى دشمنان زورگو نبود(که من‌را سرزنش کنند یا قبر فاطمه(سلام‌الله‌علیها) را بشناسند و نبش کنند) هم‌چون معتکفان در این‌جا می‌ماندم و مانند زن بچه مرده بر این مصیبت بزرگ شیون مى‏‌کردم.

در برابر نظر خدا دخترت پنهان به خاک سپرده شد و حقش پایمال گشت و از ارثش جلوگیرى شد، با آن‌که دیر زمانى نگذشته و یاد تو کهنه نگشته بود، اى رسول خدا، شکایت من تنها به سوى خداست و بهترین دل‌دارى از جانب توست اى رسول خدا، درود خدا بر تو و سلام و رضوانش بر فاطمه باد».[1]

----------------------------------------------------
پی‌نوشت

[1]. «أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ الشَّیْبَانِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الرَّازِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَالَ لَمَّا قُبِضَتْ فَاطِمَةُ ع دَفَنَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ سِرّاً وَ عَفَا عَلَى مَوْضِعِ قَبْرِهَا ثُمَّ قَامَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ‏ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ السَّلَامُ عَلَیْکَ عَنِ ابْنَتِکَ وَ زَائِرَتِکَ وَ الْبَائِتَةِ فِی الثَّرَى بِبُقْعَتِکَ وَ الْمُخْتَارِ اللَّهُ لَهَا سُرْعَةَ اللِّحَاقِ بِکَ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی وَ عَفَا عَنْ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ تَجَلُّدِی إِلَّا أَنَّ لِی فِی التَّأَسِّی بِسُنَّتِکَ فِی فُرْقَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِی مَلْحُودَةِ قَبْرِکَ وَ فَاضَتْ نَفْسُکَ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی بَلَى وَ فِی کِتَابِ اللَّهِ لِی أَنْعَمُ الْقَبُولِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ وَ هَمٌّ لَا یَبْرَحُ مِنْ قَلْبِی أَوْ یَخْتَارَ اللَّهُ لِی دَارَکَ الَّتِی أَنْتَ فِیهَا مُقِیمٌ کَمَدٌ مُقَیِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَیِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَیْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْکُو وَ سَتُنْبِئُکَ ابْنَتُکَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَکَمْ مِنْ غَلِیلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِیلًا وَ سَتَقُولُ وَ یَحْکُمُ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِینَ وَاهَ وَاهاً وَ الصَّبْرُ أَیْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِینَ لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ وَ اللَّبْثَ لِزَاماً مَعْکُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّکْلَى عَلَى جَلِیلِ الرَّزِیَّةِ فَبِعَیْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُکَ سِرّاً وَ تُهْضَمُ حَقَّهَا وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا وَ لَمْ یَتَبَاعَدِ الْعَهْدُ وَ لَمْ یَخْلَقْ مِنْکَ الذِّکْرُ وَ إِلَى اللَّهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَکَى وَ فِیکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَحْسَنُ الْعَزَاءِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَیْهَا السَّلَامُ وَ الرِّضْوَانُ».( الکافی، ج 1، ص 459)

 

منبع: رهروان ولایت

یا علی.


 
پانزده توصیه مرحوم میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مؤمنانه
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                  * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

زندگی با سختی‌ها و خوشی و ناخوشی توأم هستش. چه بهتر که از این دوران طلایی بهترین بهره‌ها رو ببریم و به توصیه بزرگان عمل کنیم.

1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

2. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3. اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5. موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود: یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

6. اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیا قابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می‌گذارد.

7. تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مۆمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مۆمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8. هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مۆمنین و مۆمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعداً خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و…. کار محبت همین است.

10. با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد میکند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11. خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راستی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

13. از هر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آن را به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمۆمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله.

14. دل های مۆمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است... شخصِ تنها، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود، بلکه متنجس را هم پاک میکند.

15. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در «إلّا» تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه «الله» را بگو همه ی دلت را تصرف کند.

یا علی.


 
چرا تحمل درد و رنج؟!
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

تا حالا دندون‌پزشکی رفتید؟
اول دکتر چند تا سوزن میزنه تو لثه تون،

بعد اون مته رو می‌گیره، بعد دندون رو می‌کشه ، بعضی وقتا از شدت درد دسته‌های صندلی رو محکم فشار می‌دیم،
اشک تو چشمامون جمع می‌شه، آخرش هم پنبه‌ها رو می‌چپونه تو دهنمون!

خب، چرا نمی‌زنین تو گوشش؟ چرا داد و هوار نمی‌کنید؟

این همه درد رو تحمل کردید، این همه سوزن و آمپول و مته و انبر و ... خب اعتراض کنید بهش! چرا اعتراض نمی‌کنیم؟

تازه می‌خوایم بیایم بیرون می‌گیم، آقای دکتر ببخشید وقت بعدی کی هستش؟!

برای اینکه درسته که ظاهر کار درناکه ولی باطن کار خوبه، باطن کار شفا و سلامت است، ظاهرش درده.
نمی خوایم خیلی موحد و خداشناس بشیم، خدا رو به اندازه "دندانپزشک" قبول داشته باشید.

به دکتر اعتراض نمیکنیم چون میدونیم این درد فلسفه داره و منجر به بهبود می‌شه،
می‌دونیم یه حکمتی داره.

خب خدا هم حکیم است،
اصلا قبلا هم به دکتر می گفتند حکیم.
یعنی کارهای او از روی حکمت است.

وقتی درد و رنجی رو در زندگی ما فرستاد، ازش تشکر کنیم، بگیم نوبت بعدی کی هستش؟

رنج بعدی؟
چرا انقدر اعتراض می‌کنیم؟
مدرک خدا رو قبول نداریم؟

خدایا برای همه اعتراض‌هایمان شرمنده ببخشای بی‌ادبی های ما را.

یا علی.


 
مادرم با حیله، گوشت خوک به خوردم می‌داد
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

   * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )،«نورا السمان» زن جوان دو رگه‌ای است که در خانواده‌ای مسیحی متولد می‌شود ولی در سن ۱۵ سالگی با دین مبین اسلام آشنا می‌شود ولی از سوی خانواده‌اش با آزار و اذیت زیادی روبرو می‌شود ولی سرانجام در ۲۰ سالگی شهادتین گفته و مسلمان می‌شود.

نورا درباره خود اینگونه می‌گوید:

*در خانواده‌ای کاتولیک متولد شدم/ در ۱۵ سالگی به راهبه‌شدن می‌اندیشیدم

«مادر من اصالتا سوری بود (از یکی خانواده‌های سرشناس حلب) ولی در دیترویت متولد شده بود، پدرم نیز یک آمریکایی با اصالتی لهستانی بود.»

«من در دیترویت متولد شدم، پدر و مادر کاتولیک و مادربزرگم مارونی (مسیحی مقیم لبنان) بود».

«در نوجوانی، زمانی‌که ۱۵ سال بیشتر نداشتم همواره به راهبه شدن می‌اندیشیدم، در کلاس تاریخ جهان دبیرستان، ما درباره تمام ادیان مهم جهان می‌خواندیم، زمانی‌که به دین اسلام رسیدم، به آن خیلی علاقمند شدم، یک همکلاسی مصری (مسلمان)در کلاسمان بود که زمانی‌که معلمان دچار اشتباهی می‌شد، آن را تصحیح می‌کرد. و ما با خود می‌اندیشیدم که وای خدای من، او چه ایمان قویی دارد که می‌تواند اشتباهات معلمی چون معلم ما را تصحیح کند.»

*زمانی‌که خواندن قرآن را شروع کردم احساس کردم اسلام با اعماق قلبم رسوخ کرده است

«بالاخره یک روز از او پرسیدم که تقاوت میان کاتولیک و اسلام چیست؟ او گفت که خیلی نیست. جواب او نتوانست مرا قانع کند، به همین خاطر از مادرم خواستم تا یک نسخه از قرآن ترجمه شده به زبان انگلیسی را برایم تهیه‌ کند. او اینکار را کرد و زمانی‌که من شروع به خواندن آن کردم، دیگر نتوانستم آن را زمین بگذارم. همچنان به خواندن ادامه دادم و همان جا بودم که متوجه شدم که این کتاب حقیقتا از جانب خداوند است و به هیچ عنوان امکان ندارد که یک انسان بتواند چنین کتابی بنویسد. قرآن را کتابی شگفت‌آور یافتم و باعث شد که اسلام به اعماق قلبم رسوخ کند.»

*واکنش خانواده‌ام خیلی بد بود/ مجبور بودم روسری‌ام را در کمد و قرآن را در کولر پنهان کنم

«واکنش خانواده‌ام خیلی بد بود، همه چیز خیلی سخت شروع شد، من شروع کردم به نماز خواندن و روزه گرفتن. خانواده‌ام، بالاخص مادرم به من خیلی سخت می‌گرفت، من خیلی جوان بودم و تصور می‌کردم که آنها نیز همانند من عاشق اسلام خواهند شد ولی مسئله درباره آنها کاملا فرق می‌کرد. آنها دائما می‌خواستند، حجاب من، سجاده من، قرآن من و تمامی چیزهای مربوط به اسلام را از من پنهان کنند. پدرم هر روز اتاقم را می‌گشت و من مجبور بودم که روسری‌ام را در کمد مخفی کنم.حتی مجبور بودم قرآنم را در کولر پنهان کنم تا از دست آنها در امان بماند. مادرم روابط دوستی من را تحت نظر داشت و اجازه نمی‌داد با مسلمانان دوستی یا رفت و آمد کنم و حتی به والدین دوستان مسلمانم زنگ می‌زد و به آنها می‌گفت که به فرزندانشان بگویند که دیگر درباره اسلام با من صحبت نکنند، چون من گیج و سردرگم شده‌ام.»

*برای توجیه من نشستی با حضور چند کشیش برگزار کردند/ خواب من از مسلمان شدنم را به شیطان نسبت دادند

«پدر و مادرم مرا مجبور می‌کردند که به کلیسا بروم و من آنجا در کلیسا می‌نشستم و با خود می‌اندیشیدم که این مردم چقدر از هدف دور شده‌اند. یک روز مادرم با حضور من، خودش و چند کشیش یک جلسه گفتگو برگزار کرد. آنها شروع کردند که به گفتن چیزهای مختلف از انجیل و من به آنها گفتم که تا چه اندازه عاشق دین اسلام هستم و آنها چرا چیزی به این زیبایی را تا این اندازه بد می‌دانند؟ آنها حتی به من گفتند که خوابی که دیده بودم (شبی خواب دیدم در حالی‌که حجاب دارم به یک کشور اسلامی سفر می‌کنم) یک خواب شیطانی بوده و باید به خداوند پناه ببرم. ولی من به این فکر می‌کردم که شیطان در آنها رسوخ کرده است. هیچگاه چهره آنها را فراموش نمی‌کنم.»

*مادرم با حیله گوشت خوک به خوردم می‌داد/ والدینم نماز خواندن را مسخره می‌کردند

«مادرم به عمد برایم گوشت خوک می‌پخت و می‌گفت که گوشت گاو است و بعد می‌گفت که گوشت خوک بوده. پدرم نیز مرا تهدید می‌کرد برای اینکه در این خانه بمانی باید کاتولیک باشی در غیر اینصورت باید خانه را ترک کنی! آنها نه تنها جانماز و دیگر وسایل مرا دور می‌انداختند بلکه مرا هنگام نماز خواندن هم مسخره می‌کردند. از اینکه والدینم مقابل من و اسلام بودند، لطمه روحی خوردم.»

*تلاش کردم خواهر کوچکترم را با اسلام آشنا کنم/والدینم تهدید کردند که باید خانه را ترک کنم

« کمی برای خواهر کوچکترم درباره اسلام گفتم و زمانی‌که پدر و مادرم فهمیدند، مرا تهدید کردند که اگر به این کار ادامه دهم باید خانه را ترک کنم، من مجبور شدم که این کار را ادامه ندهم ولی در همان مدت چیزهای زیادی به خواهرم گفته بودم، آنچنان‌که او مرتب می‌پرسید که مثلاً چرا کاتولیک‌ها نماز نمی‌خوانند و خیلی سؤال‌های دیگر.»

*در مسجد شهادتین گفتم/ از تنهایی به حضرت یونس متوسل شدم

«با تمام مشکلات بزرگتر شدم و یک روز که دانشجوی ۲۰ ساله‌ای بودم، در دانشگاه با خانمی آشنا شدم که به من یک قرآن هدیه داد، چون در آن نزدیکی مسجدی افتتاح شده بود، پیش از آن نزدیکترین مسجد یک ساعت و ۴۵ دقیقه فاصله داشت. آن زن به من گفت که آنها به مناسبت افتتاح مسجد نهار می‌دهند. من هم رفتم و زمانی‌که اذان به صدا درآمد، آنقدر خوشحال شده بودم که به گریه افتادم و شهادتین را گفتم و دیگر برایم اهمیتی نداشت که اطرافیان چه می‌گویند و چه می‌کنند. احساس می‌کردم که باید در آن مقطع از از زمان به حضرت یونس که -در شکم نهنگ محصور شده بود- توسل کنم. از همان موقع به طور کلی ارتباطم را با دوستان بدم قطع کردم و اطرافم پر شد از مسلمانان.»

*حجابم را مایه ننگ خانواده می‌دانستند/ روسری و لباس‌هایم را به تنم پاره می‌کردند

«دیگر کاملا محجبه شدم. والدینم هم مرتب متذکر می‌شدند که حق نداری با این لباس‌ها بیرون بروی. من نیز یا به هر طریقی شده با حجاب از خانه خارج می‌شدم و یا اینکه اصلا بی‌خیال بیرون رفتن می‌شدم. گاهی اوقات روسری‌ام را در ماشین سرم می‌کردم تا آنها مرا با حجاب نبینند چون مادرم مرتب به من می‌گفت که اسلام گفته باید از والدینت پیروی کنی، بنابراین تو باید به حرف ما گوش دهی! او می‌گفت با حجاب همانند پیرزن‌ها می‌شوی، به همین خاطر نمی‌خواستند که دوستان خواهرم من را با آن لباس‌ها ببینند، بنابراین با خواهرم به زور لباس‌هایم را پاره پاره می‌کردند و در سطل زباله می‌ریختند.»

*هنگامی که نماز ‌می‌خواندم سر و صدا می‌کردند/ مرا نزد روان‌پزشک بردند

«مادرم می‌گفت، تو خیلی خودخواهی که با پوشیدن حجاب باعث خجالت خواهرت و دیگر اعضای خانواده می‌شودی! او دوست نداشت که من در انظار عمومی ظاهر شدم. در این میان مادربزرگم نیز خیلی مرا اذیت می‌کرد. زمانی‌که نماز می‌خواندم، با صدای بلند سر و صدا می‌کرد و سرم فریاد می‌کشید تا حواسم را پرت کند. او حتی یکبار به من گفت که نمی‌تواند باور کند که تولد حضرت مسیح یک معجزه بوده باشد. آنها صدای قرآن خواندن مرا می‌شنیدند و مرا مسخره می‌کردند و حتی به من توهین می‌کردند. مادربزرگم با من قهر می‌کرد و مادرم مرا نفرین می‌کرد. آنها حتی زمانی‌که جوانتر بودم، مرا پیش یک روان‌پزشک بردند، مادرم برای او توضیح داد که من مسلمان شده‌ام و آن روان‌پزشک برایم دارو نوشت! من هم آنها را به سطل زباله انداختم. شرایط برایم دیوانه‌کننده شده بود، برای همین به دنبال آن بودم که هر چه زودتر ازدواج کنم.»

*با مسلمانی از اهالی دمشق ازدواج کردم/ خداوند پسری به نام یوسف به من هدیه کرد

«شکر خدا، بالاخره با یک پسر مسلمان خوب که اهل دمشق سوریه بود آشنا شدم. ما ازدواج کردیم و از آتلانتا به هوستون رفتیم. یک سال بعد نیز خداوند یک پسر به نام یوسف هدیه داد. شکر خدا اکنون خیلی خوشبختم و امیدوارم خداوند مهربان سفر به مدینه را قسمتم کند. از خداوند به خاطر آنکه مرا به سمت دین اسلام راهنمایی کرد سپاسگزارم.»

منبع: فارس

یا علی.


 
کاش می‌شد که بنویسم که حلالم بکنید
ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

 

کاش می‌شد بنویسم که حلالم بکنید

ننویسم رفقا فکر به حالم بکنید

 

کاش آن روز که روزی مرا می دادند

بیشتر تذکره ی کرببلا می دادند

 

همه  رفتند و من از هجر تو هق هق کردم

بخدا حضرت ارباب زغم دق کردم

 

کاش همراه تمام رفقا می رفتم

پابرهنه ز نجف کرببلا می رفتم

 

خستگی در وسط راه چه لذت دارد

زائرت در نظر فاطمه عزت دارد

 

عاشق آن است که اسپند در آتش باشد

هربلایی رسد از یار دچارش باشد

 

جز غم عشق مگر غصه ی دیگر داریم

قسمت این است که چون کوزه ترک برداریم

 

در ازل با نفس عشق که بیدار شدیم

ما به بین الحرمین تو گرفتار شدیم

 

داغ داریم، نپرسید چرا تب داریم

از ازل در دلمان روضه ی زینب داریم

 

اربعین است ز افلاک نوا می آید

کاروانی بسوی کرببلا می آید

 

باز در کرببلا اهل حرم برگشته

خواهری پیرشده با قد خم برگشته

 

آب ارزان شده با مشک پرآب آمده است

پاشو اصغر که به سوی تو رباب آمده است

 

داشت با ناله میان همه او را می جست

دختری گریه کنان قبر عمو را می جست

 

آسمان  ناله زد و روضه به مشکل افتاد

خواهری را همه دیدند ز محمل افتاد

 

دارد از شام شب تار به او می گوید

از غم کوچه و بازار به او می گوید

 

آه از شام، دلم از غم بازار شکست

حرمتم در وسط مجلس اغیار شکست

 

خیزران و لب تو، آه سرم می سوزد

کنج ویرانه، سه ساله، جگرم می سوزد

 

وای از آن لحظه که شمر از ته گودال گذشت

این چهل روز به ما مثل چهل سال گذشت

 

مهدی چراغ زاده


 
 
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

       * به نام او و به یاد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) *

کاش شیخ عباس جایی از مفاتیح الجنان
                                 ذکرِ تسکینِ فــراقِ کــربـلا را می نوشت

یا علی.


 
برنامه سخنرانی آخر هفته استاد پناهیان + روز عرفه/8 تا 12 مهر93
ساعت ۱:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ مهر ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) *

به گزارش بیان معنوی، برنامه سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در تاریخ 8 تا 12 مهر 93 به شرح زیر می باشد:

  • سه شنبه | بعد از نماز مغرب و عشاء | حرم حضرت معصومه(س) | موضوع: نظام اخلاقی و تربیت دینی | قم، حرم حضرت معصومه(س)، شبستان امام خمینی(ره)

  • چهارشنبه | ساعت 19:00 | مسجد جامع اقدسیه | موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع) | خ شهید باهنر(نیاوران)، خ اقدسیه

  • پنجشنبه | ساعت 7:00 | حسینیه آیت الله حق شناس(ره) | موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع) | میدان شهدا، خ مجاهدین اسلام، ایستگاه بهنام

  • پنجشنبه | ساعت19:30 | هیئت شهدای گمنام | موضوع: تاریخ تحلیلی اسلام | خ ولیعصر، پایین تر از میدان منیریه، خ فرهنگ، حسینیه شهدای قهرود- یا- خ حافظ، بعد از خ ابوسعید، خ فرهنگ

  • جمعه | ساعت 19:00 | هیئت محبین امیرالمؤمنین(ع) | موضوع: تنهامسیر-بخش چهارم: ابعاد سیاسی اجتماعی مبارزه با هوای نفس | میدان فلسطین، مسجد امام صادق(ع)

  • شنبه (روز عرفه) | ساعت 13:00 | مسجد دانشگاه تهران | تلاوت دعای روح بخش روز عرفه | میدان انقلاب، خ انقلاب، دانشگاه تهران

یا علی


 
عروج سیدالعلمای مازندران
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

    * به نام او و به یاد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) *

به مناسبت ارتحال سید العلمای مازندران حضرت آیت الله جباری نماینده فقید مردم شریف استان مازندران در مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه شهرستان بهشهر از طرف استاندار و نماینده محترم ولی فقیه در استان به مدت ۳ روز عزای عمومی در سطح استان مازندران و از طرف ستاد ارتحال آن حضرت به مدت ۷ روز عزای عمومی و چهارشنبه تعطیل رسمی در شهرستان بهشهر اعلام شد. 

اعلام شد.

یا علی


 
حضرت مهر
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

                  * به نام او و به یاد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) *

یادم نمیاد دقیقا چندوقته که نرفتم قم.
ولی احساس می کنم خیلی احتیاج دارم به فضای معنوی حرم خانم.
دروازه بهشت در آخرالزمان هستش.
از خودشون خواستم واسطه بشن و منو ساکن و مقیم حرم قم کنن.

یا علی.


 
روزی
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

         * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

از ما حرکت و از خدا برکت.
خیلی وقتا می‌لنگیم توی توکل به خدا.
این نشون می‌ده ایمانمون زیاد چفت نشده با جونمون.

می‌بینید! چقدر خدای عزیزمون در اسلام روی ریز حرکات و رفتارای ما حساب کرده؟!
چقدر برنامه دقیقی داره اسلام برای تربیت ما و خدایی‌شدنمون.

الحمدلله.

*****

خدایا جفت‌جور کن یه زیارت بامعرفت بریم.

یا علی.


 
مگس‌های اندیشه
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

انسان که شیرینی می خورد، اگر شیرینی اطراف دهانش بماند و او دهانش را تمیز نکند، مگس ها در اطراف او جمع می شوند و هر چه آن ها را براند باز هم برمی گردند. به همین دلیل در لغت عرب به مگس ذُباب می گویند.
این کلمه مخفّف از دو کلمه ذُبَّ به معنای رانده شده و آبَ به معنای بازگشت است، زیرا مگس حشره ای است که هر چه رانده شود، باز می گردد.
مرحوم فیض می فرمایند: این مگس ها افکار و اندیشه های ما هستند و آن شیر...ینی، تعلقات ما به امور دنیوی است.


وقتی انسان با تعلقات وارد نماز می شود، این مگس های تخیلات و افکار به دنبال آن به دل انسان هجوم می آورند. راه حلش این است که ذهن خود را از این تعلقات دنیوی پاک کنیم تا جلوی هجوم افکار پراکنده به قلب گرفته شود.
آن مقداری را که می توانید، کنترل کنید و اختیاراً دنبال نکنید و آنچه را هم که غیر اختیاری وارد می شود، اهمیت ندهید.

خداوند متعال وعده داده است که هر کس در راه معنویت کوشش کند من دستش را می گیرم. اگر ما متعهد بشویم که آن قسمتی را که می توانیم و در اختیار ماست کنترل کنیم، از برکت این مجاهده خداوند به تدریج مهمان های ناخوانده را از قلب ما بیرون می کند.

استاد فاطمی نیا

یا علی.


 
مبارزه با هوای نفس
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

         * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

در حدیث قدسی چنین آمده است:
مردم یک بار می میرند ولی مؤمن به خاطر مبارزه با نفس و مخالفت با هوای نفسش روزی هفتاد بار می میرد.      میزان الحکمه/روایت 29

*****

این‌روزا باید بیشتر حواسمون جمع باشه به خودمون و رفتارمون.
آخرالزمان نگه‌داشتن دین مثل نگه‌داشتن آتش بر کف دست.
پس باید بیشتر به مبارزه با هوای نفس بپردازیم.
تا ندونیم مشکلات درونمون چی هستش، مومن واقعی نخواهیم شد.
این روزا سلسله مباحث «تنها مسیر»(راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی) استاد پناهیان رو پی‌گیرم.
خدایا شکرت که این مسیر رو بهم نشون دادی.
ثابت قدم بدار منو در این مسیر.

یا علی.


 
از سیم خاردارا عبور کن
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

                  * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

*****
سلام.
خدایا خیلی گیرم ... خیلی.
نجاتم بده از وسوسه‌های شیطان بیرون و توجیهات شیطان درون.
کمکم کن از آزمایشاتی که پیش روم هست، سربلند بیرون بیام و رشد کنم.

یا علی.


 
یک خشم فرو خوردن آدم را از هزار رکعت نماز زودتر به خدا می رساند
ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

         * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

آیت‌الله فاطمی‌نیا:

یک خشم فرو خوردن آدم را از هزار رکعت نماز زودتر به خدا می رساند



امام جواد علیه السلام می فرماید:
«القصد الی الله تعالی بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال»
می فرماید:راه خدا را شروع کردن از قلب رساننده تر است، میانبرتر است از اینکه جوارح را به زحمت بیاندازی.

یعنی چی؟

یعنی یک خشم فرو خوردن آدم را از هزار رکعت نماز زودتر به خدا می رساند.

خیلی حرفه بزرگی است، من مومنی را می شناختم که آقا انقدر این تلخ بود، که الان یادش می افتم بی اختیار برایش رحمت می فرستم اما باور کنید کامم تلخ می شود، چون می رفت تو مسجد تمام نوافل، تمام مستحبات، سر راهش هر جا یک هیئتی بود یک سری می زد، خانه که می آمد انگار اژدها وارد شده، از دم در فریاد شروع می شد، چرا در این روغن باز است؟، چه قدر به شما بگویم، کی شما آدم می شوید؟! فکر می کرد خودش ملائکه است، وقتی مُرد زن و بچه اش آرام شدند.

یا علی.


 
بند محبت
ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

             * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرحوم حاج اسماعیل دولابی:

هــر زمــانی که در بنــد محبـت کسی یا چیــزی گــرفتار شدیم
به خود بگــوییم بهــتر از این هم هست
این کــار را آنقــدر ادامه دهیم تا از خــدا ســر در بیاوریم.

یا علی


 
الان ما تنها مشکلی که تو عالم داریم بچه مذهبی‌ها هستند!!!
ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

          * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سلام.
حیف که ماه رمضان و زیبایی‌ها  و برکاتش تموم شد.
کاش سال دیگه هم ماه رمضان باشیم و بندگی کنیم.
چند روزی رو همراه با خانواده پدری، رفتیم طرفای نور و نوشهر. خدا رو شکر.
خدایا از گناهان و لغزش‌ها و خطاهامون بگذر و کمک کن دل امام زمان عزیزمونو شاد کنیم و راضی.

الان ما تنها مشکلی که تو عالم داریم بچه مذهبی‌ها هستند!!! حتما گوش کنیم حتما

اینها همه دین حداقلی است
اهل دین را ارتقا !!! بدهید
برخی خسته از ارتقا به سطح خود بسنده کرده اند و میخواهند حداقل را به عنوان اصل مطرح کنند
کسی که حداقل را نپذیرد زمینه پذیرش حداکثر را هم ندارد!!!
روی حداکثر شدن دین کار کردن بهتر است
شما که امام زمانو میشناسی چه گلی به سر خودت زدی؟!

یا علی.


 
مناجات «برو راحت بگیر بخواب»
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

حتما دانلودش کنید و گوش بدید:

صفحه آخر دعاست؛ نفْس من!

دیدی تموم شد؟
دیدی اونقدرها هم سخت نبود؟
همه‌اش فرار می‌کردی از دو کلمه حرف زدن با خدا

مگر چقدر به‌ات بد گذشت که هیچ شبی را بیدار نشدی تا با خدا حرف بزنی؟

الان دیگه تموم میشه؛ نترس!
برو راحت بگیر بخواب؛
همه عمرت را بخواب.

یا علی.


 
توصیه هایی برای شب قدر
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

          * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا علی


 
ظلم بر غزه
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

         * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا علی


 
راه خورشیدی ما از دل شب می گذرد
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

                       * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

در همه اوقات و همه لحظات زندگانی، نیایش برای ما امکان پذیر است زیرا همیشه روزنه هایی از دیوارهای این کیهان کهنسال به سوی بی نهایت باز است و ما از رصد گاه این کالبد خاکی همواره می توانیم آن سوی جهان را نظاره کنیم؛ ولی سرود نیایش که از اعماق جان بر می آید به احساس خاموشی مطلق در جهان طبیعت شور و اشتیاقی دارد .شاید روح انسانی در خاموشی مطلق، راز دیگری در می یابد. برای همین است که نیایش شبانگاهی لذت وصف ناپذیری دارد. گاهی هیجان روحانی ما هرگونه احساس لذت را زیر پا نهاده و به مافوق لذت گام گذاشته و به مقام ابتهاج که در ذات روح ما نهفته است نایل می گردیم . شاید :
در آن هنگام که تاریکی مطلق، فضای پیرامون ما را در بر می گیرد:
« راه خورشیدی ما از دل شب می گذرد »
استاد محمد تقی جعفری

یا علی


 
افطاری می‌دی این‌طور باشه ...
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

               * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

◥ حجت الاسـلام قـرائتی : ◣

اگـر مــن مــذهبـــی بــه شمـــای مــذهبـــی افطـــاری بــدهـــم،
شمـــا هـــم بـــه مـــن افطـــاری بــدهیـــد؛
تـــولیـــدی نخــواهـــد داشـــت،

کسی را دعـــوت کنیـــم کــه از نظـــر مــذهبـــی متــوســط است.
به پســر و دختــرمــان بگــوییــم شمــا بچــه هــای مـدرســـه یــا کــوچــه را
کــه ممکــن است بعضــی هـاشـان روزه هــم نبــاشنــد دعــوت کــن.

یا علی.


 
دلیل چادر سرکردنم،‌حفظ زندگی توست
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

          * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

از وبلاگ یکی از دوستان:

داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز ،

همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم

گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟



بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم که در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.

پرسیدم: با منی؟

گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق!

اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟

خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟



تا آمدم حرف بزنم ، گفت:

نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.



خندیدم و گفتم: چقدر دلت پُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو.

خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد.

گفتم: شاید حق با تو باشد عزیزم. پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله.

گفتم من چادر را دوست دارم. چادر ؛ مهـربانیست.



با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای...



گفتم؛ چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم حفظ زندگی ِ توست.

با تعجب به چهره ام نگاه کرد.

پرسیدم با همسرت کجا آشنا شدی؟

گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم.



گفتم خوب؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مرد ها می گوید؛

غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید.

تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر.

این تکالیف مکمل هم اند، یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من، پوشش من باید مانع و حافظ او باشد،

و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم، غض ِ بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد.

همسر تو ، تو را "دید"، کشش ایجاد شد، و انتخابت کرد.

کجا نوشته شده است که همسرت نمی تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟!

گفت: خوب... ما به هم تعهد دادیم.



گفتم:

غریزه، منطق نمی شناسند، تعهد نمی شناسد.

چه زندگی ها که به چشم خودم دیدم چطور با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت.

من چادر سر می کنم، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد و نگاهش را کنترل نکرد ، زندگی تو به هم نریزد.

همسرت نسبت به تو دلسرد نشود. محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود.

من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم،

زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم،

بخاطر حفظ خانه و خانـواده ی تو.



من هم مثل تو زن هستم. تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم.

من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم.

من روی تمام ِ این علاقه ها خط قرمز کشیدم، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم.



سکوت کرده بود.

گفتم؛ راستی... هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد.

حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشانو صد جور جراحی ِ زیبایی فک و بینی و کاشت گونه و لب و آنچه نگفتنیست،

چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.

حالا بیا منصف باشیم.

من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟



بعد از یک سکوت طولانی گفت: هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم ...

راست می گویی...

یا علی.


 
توصیه‌هایی برای ماه رجب
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

     * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:

لازم میدانم برادران و خواهران عزیز را، مخصوصاً جوانها را توجه بدهم به اهمیت ماه رجب.
از این مناسبتها و از این خصوصیاتِ مربوط به ایام و شهور نمیشود به‌آسانى صرفنظر کرد.
بزرگان و اهل معنا و اهل  سلوک، ماه رجب را مقدمه‌ى ماه رمضان دانسته‌اند.
ماه رجب، ماه شعبان، یک آمادگاهى است براى اینکه انسان در ماه مبارک رمضان - که ماه ضیافت الهى است - بتواند با آمادگى وارد شود. آمادگى به چیست؟
در درجه‌ى اول، آمادگى به توجه و حضور قلب است؛ خود را در محضر علم الهى دانستن، در محضر خدا دانستن - «سبحان من احصى کلّ شى‌ء علمه» - همه‌ى حالات خود را، حرکات خود را، نیّات خود را، خطورات قلبى خود را در معرض و محضر علم الهى دانستن؛

در درجه‌ى اول، این مهم است؛ و اگر این حاصل شد، آن وقت توجه ما به کارهایمان، به حرفهایمان، به رفت‌وآمدهایمان، به سکوتمان، به گفتنمان، بیشتر خواهد شد؛ توجه میکنیم که چه میگوئیم، کجا میرویم، چه اقدامى میکنیم، علیه چه‌کسى حرف میزنیم، به نفع چه‌کسى حرف میزنیم. وقتى انسان خود را در محضر الهى دانست، بیشتر متوجه کارها و حرکات و رفتار خود میشود.

عمده‌ى اشکالات ما به خاطر غفلتى است که از رفتار و اعمالِ خودمان میکنیم. وقتى انسان از حال غفلت خارج شود، توجه کند که دارد دیده میشود، محاسبه میشود - «انّا کنّا نستنسخ ما کنتم تعملون» - همه‌ى حرکات او، کارهاى او در محضر پروردگار است، طبعاً مراعات میکند.

با این حالت، با یک طهارتى، با یک نزاهت و پاکیزگى‌اى، انسان وارد ماه رمضان شود - «شستشوئى کن و آنگه به خرابات خرام»؛ شستشوکرده وارد ماه رمضان شود - آن وقت در محضر ضیافت الهى حداکثر بهره را خواهد برد. ماه رجب را با این چشم نگاه کنید.
دیدار اقشار مختلف مردم ۱۳۹۲/۲/۲۵


 
مبارک باد این آغاز
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

     * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

چون حضرت باقرالعلوم علیه‌السلام به دنیا آمد، امام سجّاد صلوات اللّه علیه فرمود: فرزندم ، باقرالعلوم را بیاورید.
در این هنگام یکى دیگر از فرزندانش اظهار داشت: چرا این نوزاد را به عنوان باقر مطرح نمودى؟
امام سجّاد علیه‌السلام سر به سجده نهاد و پس از آن که سر از سجده برداشت، فرمود: این نوزاد امام و راهنما و نور هدایت امّت است؛ او گنجینه بردبارى و علوم مختلف است؛ او شکافنده همه علوم و فنون خواهد بود، او شبیه‌ترین مردم به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله مى‌باشد.

اءمالى طوسى : ج 2، ص 56، بحار الانوارالا نوار: ج 36، ص 192، ح 1

 

یا علی


 
شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب مى گویند
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب می‌گویند و از برای آن عملی از حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله وارد شده با فضیلت بسیار که سیّد در اقبال و علاّمه در اجازه بنی زهره نقل کرده‌اند از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار بسبب او آمرزیده شود و آنکه هر که این نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالی بفرستد ثواب این نماز را بسوی او به نیکوتر صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح پس با وی گوید ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافتی از هر شدّت و سختی گوید تو کیستی؟ بخدا سوگند که من روئی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بوئی بهتر از بوی تو نبوئیدم.

 گوید من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردی؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قیامت پس خوشحال باش که خیر هرگز از تو معدوم نخواهد شد.


وکیفیت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه میداری چون شب جمعه داخل شود ما بین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز می‌گذاری هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ می‌خوانی و چون فارغ شدی از نماز هفتاد مرتبه می‌گوئی« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَعَلی آلِهِ» پس به سجده می روی و هفتاد مرتبه می‌گوئی:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمی‌داری وهفتاد مرتبه می‌گوئی«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده می‌روی و هفتاد مرتبه می‌گوئی:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را می‌طلبی که انشاءالله برآورده خواهد شد.

یا علی


 
فرمان ببر
ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

                    * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

این روزها همه‌جا عروسی و شادی هستش.
میلاد حضرت مادر و حضرت پدر بر همه مبارک باشه.
الهی بهترین مسیر بندگی برامون باز بشه.

*****

هندوانه با طعم تقوا حتما بخونیدش.

یا علی


 
دعوا سر زمین
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

        * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

حکایت می کنند که دو نفر بر سر قطعه ای زمین نزاع می کردند و هر یک می گفت:
این زمین از آن من است.
نزد حضرت عیسی علیه السلام رفتند.
حضرت عیسی علیه السلام گفت: اما زمین چیز دیگری می گوید!
گفتند : چه می گوید ؟
گفت: می گوید هر دو از آن منند !

یا علی


 
قوانین ده گانه ی شهید سیّد مجتبی علمدار
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

          * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

╗═════════════════════════════════════╔
*......... قوانین ده گانه ی شهید سیّد مجتبی علمدار.........*
╝═════════════════════════════════════╚

قانون اول: بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم.اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم.
تاریخ اجراء 4/5/69

قانون دوم: پروردگارا! اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم.اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم، روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت) بخوانم .
تاریخ اجراء 11/5/69

قانون سوم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم. حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرّب بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید 20 ریال صدقه و 8 رکعت نماز قضا بجا بیاورم.
تاریخ اجراء 26/5/69

قانون چهارم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم.حداقل در هر هفته باید دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد.اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب 50 ریال صدقه و11 رکعت تمام را بجا بیاورم .
تاریخ اجراء 16/6/69

قانون پنجم: خدایا! اعتراف می کنم از اینکه «خدا می بیند» را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کارکردم.حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد 4 صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم.
تاریخ اجراء 13/7/69

قانون ششم:حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم، باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه بدهم و 100 صلوات بفرستم.
تاریخ اجراء 18/8/69

قانون هفتم: حداقل باید در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا آورم، در 24 ساعت بعدی باید 300 بار استغفار کنم و باز هم 300 به 600 تبدیل می شود.
تاریخ اجراء 30/9/69

قانون هشتم: هر کجا که نماز را تمام می خوانم باید در هفته 2 روز را روزه بگیرم، بهتر است که دوشنبه و پنج شنبه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم در هفته بعد به ازای دو روز 3 روز و به ازای هر روز 100 ریال صدقه باید بپردازم .
تاریخ اجراء 19/11/69

قانون نهم: در هر روز باید 5 مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم روز بعد باید 15 مسئله بخوانم .
تاریخ اجراء 14/1/70

قانون دهم: در هر 24 ساعت باید 5 بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و 2 بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم باید به ازای هر یکبار ، 3 مرتبه این عمل را تکرار کنم.
تاریخ اجراء 15/3/70

تاریخ شهادت: 11/10/75


این مطلب در کتاب فانوس زائر با دست خط خود شهید وجود داره. واقعا با خوندن این مطالبه که می فهمیم چقدر از شهدا عقبیم و چقدر باید از خدامون و خودهامون خجالت بکشیم!(با خودم بودم به کسی بر نخوره!)

به قول شهید سیّدمحمّد حسین حسینی بهشتی: بهشت را به بها بدهند و نه به بهانه!

و به قول شهید آقا سیّد مرتضی آوینی : آنانی که تمام طول عمر خود مرده اند یک لحظه هم شهید نمی شوند.

یا علی


 
حال مادر
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

               * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

آقاجان!
موکول می کنم شکوه ز هجر را به بعد     
این روزها حال مادرتان رو به راه نیست


یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی

یا علی


 
علی آقا صفایی
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                 * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌،رجه‌الشریف) *

تا نخواهی نمی دهند, زیرا اگر طالب نباشی آنچه را که به تو می‌دهند به کار نخواهی گرفت

و تا متضرع نباشی به آنچه که به دست می‌آوری، مغرور خواهی شد و انتسابش را به او فراموش می کنی، چون آدمی غافل است و  گرفتار.

استاد علی صفایی حائری(عین.صاد)/شرح دعاهای روزانه حضرت زهرا/ص109

یا علی


 
منتظر کدوم امامی؟!
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

       * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

زاهدان و عابدانی که پیوندی با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند، خواسته یا نخواسته دوستدار امام غایب اند، نه امام قائم.
مطلوب اینان غایب آل محمد است، نه قائم آن‌ها...

*آیت الله جوادی آملی*

*****

خدایا ما رو از این‌گروه قرار نده
خودت لیاقت مبارزه رو بهمون بده و شهادت در رکاب آقامون رو نصیبمون کن

یا علی


 
دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت رحمة الله علیه
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

دانشجو بود...

دنبال عشق و حال،خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی....

از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم...

قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه...

وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت...بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن...من چندبار خواستم سلام بگم...منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن...اما اصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن...درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن...

یه لحظه تو دلم گفتم:""حمید، میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه...تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره..!!! تو که خودت میدونی چقدر گند زدی...!!!"

خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم...تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم.

مدتی گذشت، یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم،از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم،چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن، اما به هرحال قبول کردن...

اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم،اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن:

""حمید..حمید...حاج آقا باشماست""

نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره می‌کنن که بیا جلوتر...آهسته در گوشم گفتن:"یک‌ماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی"

منبع: وبلاگ رحیق مختوم (به نقل از نویسنده وبلاگ: این مطلب رو خودم از آیت الله احدی از شاگردان آقای بهجت رحمه الله شنیدم)

یا علی


 
رسیدن به روزی و حاجات
ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

امام باقر سلام الله علیه : :  
   
  فَعَلَیکُم بِالدُّعاءِ فِى السَّحَرِ اِلى طُلوعِ الشَّمسِ فَاِنَّها ساعَةٌ تُفْتَحُ فیها اَبوابُ السَّماءِ وَ تُقسَمُ فیهَا الاَرزاقُ وَ تُقضى فیهَا الحَوائِجُ العِظامُ ؛  
   
  همواره در سحرگاهان تا طلوع خورشید دعا کنید؛ زیرا این وقتى است که در آن، درهاى آسمان باز مى‌شود، و روزى‌‏ها تقسیم مى‏‌گردد و حاجت‏هاى بزرگ برآورده مى‌‏شود.  
   
  کافى ، ج 2، ص 478، ح 9؛ نهج الدعاء، ج 1، ص 310 .

یا علی


 
از همه خواهش میکنم تا آخر بخونید
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

هیچ کس به دخترها از این واقعیت ها چیزی نگفت
واقعیت اینه که خیلی از دختران جامعه ی ما به شدت پاک هستند و اگر بدحجاب هستند معمولا دلیلشون هرچیزی هست جز آنچه در واقع اتفاق می افته

مطمئنم از بسیاری از دختران (بالای نود و نه درصد) اگر بپرسید چرا بدحجاب هستند؟ دلیلشون زیبا بودن، باکلاس بودن، بی کلاس نبودن و این چیزهاست و اگر بشود با صمیمیت و بدون آنکه به غرور نوجوانی و جوانی شان بربخورد از آنها بپرسید آیا آنها به این قصد این چنین می کنند تا نگاه مردی را به خودشان جلب کنند و همسر او را از نظرش بیندازند و خانواده اش را از هم بپاشند ، یا به این قصد آمده اند که برای اعصاب پسرهای مجردی که در اوج فشار غریزه ی جنسی شان هستند نقشه بکشند هیچ کدامشان چنین قصدی را ندارند.

حالا عنق ترینشان می گویند: "خب نگاه نکنند" یا مثلا "خاک بر سر آن ایمانی که با چند تار مو به باد رود" که همین جمله ها نشان می دهد آنها درست جنس مقابلشان را نشناخته اند. و کسی هم به آنها نگفته بله آنها نباید نگاه کنند اما مدیریت روابط زن و مرد برای خانم ها راحت تر است و برای آقایون به این راحتی نیست.

هیچ کس نه خانواده، نه مدرسه، نه صدا و سیما و نه مجلات رنگ و وارنگ به آنها نگفته که ما در این دنیای مادی بر اساس حکمتهای زیبای خالقمان در دو جنس آفریده شدیم و هر کدام توانمندی هایی داریم و بر اساس آن تکالیفی

مثلا یکی از مواردی که معمولا در آن آقایون قوی ترند، قدرت بدنی ست. خب تکلیف تامین مخارج زندگی بر عهده ی آنهاست تا خانواده اش گرم تر و بانشاط شود و همینطور جهاد اگر پیش آید و ...

خب حالا اگر یک آقایی پیدا شود و ازاین قدرتش سوء استفاده کند مثلا زن و بچه اش را کتک بزند همه او را محکوم می کنند هیچ کس نمی گوید خب آن خانم می خواست اول این آقا را عصبانی نکند. ( درسته نباید عصبانی می کرد ولی حالا خسته بوده و چیزی گفته اون آقا حق کتک زدن نداشته) همه می گویند نامرد چرا از قدرت بدنی بیشترت سوء استفاده کردی؟ خب خانم ها در این مورد ضعیف ترند تو حق نداری دست روی زن که از تو ضعیف تر است بلند کنی، دستت بشکند، باید دیه بدهی، دیگه خیلی شدید باشه که می شه انداختش زندان هیچ کس هم دلش برای او نمی سوزد

حالا یکی از مواردی که خانم ها در آن قوی ترند و آقایون ضعیف ترند ،قدرت مدیریت روابط زن و مرد هست.

چرا ما زشتی سوء استفاده آقایون رو از قدرت بیشترشان در توانمندی هایشان می بینیم اما زشتی سوءاستفاده ی خانم ها را نمی بینیم؟ چرا اینجا می گوییم خب آن آقا می خواست از اول نگاه نکند (درسته نباید نگاه می کرد اما فرضا ضعیف بوده و نگاه کرده شما حق داشتی از قدرت بیشترت سوء استفاده کنی؟ ) این ناجوانمردانه نیست؟

هیچ کس نه خانواده، نه مدرسه، نه صدا و سیما و نه مجلات رنگ و وارنگ به آنها نگفته این نگاه ها یک نگاه تحسین آمیز معمولی نیست از جنس نگاهی که مثلا تو به مانتوی دوستت داری! کسی از خیال پردازی های بعد از آن و آثاری که به دنبال دارد به آنها چیزی نگفته .

هیچ کس به دختران نوجوان و جوان این چیزها را نگفته و آنها نمی دانند ممکن است به اندازه ی یک نگاه در گناه یک تجاوز، یک قتل، یک افسردگی، یک خودکشی و ... سهیم باشند در حالیکه خودشان بی خبرند

هیچ کس به آنها نگفت این دنیا دار مکافات است و تو پدر داری، برادر داری و به یاد بیاور روزی تو هم ازدواج می کنی، بچه دار می شوی، سنت بالاتر می رود و آن موقع خواه ناخواه شادابی مثلا هجده سالگی ات را نخواهی داشت، اما حق داری خانواده ای مملو از عشق داشته باشی و همسری که تمام توجهش به خانواده اش باشد و محبت عاشقانه اش به هیچ زن دیگری معطوف نباشد و حتی توی ذهنش هم کسی را با تو مقایسه نکند و همیشه تو در نظرش زیباترین باشی. پس الان تو که قدرتمندتری مدیریت کن و کمک کن نگاه پدرها و برادرها و همسران دیگران پاک بماند و تو اجازه نده توجه مردانی که باید خاص همسرشان باشد به تو جلب شود. درست است که آنها در این زمینه به اندازه ی تو قوی نیستند اما حق دارند پاک بمانند، انسانی زندگی کنند و آزار نبینند تو کمکشان کن.

هیچ کس نه خانواده، نه مدرسه، نه صدا و سیما و نه فیلم هایی که با بیت المال مسلمین ساخته می شوند اما انگار در خودبیگانه ساختن با هالیوود مسابقه گذاشته اند و نه کتابها و نه مجلات رنگ و وارنگ به آنها نگفته که برای مسجود ملائکه بودن آفریده شدند برای خلیفة الهی شدن -خودشان و برادران ایمانی شان- و آنقدر این مساله ارزش دارد که هم ما و هم برادرانمان مراقب ایمان همدیگر باشیم.

همه مان لایق زیباترین زندگی ها در دنیا و در آخرت هستیم به هم کمک کنیم هرکس به اندازه ی سهمش.
یا علی

 
دنیا
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

        * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

و مَا الحیاةُ الدّنیا = و زندگی دنیا چیزی نیست

الا لعِبٌ و لهوٌ = جز بازیچه و سرگرمی

وَلَلدَّارُ الآخرةُ خیرٌ للذین یتّقون =و سراى آخرت براى پرهیزگاران بهتر است

افلا تعقلون =آیا نمى اندیشید؟

یا علی


 
تبریک ایام
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

علی علیه السلام می فرمود: «رسول الله یک طبیب دوره گرد بود.» دلش نمی آمد که خیلی با ابهت بنشیند آن بالا، مریض ها شرفیاب حضور بشوند. لوازم معالجه اش را بر می داشت راه می افتاد دور شهر، پی مریض ها.

چی با خودش بر می داشت؟ یک دستش «مرهم» می گرفت یک دستش «وَسَم»؛ برای آن ها که فقط زخم داشتند مرهم می گذاشت؛ ولی بعضی ها، دمل های چرکی داشتند، باید جراحی هم می کرد؛ «وسم» مال همین کار بود. وسم یعنی داغ هایی که قدیم برای شکافتن استفاده می کردند؛ جراحی سرپایی.

علی می گوید: «مرهم هایش کاری بودند، اثر داشتند. وسم هایش هم حسابی بودند.»

- اول فکر کردم از همه قشنگ تر را علی گفته؛ ولی الان یک جمله ی حتی قشنگ تر هم یادم آمد که درست همین حال را بگوید. آن هم توصیف خدا است از او؛ «یک رسولی آمده سراغتان که تحمل رنج شما برایش سخت است»

آخرش هم تقصیر همین دلش شد که در آن روایت گفت: «هیچ پیامبری به اندازه ی من سختی نکشید.» حساب دو دو تایی اگر بخواهی بکنی نسبت به بقیه ی پیغمبرها خیلی هم اوضاع برای او سخت نبود. در طائف سنگش زدند، در احد هم پیشانی و دندانش را شکستند. بقیه هم از این جور مصیبت ها داشته اند؛ ولی از حساب دو دو تایی که بزنیم بیرون،اگر حواست به حرف خدا باشد که «رنج های شما، رای او گران تمام می شود، طاقتش را می برد.» این جوری اگر چرتکه بیندازی، راستی هم چقدر سختی کشیده! اندازه ی نادانی و غل و زنجیرهایی که همه ی ما به خودمان بسته ایم اگر بخواهد رنج بکشد، اگر حرص بزند که ما را به راه بیاورد، واقعاً هم چه کارش سخت است.



- آخرش این که خدا داشت تماشایش می کرد. بعد گفت «چه اخلاق شگرفی داری» انگار که از دست پخت خودش در شگفت مانده باشد

جمعى از مردم خراسان به نزد امام صادق علیه السلام آمدند،
امام در آغاز چنین فرمود: مَنْ جَمَعَ مَالًا یَحْرُسُهُ عَذَّبَهُ اللَّهُ عَلَى مِقْدَارِهِ
هر کس مالى را براى نگاه داشتن گرد آورد، خداوند به اندازه آن مال او را عذاب خواهد کرد
خراسانیان به زبان فارسى گفتند: ما عربى نمى‏دانیم.
امام هم به زبان فارسی فرمود: «هر که درم اندوزد، جزایش دوزخ باشد»
)الحباة، ج4، ص 216(

چه خوش سرود حافظ شیرین سخن:

گر مطرب حریفان این پارسى بخواند / در رقص و حالت آرد پیران پارسا را

جانم فدای فارسی حرف زدنتون یا امام صادق.

یا علی


 
روزنگار
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

             * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

مناسبت‌های فردا:

آغاز هفته اهدا کتاب
ببینم می‌تونم کتابی بخرم و هدیه بدم این هفته
اتفاقا مناسبت‌های خوبی داریم که بهونه خوبی می‌تونن باشن

آغاز عملیات بزرگ کربلای5(1365ش)
خیلی از رزمندگان مازندرانی لشکر 25 کربلا، توی عملیات کربلای 5 شهید شدن
خدا رحمتشون کنه
اتفاقا امروز قسمت و روزی‌مون شد، دو تا شهید گمنام بیارن دانشگاهمون
اصلا خیلی عجیب و غریبونه
کل آدما شاید حدود صد نفر بودیم
وقتی برای نماز رفته بودیم نمازخونه متوجه شدیم ساعت 3-5 قراره دوتا شهید گمنام چند دقیقه‌ای مهمونمون بشن
حال و هوای خوبی بود
حیف که بابام منتظر بود و باید زودتر برمی‌گشتیم
کاش من هم شهید بشم. شهید معرکه و در رکاب آقا. آمین

قیام خونین روحانیت و مردم قم(1356ش)
فکر کنم همین قیام‌ها بود که منجر به پیروزی انقلاب شد
شادی روح شهدای روحانی صلوات: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

راستی:
مردم قم در 19 دی بار دیگر با امام راحل و رهبری تجدید میثاق می‌کنند.
خوش به سعادت هرکس که فردا می‌ره دیدار آقا. سلام ما رو هم برسونید

شهادت سرلشکر احمدکاظمی فرمانده نیروی زمینی سپاه و ده نفر از فرماندهان ارشد سپاه در سانحه هواپیمایی در حوالی ارومیه(1384ش)
خیلی دلم برای گلزارشهدای اصفهان تنگ شده
چه روزای خوبی بود که قدر ندونستم همجواری با این عزیزان رو
هر روز از کنارشو عبور می‌کردم و سلامی می دادم
دلم براتون تنگ شده:‌شهید خرازی، شهید کاظمی و ...

*****

فرداشب هم شب شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام هستش
از همین‌جا رومو می‌کنم سمت سامرا و سلام می‌دم به آقا:

السلام علیک یا ابامحمد یا حسن بن علی ایها الزکی العسکری یابن رسول الله

چه روزای خوبی بود
خدایا ممنونم که قسمتم کردی سامرا رو ببینم
باز هم بطلب آقاجون به حق دردانه‌ات

*****

این روزا فرصتم خیلی کمه
باید هم برای امتحانا درس بخونم
هم مقالات اساتید رو سریع‌تر تموم کنم و تحویل بدم
خیلی دعا کنید

یا علی


 
برای زیارت تشریفات قرار نده!
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ دی ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

حضرت آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی:

«برای زیارتت تشریفات قرار نده؛ همین‎طور بگو این کار را با شما دارم.» به همسایه جوانی که بیکار شده بود، ‎گفتند: شما برو شاه‎عبدالعظیم زیارت کن. زیارت که کردی بگو: آقا! من بیکارم، همین. هیچ چیز نمی‎خواهد بگویی؛

خودش گفت: من برگشتم خانه، صبح زود یکنفر زنگ زدند گفت: حسین! بیکاری؟ گفتم: آره. گفت: الآن بیا فلان جا! من رفتم، مرا گذاشت سر کار. می‌گفت: کارش سبک است؛ یعنی خیلی مهم نیست ولی سر کار رفتم؛ ماهی این‎قدر به من می‎دهد و در حال حاضر مشغول هستم.

یا علی


 
هفتاد استغفار امیرالمومنین (علیه السلام) - استغفار هفدهم
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                  * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

استغفار 17:

اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ تُبْتُ إِلَیْکَ مِنْهُ وَ أَقْدَمْتُ عَلَى فِعْلِهِ فَاسْتَحْیَیْتُ مِنْکَ وَ أَنَا عَلَیْهِ وَ رَهَبْتُکَ وَ أَنَا فِیهِ ثُمَّ اسْتَقَلْتُکَ مِنْهُ وَ عُدْتُ إِلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.


بار خدایا ! از تو آمرزش می‌طلبم برای هر گناهی که از آن توبه کردم و بر انجامش اقدام نمودم، پس از تو حیا می‌کردم در حالی که مرتکب آن بودم، و از تو می‌ترسیدم در حالی که من در انجام آن گناه غوطه ور بودم؛ پس از تو خواستم که از من درگذری در حالی که باز به سوی آن برگشتم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این‌گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

یا علی


 
چهل روزه زینب برادر را ندیده
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

ای همسفر قرار تو باور نکردنی است   من، اربعین، کنار تو، باور نکردنی است
با نیمه جان مانده خودم را رسانده ام    اینجا، سر مزار تو، باور نکردنی است
بر روی سرخ همسفرانت نگاه کن         این باغ لاله دار تو باور نکردنی است
در زیر تازیانه به سر شد اسارتم ...        تا آمدم دیار تو، باور نکردنی است
من را ببین و مادر خود را نظاره کن        قد کمان یار تو باور نکردنی است
با اینکه دشمنت همه جا کرد غارتم       من قهرمان عرصه رزم اسارتم

محمد بیابانی

*****

امروز روز پایانی چله زیارت عاشورام هستش
البته ان‌شاءالله می‌خوام همیشه بعد از نماز صبح‌هام بخونمش و هر بار چله‌مو ادامه بدم
چقدر عشق حسین شیرینه
ممنونم آقا که توفیقم دادی
ممنونم که یادت رو برام شیرین کردی
دستمو بگیر عزیز دل زهرا به حق رقیه
خدایا بهترین صلاحم رو ازت می‌خوام به حق لب‌های تشنه آقا
یا حسین شفیعم باش

یا علی


 
به این میگن مردونگی
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

               * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

به نقل از خانم فاطمه قلعه نویان‎ در گوگل پلاس:

صبح در مسیر محل کار سوار تاکسی شدم؛ قبل از من مسافری جلو نشسته بود و کمی جلو تر هم مسافر دیگری سوار شد.
از آن به بعد هر چه مسافران مسیر مقصد ما را می گفتند آقای راننده سوارشان نمی کرد!
مسافر عقبی: آقا گفت شهدا؛ چرا سوارش نکردی؟
آقای راننده: این خواهرمون معذب میشن دو تا نامحرم کنارشون بشینه؛ پولش صدقه سلامتی امام زمان!
پیاده که شدم در فکر و تعجب عمیقی بودم و به اندازه کرایه همان مسافر برای طول عمر راننده صدقه دادم...

یا علی


 
پندهایی از مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ آذر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                        * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

از حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) مروی است که فرمودند: «فکر آینه حسنات است و کفاره سیّئات و روشنی دلها و وسعت خلق و به وسیله آن می رسد آدمی به آنچه صلاح امر معاد است و حاصل می شود اطلاع بر عواقب امور و زیادتی در علم و آن خصلتی است که هیچ عبادتی مثل آن نیست.»

برگ درختان سبز در نظر هوشیار/ هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

در کتاب کاشف الاسرار داریم که پنج فکر است که آدم را ترقی می دهد. پنج تا فکر است که هر یک ساعتش ثواب 60 سال عبادت دارد. در وصف اباذر می فرمایند: «کانَ أکثرُ عِبادَةِ أبیذَرٍّ رحمه الله التَّفکُّرَ»؛ پنج تا فکر است انسان را ترقی می دهد. روزی یکی اش را صبح ها بعد از نماز شروع کنید.

خودت را بشناس
اول فکر در خدا شناسی: خودت را بشناس. خودت را که شناختی خدا را هم می شناسی. وقتی خودت را پیدا کردی، به مجرد اینکه فهمیدی که هستی، [خدا را هم می شناسی] لذا می گویند: «من عرف نفسه، فقد عرف ربّه». هر کس خودش را بشناسد. خدا را می شناسد. خودت را که شناختی دیگر خدا برایت معلوم می شود. همانطور که روح شما مجرد است...

من یک وقت خواب دیدم مرده‌ام روحم دارد دنبال جنازه‌ام می رود. من آنم که دنبال جنازه می‌رفت. این بدنم توی تابوت بود. ما خودمان غیر از این بدنمان است. این بدن ما مرکب است. همان طور که ما روح داریم. عالَم هم یک روحی دارد و مجرد است. و آن روح این عالم، خداست. همان که این روح ما در همه اعضای بدن ما هست، نمی شود بگوییم در دستمان هست در پایمان نیست.

تمام بدن ما روح است. در تمام عالم هم خدا هست. در آسمان هست در دریا هم هست. یک جایی باشد که خدا نباشد نیست. تمام دنیا مثل این روح بدن ما که همه جای بدن ما هست. این عالم هم یک روحی دارد. طبیعت بی شعور نیست. طبیعت با شعور است. همین که روح ما کار می کند با روحمان دستمان جلو و عقب می آید، غذا می خوریم.

پس فکر اول در آثار خدا. این توحید مفضّل را بخرید. مال مرحوم مجلسی. فارسی هم هست. که حضرت فرمود: تفکر کن مفضّل در حیوانات. که این پشه را چگونه خدا خلق کرده چیزی که چند وقت پیش شنیدم. الآن یک زن و شوهر که بخواهند ازدواج کنند باید بروند آزمایش خون. اگر خونشان به هم بخورد. اجازه ازدواج می دهند. آن وقت پشه می داند. من این جا خوابیده ام از آن دور می فهمد خون من به او می‌خورد یا نه. اگر بخورد مرا می زند، اگر نخورد نمی زند. لذا گاهی صبح که بیدار می شویم، خانواده می گوید: شب پشه ها نگذاشتند من بخوابم. من می گویم پیش من اصلا نیامده‌اند. معلوم می شود خون من به پشه نمی خورد. خیلی عجیب است. این ها آیات الهی است.

هرچه که فیل دارد پشه هم دارد. پشه اضافه هم دارد. حالا زن و شوهر باید بروند آزمایش خون! پشه قبل از این که آزمایش خون برود، خودش آزمایش دارد. دستگاه دارد. همچین که دارد می آید، از دور می فهمد. یا مثلا پشه آنجا نشسته. شما می خواهی پشه را بکشی. این دست که می رود نزدیکش صدای دست را می شنود، چون دست صدا دارد، هوا را که جا به جا می کند صدا تولید می کند. دماغت می سوزد! تا می خواهی بکشی. او می رود قبلا صدای دست شما را شنیده است.

گناهت را بشناس
دوم: فکر در گناهانی که یک عمر کردم. نمی دانم خدا از من می گذرد یا نه بشینم فکر کنم. یک خوفی در من پیدا بشود. نمی‌دانم با این گناهانی که کردم خدا از من راضی است یا نه. در گناهانت فکر کن.گناهانت را هیچ وقت فراموش نکن. غیبت، دروغ، نگاه به نامحرم، ...

نعمت هایت را بشناس
سوم: به نعمت‌هایی که خدا بهت داده فکر کن. زن خوب، اولاد خوب، دین خوب، ولایت اهل بیت، شیعه مرتضی علی (علیه السلام) هستی. این ها همه نعمت‌های خداست. «إن تعدّو نعمت الله لاتحصوها». خیلی نعمت‌ها خدا به من داده که به دیگران نداده. آن رفیقم خانه ندارد، من دارم. او زن ندارد، من دارم. او زنش بد است، من زنم نماز شب خوان است.

همه چیز را خدا به ما داده. واقعا چیزهایی به ما داده که به دیگران نداده. گاهی وقت ها من در خیابان می بینم، کارگر دارد خاک می برد. من با خودم می‌گویم ما اگر جای این ها بودیم چه کار می کردیم. بعضی ها الآن در خاک ها می گردند یک تکّه مقوا پیدا کنن ببرند بفروشند. یک لقمه نان تهیه کنند. در بوی گند خاک ... به ما اگر صد هزار تومان هم بدهند این کار را می‌کنیم؟

برویم شب‌ها در خاک روبه‌ها بگردیم. یک قاشقی، چنگالی، یک مقوایی، یک نایلونی. از این راه نان می خوردند. خوب این را نگاه کن بگو من اگر جای این بودم چه می کردم. یا شوفر تریلی بودم زن بچه ام را نمی دیدم. هر ده شب یکبار. یک ماه یکبار. در بیابان ها خوابم ببرد. تصادف کنم. درباره همه نعمت هایی که داری بنشین یک روز فکر کن.

بهشت را بشناس
چهارم: فکر در آیات وعد. آیات وعد آیاتی است که در مورد بهشت است. «بشر الصابرین». بشارت بده به صابران. این هایی که داغ اولاد می بینند. ای پیغمبر به آنها برو مژده بده.، بشارت بده: «الذین إذا أصابتهم مصیبة قالوا انّا لله و انّا الیه راجعون». هر کس عمل صالح انجام دهد، وارد بهشت می شود. یک عالمه آیات داریم که راجع به بهشت است. به آن آیات وعد می گویند.

جهنم را بشناس
پنجم: فکر در آیات وعید. «وعید» آیات جهنّم است. یکی از آیاتش را بخوانم. «کلّما نضجت جلودهم بدّلنا جلوداً غیرها لیذوقو العذاب» وقتی پوست جهنّمی در جهنّم می سوزد. خدا یک پوست دیگر به بدنش خلق می کند که دو مرتبه بسوزد. باز می سوزد باز پوست دیگر خلق می کند که بسوزد. چون در جهنّم مرگ نیست.

نه در بهشت مرگ است نه در جهنّم. «وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ». الْحَیَوَان یعنی حیات. عالم آخرت عالم حیات است. مرگ و میر دیگر آنجا نیست. پس هرچه پوست جهنّمی می سوزد. پوست دیگر جایگزینش می کنند. در این آیات آدم باید فکر کند. گریه کند. بگوید خدایا اگر مرا ببرند جهنّم چه می شود. پوستم هی می سوزد دو مرتبه پوست جدید بدل می روید، «لیذوقوا العذاب»؟

یا علی


 
خاطره‌ای تکان‌دهنده
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

          * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

خاطره‌ای از حجت‌الاسلام پناهیان:

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم .
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن.
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم؟
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم.
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت.
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد.
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن.
آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه. سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم.
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم.
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم.
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم.
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم.
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم.
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟


گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه.
آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!!
هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار می‌شدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه! گفتم: خارج چی؟
و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد…!

یا علی


 
نمازی مجرب برای رسیدن به مطلوب
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ آذر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

«مرحومه علامه نهاوندی» فرموده است:

یکی از نمازهایی که در رساندن انسان به مطلوب خود، به تجربه ثابت شده خواندن چهاررکعت نماز است

به این طریق که این نماز به دو سلام ختم شود.

در رکعت اول پس از سوره حمد، صد مرتبه افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد (سوره غافر، آیه 44) خوانده شود.

در رکعت دوم، پس از سوره حمد، صد مرتبه الا الی الله تصیر الامور (سوره شوری آیه 53) خوانده شد.

در رکعت سوم پس از سوره حمد صد مرتبه نصر من الله و فتح قریب (سوره صف آیه 13)

در رکعت چهارم پس از سوره حمد صد مرتبه انا فتحنا لک فتحا مبینا (سوره فتح آیه 1)

و پس از خواندن نماز به سجده رود و صد مرتبه بگوید:

غفرانک ربنا و الیک المصیر (سوره بقره، آیه 285)

و صد مرتبه استغفرالله و اتوب الیه را بر زبان جاری کند.

*****

سلام بر حسین و پسران و یارانش

جاتون خالی امروز بچه‌های پایگاه رو بردیم مرکز توانبخشی جانبازان ساری
امروز روز خلوت کاری بود
با اینکه فقط با 4تا از جانبازا صحبت کردیم،‌ خیلی خوب بود‌‌
ان‌شاءالله خدا از همه قبول کنه

التماس دعا دارم دوستان

 

یکی مینویسد مسلم ابن عوسجه ......
دیگری مینویسد حر ...
اما ...
.
.
.
عالم و آدم میدانند ...
که زینب(س) است ...
شهید اول کربلا ....

یا علی


 
ماجرای ازدواجی با عنایت امام حسین علیه‌السلام
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

به نقل از یه دوست:
یه دوستی دارم از من یه 15 سالی بزرگتره  که قبلا طلبه بود روزگاری بر او گذشت و در آزمون قبول شد و کارمند بانک شد ...

یک انسان مومن و معتقد و مقیدی هست که کم مانندش رو دیدم ...

میگفت از طرف خانواده خیلی بهش فشار می آوردن که از وقت ازدواجت گذشته و باید اقدام کنی و شخصی رو معرفی کنی و الا خودمون برات یه نفر رو انتخاب میکنیم ...

میگفت من با هر کسی نمیتونستم زندگی کنم .. اگر کسی بود که مثلا نماز شب بیدار میشدم داد میزد از خواب بیدارمون کردی یا واجباتش به جا نبود به هدفم تو زندگی نمیرسیدم و خیلی مردد بودم که چه کنم ...

یاد یه روایتی می افته که میفرماید هر کسی چهل صبح بعد از نماز زیارت عاشورا رو بخونه هر چی از امام حسین (ع) بخواد بهش میده ...

لذا از خانواده فرصت 40 روزه میطلبه و بهشون میگه که تو این مدت میگردم پیدا میکنم !

گفت 40 روز تموم شد ، نا امید شده بودم ..



صبح همون روز ماشینش خراب میشه و پیاده سمت محل کارش حرکت میکنه .. تو راه یکی از مشتری های بانک اون رو میبینه میگه من (گویا) سمت بانک شما میرم بیا سوار شو با هم بریم ...

مرد از زندگیش سوال میکنه که مجرده یا متاهل و جواب میده که مجردم ...

مرد کلی نصیحتش میکنه که باید سنت پیامبر (ص) رو به جا بیاره و بهش پیشنهاد میده که خواهرزاده ش رو ببینه ...

تا میگه خواهرزاده ش از سادات هست دیگه خیالش راحت میشه که این هدیه ی امام حسین (ع) هست و قبول میکنه و بدون دیدن دختره قرار خواستگاری رو میزاره ... ( فکر کنم ) همون شب میره خواستگاری دختره ...

تا وارد خونه میشن و چشم این دو تا به هم میخوره میگه دختره رو دیدم که چشاش سرخ شد و اشکش جاری شد ...

میگه من سر مست از هدیه ی اباعبدالله بودم دیگه اون قضیه ی گریه ی دختره یادم میره تا روز عروسی ...

روز عروسی که میشه دختره میگه یادته وقتی اومدی خواستگاریم نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و گریه م گرفته بود ؟

میگه آره آره قضیه ش چی بود راستی ...

میگه برات میگم قضیه ش رو ولی بعدش باید یه قولی بدی .. میگه باشه هر قولی باشه قبول میکنم ..

سیده خانوم یا همون دختر خانوم میگه 40 روز قبل از اینکه تو بیای خواستگاریم من به نیت اینکه یه خواستگار برام بیاد که از جنس خودم باشه و حسینی باشه هر روز صبح ها زیارت عاشورا میخوندم !


شب آخر یه خانومی اومد به خوابم و گفت این عکس رو بگیر ... صورت اون خانوم خیلی نورانی بود نمیتونستم ببینمش ... وقتی عکس رو داد به من نگاهش کردم ....  عکس تو بود !

همون شب که دیدمت اون عکس تو ذهنم تداعی میشد ....


حالا مراسم عروسیه .. همه دنبال شادی هستن .. این دو نفر سراشون چسبیده بهم و زار زار گریه میکنن ....


گفت وقتی براش داستان 40 صبح زیارت عاشورای خودم رو گفتم دیگه تحمل نکرد و با صدای بلند حسین حسین میگفت .

بعد از اینکه آرومش کردم پرسیدم خانوم جان حالا قولی که میخواستی ازم بگیری چی بود ؟

گفت آره آره میخواستم بگم تو رو جان امام حسین (ع) حالا که اینهمه به ما لطف داشتن بیا به این خانوما بگو ما بی حیایی نمیخوایم ، با همین صلوات و شیرینی و شکلات هم میشه مراسم رو برگزار کرد ، بیا با این کار دل مادرش رو شاد کنیم 3.gif


به فضل الهی حاصل ازدواج این دو گل ، غنچه های معطری هست که وقتی می بینمشون برای تبرک دست هام رو میکشم به صورتهای نورانیشون .


جان عالم فدای تو و مادر مظلومه ات یا ابا عبدالله .

مجنون حسین را چه هراس از سخن خلق .. چون خالق این خلق گرفتار حسین است .

یا علی


 
تعیین‌کننده‌ترین عامل در مقدرات بشر
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

پخش تلویزیونی سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) از شبکه 2

به گزارش بیان معنوی، سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان، در دهه اول محرم در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع «تعیین کننده ترین عامل در مقدّرات بشر»، به صورت ضبط شده از شبکه دوم سیما پخش می شود.

این سلسله جلسات که با حضور دانشجویان، اساتید و عموم شیفتگان حسینی بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می شود.هر روز ساعت 6:10 صبح به صورت ضبط شده از شبکه دوم سیما پخش می شود.


 
 
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ آبان ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا علی


 
خدایا شکرت
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ آبان ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

         * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابیطالب و الائمه علیهم‌السلام

یا علی


 
راه فرار کجاست؟!
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

               * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه الشریف) *

می‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.
همه‌ اوضاع را بهم ریخته بود.
وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد.
پدر که خستگی داشت، شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد!
خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.
شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»
هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.

مرحوم حاج اسماعیل دولابی

یا علی


 
دعای چهل ساله
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

          * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

مرحوم آیت‌الله بهجت (رحمة‌الله‌علیه) می‌فرمودند:

استاد ما ، مرحوم آقا سید علی قاضی رحمة‌الله‌علیه می‌فرمود : برای حاجتی، چهل سال بعد از نماز دعا می‌کردم، بعداً معلوم شد که مصلحت نبوده است!

(در محضر بهجت ، ج 1 ، ص 188)

یا علی


 
یا جواد الائمه ادرکنی
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

      * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

شب آخر ماه ذیقعده است
چقدر زود روزها و شب‌های عمرم داره می‌گذره و من غافلم
دلم خیلی هوای کاظمین کرده
چقدر باصفا بود زیارت آقا
چقدر من بد بودم که توشه‌ای نگرفتم

یا جواد‌الائمه دستمو بگیر آقای من
جز شما برای دلتنگی‌هام یاوری نمی‌شناسم

یا علی


 
ختم زیارت عاشورا تا عاشورا
ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

             * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سلام
23 آبانماه روز پنجشنبه روزیست که دیگر دل مهربان و عزتمند حضرت زینب سلام الله علیها بیش از بیش داغدار شدن را تجربه کرده؛ روز عاشورا
ان شاءالله ختم زیارت عاشورا درست از روز 13 مهر ماه بمدت چهل روز برگزار خواهد شد
هر روز یکبار
از همه شما شیفتگان و دوستداران ولایت و امامت دعوت میشود تا در این محفل حسینی حضور بهم رسانند
هر حاجتی که دارید الهی بحق خون عزتمند و شریف حضرت امام حسین علیه السلام و همه یار و انصارشان برآورده بخیر شود

یا علی


 
چشمت به نامحرم افتاد ...
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

چشمت به نامحرم می‌افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی!!!

اما اگر خوشت آمد، فوراً چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو:

یـــــا خیر حبیب و محبوب صل علی محمد و آل محمد

یعنی: خدایا من تو را می‌خواهم، این‌ها چیه؟!

این‌ها دوست داشتنی نیستند…

هر چه که نپاید دلبستگی نشاید

"شیخ رجبعلــی خیاط"

یا علی


 
تـوشــۀ راه
ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

کسی که چمدانش را بسته و آماده حرکت باشد، اگر چه قطار ناگهان حرکت کند به راحتی می‌تواند سوار شود چرا که باروبنه خود را جمع کرده است ولی کسی که آماده سفر نباشد وقت حرکت به مشکل بر می‌خورد.
در سفر آخرت نیز اینچنین است. کسی که توشه برای خود تهیه کرده و آماده سفر باشد هنگام مرگ به راحتی به ندای حضرت عزرائیل علیه‌السلام لبیک می‌گوید.

بار سفر چه بسته ای، مرگ خبر نمی‌کند
آنکه نبسته بار خود در این سفر چی می‌کند؟

حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام: «من تذکر بعد السفر استعد» کسی که طولانی بودن سفر را به یاد بیاورد، آماده می‌شود.
|آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)، کتاب تمثیلات|
*****
این روزا همه اساتید دانشگاه، ازمون مقاله می‌خوان و کنفرانس گاها
خیلی دوس دارم تحقیق و پژوهش رو
البته باید بگردم تا جای ممکن، موضوعاتی رو که دغدغه‌ای رو حل کنه پیدا کنم
واسم دعا کنید دوستای خوبم
 
 
یا علی

 
فردا دحوالارضه ها
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                      * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سلام بر دحوالارض،
روزی که آسمان و زمین، برای آدمی آغوش می‌گشایند و نعمت‌هایشان را سوی او روانه می‌کنند.

حضرت علی علیه السلام فرموده اند:
«نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روز دحوالارض بوده است.
و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد، به پاداش عبادت صد‌ساله رسیده است؛ عبادت صد ساله‌ای که روز‌های آن را به روزه و شب‌های آن را به عبادت گذرانیده است.
و هر جماعتی که در این روز گِرد هم آیند و به ذکر پروردگار بپردازند، پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواسته‌های آنان برآورده خواهد شد و در این روز هزاران رحمت از سوی پروردگار نازل می‌شود که نود و نه درصد آن از آنِ کسانی است که روزش را به روزه و ذکر و شبش را به احیا و عبادت مشغول باشند»

یا علی

 


 
یا رضا
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

               * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

السلام علیک یا علی‌بن‌موسی‌الرضا

با اینکه دو هفته پیش کنارتون بودم،‌دلم می‌خواست پیشتون بودم

یا علی


 
وقـفـــــــــ قلبـــــــــــــ
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

       * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

حالت وقف قلب چیست؟ وقتی کسی از یاد خدا غافل شود، قلبش می‏ایستد و در حجاب قرار می‏گیرد. اینجا است که قلب کم‏کم قساوت پیدا کرده و سنگ می‏شود. دقّت کنید؛ حضرت می‏گوید: کسی که به غیرخدا دل بسته نیست، امّا از خدا غفلت دارد، قلبش می‏ایستد. سکتة قلبی، بر اثر غفلت از ذکرالله است. لذا آن‏گاه که قلب از ذکر الهی غفلت نماید، ایستا و محجوب از خدا شده و از آن موقع است که نور عظمت حقّ از آن مفارقت می‏کند. اینجا دیگر قلب سخت شده و ظلمت، آن را فرا می‏‏گیرد.



علامت وقف و ایستایی قلب نیز، سه چیز است: «زَوَالُ حَلَاوَةِ الطَّاعَةِ وَ عَدَمُ مَرَارَةِ الْمَعْصِیَةِ وَ الْتِبَاسُ الْعِلْمِ الْحَلَالِ بِالْحَرَامِ»؛ یکی اینکه عبد دیگر شیرینی بندگی را احساس نمی‏کند. لذا اگر کسی دید، با آنکه عبادت و طاعت الهی را به‏جا آورده ولی این کارها در زائقة جانش، شیرینی ندارد و احیاناً نسبت به آن‏ها احساس زدگی دارد، بداند که قلبش از حرکت ایستاده است.
دو اینکه اگر کسی ببیند دارد گناه می‌کند امّا این تخلّف از دستورات الهی، در زائقة جانش تلخ نیست بداند که قلبش دچار سکته شده است.
سه اینکه اگر کسی ببیند حرام و حلال سرش نمی‌شود و لاابالی شده است، بداند که دلش، «واقف» گردیده است. تلخ بودن طاعت، شیرین بودن گناه و بی‏تفاوتی نسبت به فرامین الهی، علائم این قلب‏ها است.

|حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)؛ کتاب دفتر دل|

یا علی


 
20شهریور
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

             * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

 راه امام خمینی در کلام شهید محراب آیت‌الله مدنی
 «بدانید که خط امام ویژگی‌هایش‌‌‌ همان ویژگی‌های قرآن و پیامبر اکرم صلی‌اله‌علیه‌وآله است. در گذشته از اسلام فقط اسلوبی بوده و از مساجد صورت‌هایی. و امام در حقیقت اسلام راستین را می‌‌خواهد پیاده کند.

امروز آقای خمینی مظهر اسلام است. امام هر فرمانی بدهند باید بدون چون و چرا آن را اطاعت کنیم. حتی اگر به ضرر جانمان باشد.»

«و اللّه این شخص، علاوه بر حیات ظاهری، حقّ حیات معنوی بر گردن همه ما دارد.»

یاد و نام دومین شهید محراب آیت‌الله مدنی (1360ش) گرامی باد.

*****

به گزارش خبرگزاری مهر، در ایام گرامی‌داشت دهه کرامت و همزمان با پنجم ذیقعده، روز بزرگداشت حضرت صالح‌بن‌موسی‌الکاظم (ع) (امامزاده صالح) و روز تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه، عصر امروز 20 شهریورماه، نمایشگاه عکس صالح (ع) در گالری شماره یک خانه عکاسان ایران حوزه هنری تهران افتتاح می‌شود.

نمایشگاه عکس صالح (ع) نمایشگاه انفرادی مجید نقدی از بارگاه مقدس امامزاده صالح‌بن‌موسی کاظم(ع) است.

در این نمایشگاه 65 قطعه عکس 50×70 و 100×70 شامل چکیده‌ای از فعالیت مستمر مجید نقدی در بیش از هشت سال حضور در محل نورانی امامزاده به نمایش گذاشته شده است و  مراسم‌های گوناگون، حضور زوار و خانواده‌ها و استفاده آنان از مراسم، جلسات، کلاس‌های آموزشی و...  به تصویر کشیده شده است.

این نمایشگاه طی هفته آینده از ساعت 9 تا  19 در حوزه هنری واقع در خیابان حافط، خیابان سمیه آماده بازدید است.

همچنین به همت مدیریت آستان مبارک امامزاده صالح‌بن‌موسی کاظم (ع)، این آثار به طور همزمان طی ایام کرامت در آستان این امامزاده نیز به نمایش درخواهد آمد.

این نمایشگاه دومین نمایشگاه مجید نقدی با موضوع بقاع متبرکه و ششمین نمایشگاه اختصاصی وی است.

*****

استاد عبدالمحمد(عبدالحمید) آیتی  صبح امروز چهارشنبه 20 شهریورماه پس از یک دوره بیماری و در سن 87سالگی در بیمارستان امام حسین علیه‌السلام به رحمت خدا رفتند.

مراسم تشییع و خاکسپاری این چهره ماندگار زبان و ادب فارسی که ترجمه آثار متعددی از کتب اسلامی را در کارنامه خود دارد در روز شنبه 23شهریورماه از محل فرهنگستان و کتابخانه ملی ایران واقع در بزرگراه حقانی به سمت بهشت زهرا سلام‌الله‌علیها تشییع و در قطعه نام‌آوران به خاک سپرده خواهد شد.

روحش شاد

*****

دلم برای امامزاده صالح تنگ شده
فکر کنم حدودا زمستان بود که اومدم تهران رفتیم با دوستم اونجا.
خیلی دوس دارم فضاشو.
ان‌شاءالله خدا بخواد و هفته بعد برم تهران و قم.

یا علی


 
بهار چله نشینی (چله کلیمی)
ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

استاد فرزانه، حضرت آیت الله جوادی آملی درباره این اربعین چنین میفرمایند:

«از اول ذیقعده تا دهم ذی حجّه که اربعین موسای کلیم است، این یک فصل مناسبی است؛ بهار این کار است. این اربعین گیری،این چله نشینی همین است ! وجود مبارک موسای کلیم 40 شبانه روز مهمان خدا بود. فرمود : و واعدنا موسی ثلاثین لیلهً فاتممناها بعشر فتمّ میقات ربّه اربعین لیله. به او وعده دیدار و ملاقات خصوصی دادیم؛ آمد به دیدار ما. اوّل 30 شب بود؛ بعد 10 شب اضافه کردیم، راهش باز بود؛ جمعاً شد40 شب.

    فرمود : او40 شب مهمان ما بود. چون برکاتی که در شب نصیب انسان می شود، در روز نمی شود. روز مشغول کار و گفتن و خریدن و فروختن است؛ در قرآن کریم فرمود: شب را در یابید. انّ لک فی النّهار سبحاً طویلاً. درس است، بحث است، گفتن است، شنیدن است، دیدار است، مصاحبه است، مناظره است؛ با یک کثرت همراهید. امّا انّ ناشئه اللّیل هی اشدّ وطئاً و اقوم قیلاً. شب یک نشئه ای دارد، شب یک حسابی دارد، یک کتابی دارد ؛ شب کجا، روز کجا ! فرمود : روز، کار فراوانی دارید؛ می گوئید، می شنوید، می خوانید، می خورید؛ این کارهای روزتان است. به وجود مبارک پیامبر (ص) فرمود : روز، کارهای فراوانی داری، شب را دریاب ! هر کس به جائی رسید، از شب زنده داری به جائی رسید.

  در طول سال آدم می تواند چله بگیرد، ولی بهارش این 40 شب است؛ یعنی از اوّل ذی قعده تا دهم ذیحجّه،آدم مواظب دهانش باشد که غذای بد وارد نشود؛ مواظب زبانش باشد که حرف بد نزند؛ مواظب گوشش باشد که حرف بد نشنود؛ مواظب چشمش باشد که نگاه بد نکند؛ آنوقت سائر کارها خوب است. اینقدر کارهای حلال هست که آدم فرصت نمی کند به سراغ کار حرام برود ! فرمود : لزومی ندارد که آدم کار خلافی رامرتکب شود، مثل اینکه اینقدر غذای حلال هست که دیگر آدم فرصت نمی کند به سراغ غذای حرام برود!»   

سحـــــــــــــرگه رهروی در سرزمینی

همــــــــی گفت این معمّی با قرینی

که ای ‌صوفی شراب آنگه شود صاف

که در شیشه بمــــــاند اربعیـــنی

یا علی


 
ارزش داری هنوز
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                      * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس ده هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
دست همه حاضرین بالا رفت.
سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.
این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.
و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که
می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.
یا علی

 
مجردها بخونن
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

پیامبر (صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله و سلم) به امیرالمومنین فرمودند:

ای علی! سوره یاسین را بخوان چرا که در قرائت آن 10 برکت هست:


گرسنه‌ای آن را نمی‌خواند مگر آنکه سیر می‌شود.

تشنه‌ای نمی‌خواند مگر آنکه سیراب شود.

برهنه‌ای نمی‌خواند مگر آنکه پوشانده می‌شود.

مجردی نمی‌خواند مگر آنکه ازدواج می‌کند.

کسی که ترسیده نمی‌خواند مگر آنکه ایمنی می‌یابد.

گرفتاری نمی‌خواند مگر آنکه آزاد شود.

مسافری آن را نمی‌خواند مگر آنکه در سفر یاری شود.

مردی که گمشده‌ای دارد آن را نمی‌خواند مگر آنکه خدا گمشده‌اش را به او برمی‌گرداند.

زندانی نمی‌خواند مگر آنکه آزاد شود و مقروضی نمی‌خواند مگر آنکه قرضش ادا می‌شود.

این سوره نزد میت خوانده نمی‌شود مگر آنکه در همان ساعت از عذابش کم می‌شود.


دعوات الراوندی215

*****

خدایا کمک کن موانع ازدواج برطرف بشه
و همسری پاک و فرزندانی صالح برای ما قرار بده برای بندگی خودت

یا علی


 
فـرشـــتۀ بـازنشـسته
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

هرکدام از ما دو فرشته داریم. فرشتۀ سمت راست شانۀ‌مان اعمال ثواب را 10 برابر و فرشتۀ سمت چپ شانۀ‌مان اعمال را معصیت را یک برابر می‌نویسد.
بعضی کار ثوابی ندارند فلذا فرشتۀ سمت راست بازنشسته می‌شود و برعکس فرشتۀ سمت چپ صبح و شب مشغول نوشتن معصیت است و احتیاج به منشی هم پیدا می‌کند.
باید کاری کنیم که فرشتۀ سمت چپ را بازنشسته و بیکار کنیم و فرشتۀ سمت راست را بیشتر مشغول کنیم که احتیاج به منشی پیدا کند.
حضرت زین‌العابدین(ع) : «یا سواتاه لمن غلبت احداته عشراته.» افســوس بر کسی که یکی‌یکی‌هایش (گناهان) از ده‌تا ده‌تایی‌هایش (ثوابها) بیشتر باشد.

*****

خدا رو شکر از زیارت حرم آقامون امام رضا علیه‌السلام به سلامتی برگشتیم
برای همه دوستان خوبم دعا کردم
شنبه قراره برم بابلسر برای ثبت‌نام ارشد
یا علی


 
دلیل خستگی برای نماز شب
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

       * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

آیت‌الله مجتهدی تهرانی:

رفت خدمت امام صادق(ع)، گفت: «آقا هرشب می خوام نماز شب بخونم، نمیشه».

فرمود: "قیدک ذنوبک!"

یعنی گناها تو رو زنجیر کرده، این پاتو قید کرده... کار ِ گناهه والا خستگی نیست!
اون خستگی ِ گناهه که پدر آدمو در میاره
اگر آدم گناه نکنه، اصن خسته نیست! عاشقه! ما عاشق نیستیم...

یا علی


 
کســــــــر قــلب
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

        * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

وقتی که انسان به یاد خدا و آیات الهی بیفتد، می‌فهمد که قلبش قبلاً یک خانه‏خرابه بوده که در هم ریخته و ویران و فروریخته بود و سقفش پایین آمده بود. این حالت، حالت کسر و «انخفاض قلب» است. توضیح اینکه وقتی دل، به غیرخدا و به اسباب دنیا وابسته و سرگرم شود، منخفض و مکسور می‏گردد؛ ولی این حالت زشت و ناپسند، برای انسان خیلی معلوم نیست، مگر آنکه حالت مقابلش دیده شود و در مقایسة حالات مختلف قباحت و ردائت حال کسر قلب، معلوم گردد. لذا حضرت در توضیح این حالت می‌فرماید: اگر کسی بعد از اشتغال به اسباب دنیا، به یاد خدا بیفتد، تازه میتواند بفهد که خانة قلبش در گذشته، چه حال خرابی داشته و چه وضع بدی پیدا کرده بود! این حال بد و زشت، مانند در هم کوبیده شدن خانة قلب است؛ به گونهای که ‌دیگر نه عمارتی، نه بنایی و نه هیچ اثری از آبادانی و عمران در آن باشد. چنین قلبی، خانهای خراب و ویران شده است که ‌نه ساختمانی در آن وجود دارد و نه کسی در آن زندگی می‏کند که انسان بتواند در این خانه با او انس بگیرد.



علائم «خفض قلب» و خرابی و ویرانی دل، سه چیز است: «الْعُجْبُ وَ الرِّیَاءُ وَ الْحِرْصُ»؛ یک، «عُجب»؛ یعنی اگر کسی میخواهد بفهمد که خانة دلش خراب و درهم ریخته است یا نه، اوّل نگاه کند ببیند آیا به عمل خیر یا اطاعتی که انجام می‏دهد می‌بالد یا نه؟ اگر به اعمال حسنهاش میبالد و از حسنات خود راضی است، یعنی عجب دارد و باید بداند که خانة قلبش خراب و ویران است.
دو، «ریا»؛ نعوذبالله! یعنی اگر کسی در حرکتش به‏سوی عمل خیر، داعی و انگیزه¬ای غیرالهی دارد، بداند که مبتلا به ریا است و قلبش ویران است.
سه، «حرص»؛ یعنی اگر انسان به بیش از آنچه در این عالم از نظر مادّی احتیاج دارد، شائق بوده و می‏خواهد که به آن‏ها دست‏اندازی نموده و مادّیات اضافی را نگهداری کند، بداند که قلبش ویران است. عُجب، ریا و حرص، علائم این هستند که دل، منکسر گردیده و دچار «حالت انخفاض» شده است. چنین دلی، از آن مقام رفیعی که باید داشته باشد، یعنی مقام بیت‏اللّهی سقوط کرده است.

|حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)؛ کتاب دفتر دل|

یا علی


 
خاطره‌ای عجیب و تکان‌دهنده از حاج شیخ غلامرضا فیروزیان
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

     * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

حضرت حجة الاسلام والمسلمین مروج الاسلام و الدّین حاج شیخ غلامرضا فیروزیان فرمودند:

تابستان سال 1323 در ونک مستوفى منبر میرفتم. امام جماعت آنجا سید بزرگوارى بود که اَلان با گذشت ، 55 سال نامش را فراموش ‍ کرده ام.بین گفتگوهایى که با هم داشتیم تعریف کرد: که یک روز صداى در منزل بلند شد، وقتى آمدم در را باز کردم ، خانمى نیمه برهنه و بى حجاب و آرایش کرده و دست و سینه باز را مقابل خود دیدم، خواستم درب را ببندم و به او بى اعتنایى کنم. فکر کردم همین که در خانه یک روحانى با این قیافه آمده شاید معایب بى حجابى را نمیداند : و شاید بتوانم نصیحتش کنم.

سرم را پائین انداخته و گفتم بفرمائید، داخل اطاق شده نشست، و مسئله اى در مورد ارث از من سئوال کرد. من گفتم خانم من هم از شما مى خواهم مسئله اى بپرسم اگر جواب دادید من هم جواب مى دهیم گفت: شما از من؟ گفتم بله. گفت بفرمائید؟

گفتم : شخصى در محلى مشغول غذا خوردنست غذا هم بسیار مطبوع و خوشبو است، گرسنه اى از کنار او مى گذرد، پایش از حرکت مى ایستد جلوى او مى نشیند شاید تعارفش کند، ولى او اعتنا نمى کند.


شخص گرسنه تقاضاى یک لقمه میکند او میگوید: غذا متعلق به من است و نمى دهم هر چه التماس مى کند او به خوردن ادامه میدهد، خانم این چگونه آدمیست ؟
گفت: آن شخص بی رحم از شمر بدتر است.


گفتم: گرسنه دو جور است، یکى گرسنه شکم و یکى گرسنه شهوت.
جوان عزب و گرسنه شهوت، خانم نیمه برهنه و زیبائى را مى بیند که همه نوع عطرها و آرایش هاى مطبوع دارد، هر چه با او راه میرود شاید خانم توجهى به او بکند و مقدارى روى خوش به او نشان بدهد، به جوان اعتنا نمى کند. جوان اظهار علاقه میکند، زن محل نمى گذارد، جوان خواهش ‍ مى کند، زن میگوید: من نجیبم و حاضر نیستم با تو صحبت کنم . جوان التماس میکند، زن توجه نمى کند. این خانم چگونه آدمى است ؟
خانم فکرى کرد و از جا حرکت کرد و از خانه بیرون رفت.

فردا درب منزل صدا کرد، رفتم در را باز کردم ، دیدم سرهنگى دم در ایستاده و اجازه ورود مى خواهد، وقتى وارد اطاق شد و نشست.
گفت : من شوهر همان خانم دیروزى هستم، وقتى که با او ازدواج کردم چون خانواده اى مذهبى بودیم از او خواستم با حجاب باشد ، گفت: بعد از ازدواج ، ولى آنچه به او گفتم و خواهش کردم تهدید کردم، زیر بار نرفت ولى دیروز آمد و از من چادر و پوشش اسلامى خواست، نمى دانم شما دیروز به او چه گفتید: ماجرا را به او گفتم: او با خود عبایى آورده بود. به من داد و تشکر کرد و رفت.

یا علی


 
داستان رد شمس
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ شهریور ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                 * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

امروز 15 شوال بود که مصادف بود با سه اتفاق مهم در تاریخ اسلام:

شهادت حضرت حمزه در جنگ احد(3ق)

 وفات حضرت عبدالعظیم حسنی(252ق)

تسلیت به خاطر این دو واقعه. ان‌شاءالله در زمره شهیدان قرار بگیریم و با ایشان محشور بشیم. دلم برای شهرری هم تنگ شده. البته حرم آقا.

وقوع معجزه رد الشمس برای امیرالمومنین در مجل مسجد فضیخ، معروف به مسجد ردالشمس

از حوادث سال هفتم و به دنبال جنگ خیبر داستان رد شمس است که فضیلت بزرگ دیگرى را براى على(علیه‌السلام) در بردارد و ما آن را از روى کتاب‌هاى اهل سنت براى شما نقل می‌کنیم.

شبلنجى در کتاب نور الابصار (ص 28) در معجزات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آورده است‏ که رسول خدا در«صهباء» از اراضى خیبر نماز خواند،آن‌گاه على را به دنبال کارى فرستاد و خود آن حضرت نماز عصر را خواند (و على نماز نخوانده بود، همین که على برگشت) رسول خدا سرش را در دامان على گذارد و حرکت نداد تا خورشید غروب کرد، سپس رسول خدا فرمود:

«اللهم ان عبدک علیا احتبس نفسه على نبیه فرد شرقها»

[خدایا بنده تو على، خود را براى پیغمبرش نگه داشته تابش خورشید را بر او باز گردان‏]

در این وقت خورشید بازگشت تا جایى که بر کوه‌ها بالا آمده، پس على برخواسته وضو گرفت و نماز عصر را خواند و خورشید دوباره غروب کرد.

در حدیث دیگرى که از علامه طحاوى در کتاب مشکل الآثار (ج 2،ص 8،ج 4،ص 388) نقل شده، این‌گونه است که اسماء گوید:به رسول خدا وحى شد و سرش در دامان على بود و على (علیه‌السلام) نماز نخواند تا آنکه خورشید غروب کرد رسول خدا به على فرمود: اى على نماز خوانده‏اى؟عرض کرد: نه، رسول خدا دعا کرده گفت:

«اللهم انه کان فى طاعتک و طاعة رسولک فاردد علیه الشمس»

[خدایا براستى که او در راه اطاعت تو و فرمانبردارى پیغمبر تو بوده است،پس خورشید را براى او باز گردان.]

اسماء گوید:خورشید را دیده بودم که غروب کرد، ولى مشاهده کردم که دوباره طلوع نمود.  و بدین مضمون بیش از سى نفر از علماى اهل سنت این داستان را با مختصر اختلافى از اسماء بنت عمیس روایت کرده‌‏اند، مانند اخطب خوارزم، گنجى شافعى، ابن جوزى، محب الدین طبرى، ذهبى و دیگران.

در برخى از روایات داستان «رد شمس» براى على (علیه‌السلام) از حسین بن على (علیه‌السلام) روایت ‏شده که در سرزمین بابل و پس از جنگ نهروان خورشید براى آن حضرت برگشت و نماز عصر را خواند و از روى هم رفته روایات استفاده می‌شود که داستان مزبور چند بار اتفاق افتاده.

مرحوم سید اسماعیل طبرسى داستان «رد شمس» را در کتاب کفایة الموحدین (ج2، صص 414ـ410) به تفصیل نقل کرده و فرموده است: این مطلب از معجزات باهره و قضایاى مشهوره آن افضل اتقیا و سرور اولیاست که مؤالف و مخالف آن را بکرات نقل نموده‌‏اند و علماى عامه قریب به سى روایت در این باب ذکر کرده‌‏اند.

سپس گوید: و چهار مرتبه رد شمس از براى حضرت امیر المؤمنین (علیه‌السلام) شده است و علماى عامه تعدد رد شمس را قبول نموده‌‏اند و بعضى از اکابر، شانزده مرتبه رد شمس را براى آن حضرت نقل نموده‏‌اند...

*****

دیروز عصر و دیشب بارون شدیدی می‌بارید.
حدودای 12 امروز هم راه افتادیم سمت دریا. رفتیم منطقه‌ای که ماهی‌گیرا اتاقک داشتن. جای دوستان خالی.

یا علی


 
گرفتاری انسان؟!
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا علی


 
رفــــــــــــــع قـلب
ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

             * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

حالت رفعِ دل، زمانی است که دل به یاد خدا باشد و خدا را مخلصانه و به عظمت یاد کند. این دو قید برای بالا رفتن قلب و برطرف شدن حجاب‏ها، ضروری است. یعنی به عظمت یاد کردن خدا، آن هم به‏صورت خالصانه، هم موجب برطرف شدن حُجُبی میشود که بین عبد و ربّ وجود دارد و هم سبب ارتفاع مقام قلب میگردد.



علامت رفع قلب، سه چیز است و با این نشانه‏ های سه ‏گانه می‏توان فهمید که در دل، حجابی وجود ندارد.  «وُجُودُ الْمُوَافَقَةِ وَ فَقْدُ الْمُخَالَفَةِ وَ دَوَامُ الشَّوْقِ»؛

یکی اینکه دل با خواسته‏ های رب، هم‏سویی داشته باشد. یعنی اینکه دل، نسبت به دستورات مولایش سر تسلیم فرود آورده و آنها را بپذیرد.
دو اینکه هیچ مخالفتی با رب نکند؛ یعنی هیچ‏گونه رأیی از خود نداشته باشد تا با او مخالفت نماید؛
و بالاتر از همه مورد سوم است که استمرار شوق دل، نسبت به ربّ است. این یعنی اینکه در هیچ‏یک از حالات خود، در خود این را نمی بیند که شائق دیدار رب نباشد. همیشه و در همه حال، مشتاق لقای محبوب است.

پس موافقت، عدم مخالفت و دوام شوق، نشانهای یک «دل مرفوع» است.

|حاج آقا مجتبی تهرانی؛ کتاب دفتر دل|

یا علی


 
دنبــالــۀ بـادبـادکـــــــــ
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                     * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

مرحوم حاج میرزا علی هسته‌ای بالای منبر با همان لهجه اصفهانی می‌فرمود: «بادبادک بی دنباله بالا نمی رِد؛ نـمــــاز هـم بدون دعـــــا بالا نمی‌رِد»

بعد از هر نماز یک دعای مستجاب دارید. پیامبراکرم(ص) فرمود: «من ادّى فریضة فله عندالله دعوة مستجابة»؛ «هر کس نماز واجبى را بجا آورد نزد خدا دعایى مستجاب خواهد داشت».

|آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)؛ کتاب تمثیلات|


 
انواع حرکات قلب
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

انـــــــواع حرکاتــــــــــ قلبـــــــــــ

امام صادق(ع) فرمودند: «إِعْرَابُ الْقُلُوبِ عَلَى أَرْبَعَةِ أَنْوَاعٍ»؛

حرکات قلب بر چهار نوع است، «رَفْعٍ وَ فَتْحٍ وَ خَفْضٍ وَ وَقْفٍ»؛

که عبارتند از: رفع، فتح، خفض و وقف.

 

 

 


بعد حضرت جهت و علّت این مسأله را بیان کرده و می‏فرمایند: «فَرَفْعُ الْقَلْبِ فِی ذِکْرِ اللَّهِ وَ فَتْحُ الْقَلْبِ فِی الرِّضَا عَنِ اللَّهِ وَ خَفْضُ الْقَلْبِ فِی الِاشْتِغَالِ بِغَیْرِ اللَّهِ وَ وَقْفُ الْقَلْبِ فِی الْغَفْلَةِ عَنِ اللَّه»؛

حالت «رفع دل» آن‏گاه است که قلب به یاد خدا باشد،

حالت «فتح دل» آنجا است که از خداوند خشنود باشد و آنچه را که او می-پسندد، قلب نیز بپسندد.

حالت کسر و «خفض قلب» آن‏گاه است که دل مشغول به غیرخدا گردد

و حالت ایستایی و «وقف قلب» در جایی است که از خدا غفلت پیدا کند.

...

| حاج آقا مجتبی تهرانی؛ کتاب دفتر دل, ص 230|


 
مومنی یا منافق؟
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                   *  به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

امام علی علیه‌السلام :   

لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیْفِى هَذَا عَلَى أَنْ یُبْغِضَنِى مَا أَبْغَضَنِى وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِى مَا أَحَبَّنِى وَ ذَلِکَ أَنَّهُ قُضِیَ فَانْقَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ ص أَنَّهُ قَالَ یَا عَلِیُّ لَا یُبْغِضُکَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یُحِبُّکَ مُنَافِقٌ. (نهج البلاغه، حکمت45 )
 اگر با شمشیرم بر بینى مؤمن بزنم که دشمن من شود ، با من دشمنى نخواهد کرد ؛ و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد ، دوست من نخواهد شد و این بدان جهت است که قضاى الهى جارى شد و بر زبان پیامبر اُمى (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گذشت که فرمود :" اى على! مؤمن تو را دشمن نگیرد ، و منافق تو را دوست نخواهد داشت ."

*****

یا علی جان!
مهرت بر دلم نشسته
مومنم بدار

یا علی


 
مسئله تو چیه؟
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

پناهیان: ارزش هر کس به مسأله‌ای است که دارد.

بعضی‌ها مسأله‌شان ازدواج است، بعضی‌ها مسأله‌شان پول در آوردن است، بعضی‌ها مسأله‌شان انتقام گرفتن است، از خدا بخواهیم مسألۀ ما اینها نباشد، بلکه مسألۀ ما را تقرب به خودش قرار دهد.

باید از مسائل دیگری که داریم استغفار کنیم و از آنها رها شویم و بعد این‌قدر تقرب الهی را تمنا کنیم تا کم کم این تقرب برای ما مسأله بشود. ازخدا بخواهیم رابطۀ با خدا را اصلی‌ترین و تنها مسألۀ زندگی ما قرار دهد.  

هر کس نمی‌تواند خدا را تنها مسألۀ زندگی‌اش قرار دهد باید به درِ خانۀ اهل‌بیت(ع) برود و چقدر خوب است که مسألۀ ما اهل‌بیت(ع) باشند.

وقتی اهل‌بیت(ع) مسألۀ ما بشوند خدا هم کم کم راهش به قلب ما باز خواهد شد. در ماه رمضان مسأله‌تان غصه‌های دل امیرالمؤمنین(ع) باشد.

اصلاً باید ماه رمضان را با علی(ع) سپری کنیم. چرا خداوند شب قدر را شب شهادت علی(ع) قرار داده است؟ برای اینکه با علی(ع) به درِ خانۀ خدا برویم...

یا علی


 
مدافعان حرم
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

         * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا علی


 
بیدار بودن شب قدر و احیای ان با دعا و نماز و قرآن
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) می خوانیم که حضرت موسی(ع) به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: قرب من در بیداری شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: رحمت من در ترحّم بر مساکین در شب قدر است.
گفت: خدایا، جواز عبور از صراط می خواهم. پاسخ آمد: رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.
عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت های آن را می طلبم. پاسخ آمد: آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است.
عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: رمز نجات از دوزخ استغفار در شب قدر است.
در پایان گفت: خدایا رضای تو را می طلبم. پاسخ آمد: کسی مشمول رضای من است که در شب قدر، نماز بگذارد.

منبع: کتاب دقایقی با قرآن/ جناب آقای قرائتی

التماس دعای فرج ان شاالله ما را هم در دعاهایتان فراموش نکنید

یا علی


 
یا ایها العزیز
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

               * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا ایها العزیز، کَیل مرا پر نمی کنی؟

این دانه های اشک مرا دُر نمی کنی؟

رویم سیاه گشته به دردت نمی خورم

آقا مرا برای خودت حُر نمی کنی؟

یا علی


 
یا کریم
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

          * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

السلام علیک یا حسن بن علی ایها المجتبی

عالم امشب گلباران قدوم نازنینت می‌شود
نظری به ما کن آقا جان
از تو جز تو نخواهم
حسنمان کن و احسن

یا علی


 
عفاف ...
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

تبریک اومدن ماه عزیز خدا،‌ ماه رمضان

به مناسبت 21 تیرماه، روز عفاف و حجاب

 

یا علی


 
حجاب ...
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

               * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

 

 بشنو ای عاقل و دانا با تو حرفی دارم/حرفی از راز جهان و عالم معنا دارم

 شاید ازحرف دلم مختصر آزرده شوی/ولی من به حسن نیت با تو عرضی دارم

 

   جایگاه دُر‍‍‍ّ و مرجان دل دریا باشد / لازم است لایق آن مرد دریا باشد

 چون که مرجان و جواهربه مشقت آید/صاحب و مالک آن عاشق این دُر‍‍‍ّ باشد

 

اما،چوب و خاشاک و نجاست سطح دریا آید/بر چشم ظاهرنگران این صحنه جالب آید

    از سر بول هوسی رهگذری سنگ زند/ بعد ارضای هوا در پی کارش آید

 

 سیب قرمز که به خود حال طراوت دارد/رنگ و بویش که به خود مزه ی دیگر دارد

   چون از این سیب لذیذ تو حجابش گیری/بعد مدت به خودش حال کبودی دارد

 

چشم با ارزش ما چون که ظرافت دارد / به خودش چادری از پلک و شرافت دارد

ولی این بینی صاب مرده ی ما گشته رها/مگر این بینی ما ژست طراوت دارد؟!

 

برای هر جواهری در این جهان سارقی است/ پس برای حفظ آن بدون شک حافظی است

 خواهرم اگر خودت را تو جواهر دانی / پس بدان به این جهان در پی تو خائنی است

 

این جواهر که نباید طعمه سارق شود/ ارجح است گوهر برای صاحبش مصرف شود

خواهرم این مد گرایی حیله ی شیطان است/ تا این گوهر برای بول هوس حاضر شود

 

 

هر مدی هر روز و سال تغیر کند. به خدا این حقه بازیست کیست که باور کند؟!

خواهرم بی خود به دنبال مد دنیا مباش/آخرش یک نوع کفن باشد همه بر تن کند

 

     آن مدی افضل ز مدهای دگر باشد/ که بعد از قرن ها روی مدش باشد

چادر زهرا هزاران سال و بیش روی مد است/حافظ و حامی آن دختر زهرا باشد

 

      به جز از حفظ تو چادر نشانی دارد / به همه مردم دنیا یه پیامی دارد

     این  بود  حرف  حجابت به  جهان / که هنوزم ره زهرا پیروانی دارد

 

دیدن گردن و مویت به خدا بی عفتیست / این همان سیب لخت است آخرش بی مزگیست

فکر نکن با این کلاست خاطرت ارضا شده/ دست خوش خائن شدی به خدا این سادگیست

 

خواهرم ساده مباش تا مردمان رامت کنند/ خود را برای نفسشان پیش تو خار میکنند

      چون که آنان بر شما غالب شوند / بر ارضای هوا بر تو خیانت میکنند

 

خواهرم از حرف "عباس" بی خودی دلگیر مشو/او به توراه سعادت رابگفت غمگین مشو

"قدر زر زرگر بداند قدر گوهر گوهری" / به خدا تو گوهری بازیچه ی دستان مشو

یا علی


 
باقیمانده شعبان
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

توصیه امام رضا علیه السلام درباره برخورداری از نعمات و فیوضات روزهای آخر ماه شعبان به اباصلت هروی، وقتی که در آخرین جمعه ماه شعبان، خدمت ایشان می‌رود، این‌گونه است:

اى اباصلت! ماه شعبان بیشترش گذشت و این جمعه آخر آن است، پس آنچه از اعمال خیر که در این ماه در انجام آن کوتاهى کرده‏اى در این چند روزى که باقى مانده است تدارک کن...

در ادامه، حضرت به اباصلت توصیه‌هایی می‌فرمایند که یکی از آن‌ها این است:

در باقی‏مانده این ماه زیاد این ذکر را بگو:

اللَّهُمَّ إِنْ‏ لَمْ‏ تَکُنْ‏ غَفَرْتَ‏ لَنَا فِیمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْه‏

پروردگارا! اگر تاکنون در این ماه ما را نبخشیده اى، پس از تو می‌خواهیم که در باقی مانده این ماه ما را ببخشى و بیامرزى.

زیرا خداوند تبارک و تعالى در این ماه مردم بسیارى را از آتش آزاد مى‏کند.

 منبع: عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص52.


 
ختم قرآن تا پایان ماه شعبان
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

با سلام به دوستان و عرض تبریک ایام

ختم قرآن

مهلت قرائت جزء انتخاب شده : تا آخر ماه شعبان

یا علی


 
ماه من!
ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

       * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا این دل شکستة ما را صبور کن / یا لا أقل به خاطر زینب ظهور کن

دیگر بتاب از افق مکه ، ماه من! / این جاده های شب زده را غرق نور کن . . .

*****

سلام آقاجان‌
وقتی به اعمالم نگاه میکنم از شرمندگی چیزی ندارم برای گفتن
به خوبی خودتون بیاین
دعای ما که اثر نداشت برای اومدنتون

یا علی


 
شعری از آیت الله خامنه ای تقدیم به حضرت مهدی (عج)
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

             * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *


دل را زبی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوا ی از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان
بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ ز فیض حضور تو
هر گل دراین چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه ی دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

*****

با سلام و تبریک حضور حماسی مردم در انتخابات 24 خرداد92 و تبریک راهیابی تیم ملی فوتبال به جام جهانی

درست اولین لحظات رفتیم برای رأی دادن، و بعدش حرکت به سمت مشهدمقدس
جای همه دوستان خالی. دعاگو بودم. ان شاءالله نصیب همه بشه زیارت آقا

یا علی


 
به دادمان برس
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

        * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا علی


 
تبریک اعیاد شعبان
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                 * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

السلام علیک یا علی بن الحسین

السلام علیک یا قمر بنی هاشم

*****

خدایا به حق این عزیزان، قلوب امت اسلامی ایران را به سمت کاندیدای اصلح بگردان و دل امام زمانمان راضی شود از ما.

یا علی


 
طرح 40 روزه انجام ، حفظ و استمرار اعمال (بسیار مهم)
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                     * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

* (افرادی که به دلیل تاخیر از اطلاع یافتن از این طرح ، از روز اول ماه شعبان به بعد ، از این طرح مطلع میشوند ، حتما ، نوشته های ستاره دار ، در آخر این مطلب را ، بعد از خواندن و اطلاع یافتن از چگونگی این طرح و توضیحات تکمیلی آن ، بخوانند)

سلام علیکم بزرگواران ، قرار است ان شاءالله ، قربه الی الله در انجام اعمالی (که در ادامه عرض خواهد شد) و استمرار آن در دوره های 40 روزه به نیت رضایت خداوند و خشنودی معصومین و حضرت فاطمه (س) و امام زمان (ع) و برآورده شدن حاجات از جمله سلامتی امام زمان (ع) و ظهور حضرت و سلامتی امام خامنه ای صورت بگیرد ، که در 40 روز نخست استمرار سه عمل : نماز اول وقت ، دائم الوضو بودن و کنترل بیشتر نگاه مورد تاکید است که در کنار سایر اعمال ان شاءالله انجام بگیرد ، اولین دوره ی 40 روزه ان شاالله قرار است از روز اول شعبان آغاز شود (یعنی دو روز دیگر) ، کسانی که تمایل دارند در این طرح شرکت کنند تا روز آخر ماه رجب (اگر با تاخیر از طرح اطلاع پیدا کردید ، توضیحات در نوشته های ستاره دار اخر این مطلب داده شده است ، تمایل خود را برای انجام این طرح در قسمت نظرات اعلام کنید و طبق توضیحات در نوشته های اخر این مطلب ، عمل کنید) تمایل خود را برای عمل به این طرح در قسمت نظرات این مطلب اعلام کنند

در ضمن در مورد اعمالی که مورد تاکید است ، در کنار سایر اعمال ، باید خود را موظف بدانیم که در هر شرایطی این اعمال را انجام دهیم مگر در شرایطی خیلی خاص که مثلا در خواندن ، نوبتی از نماز های اول وقت ، واقعا شرایط مهیا نباشد - مانند : تاخیر سهوی در رسیدن به خواندن نماز اول وقت...

اگر عمدا اعمالی را که مورد تاکید است ، انجام ندادیم ، باید برای هر دفعه 70 یا صد مرتبه استغفار بگوئیم یا صدقه ای قربه الی الله برای سلامتی امام زمان (ع) و امام خامنه ای کنار بگذاریم ، البته این سه عمل که تاکید شده است برای 40 روز نخست است ، مسلم است که در کنار سایر اعمال است و ان شاءالله اعمال دیگری برای دوره ی 40 روزه بعدی اضافه خواهد شد...

* کسانی که از اول ماه شعبان به بعد از این طرح مطلع میشوند ، میتوانند این طرح را از همان رور آغاز کنند تا چهل روز نخست (با محاسبه ی خود تا اتمام 40 روز)  به اتمام برسد (برای دوره های 40 روزه ی بعدی هم اینکه چه اعمالی به سه عمل تاکید شده در کنار سایر اعمال ، اضافه خواهد شد ، بعد از اتمام 40 روز نخست که مصادف میشود با دهم رمضان ، ان شاءالله ، اطلاع رسانی خواهد شد)

* کسانی که به دلیل تاخیر در اطلاع یافتن از این طرح ، بعد از اول ماه شعبان ، این طرح را شروع میکنند ، بعد از اتمام چهل روز باید چهل روز بعدی را (که همانطور که در بالا عرض شد ، اطلاع رسانی خواهند شد) آغاز کنند

* افرادی که بعد از اتمام 40 روز نخست یعنی بعد از 10 رمضان سال 1434 هجری قمری (1392 هجری شمسی) ، از این طرح مطلع میشوند ، میتوانند از همان روزی که اطلاع پیدا میکنند به ترتیب ، انجام اعمال 40 روز نخست و بعد به دوره های 40 روزه بعدی ، طبق اعمالی که مورد تاکید است در کنار سایر اعمال واجب و ترک حرام ، عمل کنند

***همانطور که از نیات انجام این طرح مشخص است ، این طرح بسیار مهم می باشد و ان شاءالله با سراسری شدن این طرح باعث تعجیل در فرج حضرت مهدی (ع) نیز بشود 

* افرادی هم که میتوانند این طرح بسیار مهم را همراه با جزئیات و توضیحات ارائه شده همراه با ذکر منبع برای اطلاع رسانی های بعدی در رابطه با این طرح ، در کاغذ هایی چاپ کنند و در مساجد و در اماکن فرهنگی ، مذهبی پخش کنند ، این کار را برای رضای خداوند متعال و خشنودی معصومین ، حضرت فاطمه (س) و امام زمان (ع) انجام دهند.


(لطفا این طرح بسیار مهم را در پایگاه ها و وبلاگ های خود انتشار دهید و به صورت های دیگر به غیر از درج در پایگاه و وبلاگ ، این طرح را همراه با جزئیات اطلاع رسانی کنید)

ثبت نام در این وبلاگ: www.asrezhoor.mihanblog.com


 
یا باب الحوائج
ساعت ٤:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                  * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

السلام علیک یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر الکاظم

 

یا علی


 
مهم‌ترین اولویت در انتخابات
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

               * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

حجةالاسلام علیرضا پناهیان:

چه کسانی می‌توانند به بهترین راه‌حل‌ها برسند و آن را اجرا کنند؟

حل مشکلات، عِرق انقلابی می‌خواهد/ اجرای راه‌حل‌های خوب بدون عِرق انقلابی ممکن نیست

  • هر کسی یک راه‌حل یا راه‌حل‌هایی برای رفع مشکلات جامعه دارد که امروزه کاندیداها مطرح می‌کنند، ولی من سؤالم این است که آیا این راه حل‌ها بدون اعتقاد عمیق به انقلاب، بدون درک صحیح از اسلام ناب که مبنای نظری و انگیزه عملی و برنامه عملی این انقلاب است، دست‌یافتنی و اجرا شدنی است؟

 

  • در زمان دفاع مقدس نیروهای انقلابی که اکثرا سابقۀ نظامی‌گری هم نداشتند،‌ می‌رفتند جبهه و به سرعت نظامی‌گری هم یاد می‌گرفتند و اتفاقاً طرح‌هایی به ذهن‌شان می‌رسید که بعضا بهتر از طرح‌های نظامی‌های موفق از آب در می‌آمد. نمی‌گویم تخصص نیاز نیست ولی تعهد تخصص آور هم هست و تنها یک انسان متعهد است که میدان را برای انواع متخصصین واقعی باز خواهد کرد.

 

  • شاید این بحث همان بحث تقدم تخصص یا تعهد باشد که از شهید چمران هم نقل شده که تعهد، تخصص هم به دنبال می‌آورد و اگر کسی بدون تخصص کاری را پذیرفت، او تعهد ندارد. واقعاً اینطور هست و همچنین اگر تعهد به انقلاب نباشد، تخصص‌ها و توانایی‌ها بروز پیدا نمی‌کند و یا به خوبی به کار گرفته نمی‌شود. بسیاری از اوقات، بدون تعهد، تخصص‌ها رهزن هستند و ما را گمراه می‌کنند و راه اصلی ما را از بین می‌برند. مگر بعضی از جریانات سیاسی در سال‌های قبل دنبال چه بودند؟ ضد انقلاب که نبودند. با تخصص بدون تعهد شروع می‌کردند و می‌گفتند اینجا باید واقع‌بین بود و برای برطرف کردن مشکلات به سراغ راه‌هایی رفت که همۀ مردم دنیا تجربه کردند. بعد کم کم با همین راه‌حل‌های غربی برای خودشان و مشکلات و انحراف‌های جدید درست می‌کردند.

 

  • ·     حل مشکلات عِرق انقلابی می‌خواهد. این عِرق انقلابی است که گوش شنوا برای یک مسئول ایجاد می‌کند. گوش شنوا برای شنیدن همۀ پیشنهادها و راه‌حل‌ها، برای دیدن همۀ توانایی‌ها، برای گیر نکردن در آسیب‌های مدیریت. این عِرق انقلابی است که موجب می‌شود انسان دچار باندبازی و بی‌تقوایی نشود. این عِرق انقلابی است که موجب می‌شود انسان بهترین راه‌حل‌ها و صاحبان بهترین راه‌حل‌ها را شناسایی کند. این عِرق انقلابی است که انگیزه قوی برای اجرای راه‌حل‌ها در انسان ایجاد می‌کند. این عِرق انقلابی است که می‌تواند بهترین افراد را سازماندهی کند. این عرق انقلابی است که خوش فهمی و بصیرت ایجاد می‌کند. این عرق انقلابی است که توفیق و مدد الهی را به دنبال می‌آورد. آیا چیزی وجود دارد که ما بتوانیم به جای این عِرق انقلابی بگذاریم و برای حل مشکلات‌مان به آن اتکاء کنیم؟

 

  • واقعاً ادارۀ کشوری انقلابی مثل ایران با اینهمه دشمن و ضد انقلاب، جز توسط انقلابیونی که از یک عِرق انقلابی قوی برخوردار باشند ساخته نیست. به این نکته خیلی باید توجه کنیم. هر کس برای مشکلات کشور راه‌حلی‌هایی داشت، بعد از نگاه به برخورداری از توانایی‌های اولیه باید اطمینان پیدا کنیم که او یک انقلابیِ حقیقی است، بعد می‌توانیم به راه‌حل‌ها و توانایی‌هایش هم اعتماد کنیم. بالاخره در زمینه‌های مختلف تیم‌های کارشناسی قوی در کشور وجود دارد که حاضرند به رئیس جمهور کمک کنند، مهم این است که رئیس جمهور با روحیۀ انقلابی از همۀ توانایی‌ها استفاده کند و از نفوذ نیروهای دشمن جلوگیری نماید.

یا علی


 
امام عشق
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                 * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

اماما!

تو آن قصیده ی شیوای ناتمامی کاش ... به شیوه ای که بشاید تو را ادامه دهیم

یا علی


 
باباهای خوبم
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

                       * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

السلام علیک یا امیرالمؤمنین یا علی‌بن ابیطالب

دلم برای نجف و اقامت در بارگاهت تنگ شده

روز پدر مبارک به همه باباهای خوب
خصوصا حضرت رسول و حضرت مولا (علیهماالسلام) که پدران این امت هستند
و حضرت صاحب (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) که پدر این عصر و زمان است
و رهبر عزیزم سیدعلی خامنه‌ای که پرچمدار و بابای معنوی کشورم است

یا علی


 
توصیه‌هایی برای بهترین قرقگاه‌ خدا از نگاه استاد بزرگ عرفان
ساعت ٥:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

ماه رجب، مقدمه‌ای است برای حضور در میهمانی بزرگ خداوند! و برای برخورداری از روحیه و شرایطی مناسب در این میهمانی لازم است خود را آماده کنیم. بنابراین داشتن یک برنامه خوب و کامل می‌تواند کمک شایانی به هر عاشق و بنده مشتاق طریق الهی کند.

آیت‌الله علامه سید علی آقا قاضی، از جمله عارفان و سالکانی است که توجه به رفتارها و دستورات او می‌تواند برای ما راهگشا باشد و مقدمات خوبی را برای حضور و استفاده از ماه شعبان و ماه مبارک رمضان فراهم کند.

1. آگاه و متوجه باش! که ماه‌های حرام (رجب و شعبان و رمضان که در نزد اهل عرفان ماه‌های حرامند) از راه رسید؛ بیدار باش! تا اینکه برای مسافرت خویش توشه برداری، و این فرصت را از دست مده و غنیمت بشمار!

2. شب‌های آن را به بیداری و روزهای آن را به روزه گرفتن سپری نما، به شکرانه اینکه خداوند لطف خویش را عام و شامل همگان فرموده است.

3. و شب را جز به مقدار کمی استراحت و خواب سپری مکن؛ و نماز شب را به نحو تهجد و بیدار و خواب به جای آور (یعنی چند رکعتی نماز بخوان و مقداری بخواب و سپس بیدار شو، و به همین ترتیب عمل نمای تا نافله شب پایان پذیرد)؛ و چه بسیارند عاشقانی که هرگز در شب نمی‌خوابند!

4. و کتاب حق را تلاوت نمای و آن را با بهترین صورت و زیباترین نغمه و آرام آرام قرائت کن؛ چرا که ظلمت‌ها و کدورت‌ها را تبدیل به نور و روشنایی می‌کند.

5. پس تو بهره‌مند نشدی، بلکه هیچ‌کس از چیزی به مانند قرآن بهره‌ نبرده است! و هر کس غیر از گفته مرا بگوید سخت در اشتباه فرو رفته، مرتکب خطا شده و گمان او گمان باطلی خواهد بود!

6. و سلام بفرست بر اصل قران و فصل آن که مقصود محمد و آل محمد صلوات‌الله علیهم اجمعین بوده و آنان باقیماندگان آل‌الله هستند و در برابر آنان عبد محض، تسلیم و بدون اراده باش!

7. هر کسی در غیر حبّ آنها خود را در ذمه خداوند رحمان در آورد و به اندازه ذره‌ای از محبت غیر آنها در دل راه دهد، او محققا گمراه شده و منکر نعمت ولایت آنها شده؛ و در این انکار خود نعمت‌های پروردگارش را از دست داده است.

8. پس محبت به آنها محبت به خداوند است، و در این صورت تو خود را در پناه حب خداوند در آور؛ ایشان ریسمان مستحکم الهی هستند، پس به این آسمان چنگ بزن.

9. و درباره قرآن کوتاهی مکن، و آن را از روی لهو و لعب قرائت منمای و به معانی آن دقت کن تا به واسطه دقت در قرآن به بالاترین ذِروة از قلل مجد و شرف نائل آیی.

10. و در هر حال بر تو باد به ذکر و یاد خدا؛ و مبادا کوتاهی کنی در قرائت قرآن و ذکر پروردگار! و هیچ‌گاه در این مورد عذر نیاور که: چگونه و چه مقدار به یاد او باشم. (یعنی اشتغال به امور دنیوی و تراکم مشاغل تو باعث نشود که در این دو مهم سستی و تکاهل ورزی و آن را به عنوان عذر برای خویش تلقی نمایی.)

11. این ماه‌ها (رجب و شعبان و رمضان) قرقگاه‌های خداوند است؛ پس در این قرقگاه داخل شو، اما حرمت آن را پاس بدار و آنها را معظم داشته، ملتزم به رعایت آداب آن باش.

12. پس هر کسی که به خداوند معتصم شود (دست به دامان رحمت و جمال و جلال او دراز نماید و به ریسمان او چنگ بزند) خود را در صراط او می‌یابد. و اگر گفتی «ربی‌الله»، ای گوینده، روی این کلام ایستادگی نمای و دست از آن برندار!»

«خداوند عزیز می‌فرماید: و هرکسی که اعتصام به خدا پیدا کند، به راستی در صراط مستقیم و راه راست هدایت شده است. و نیز فرموده است: به آنچه که مأموریت یافتی پایداری و استقامت نما!

و نیز پروردگار که دارای جلال و مجد و عظمت است، می‌فرماید: به راستی آن کسانی که بدین معنی اقرار کردند که: «پروردگار ما الله است» و پس از این اقرار و اعتراف، استقامت و پایداری را پیشه خود ساختند، ملائکه پروردگار بر آنها فرود می‌آیند... .»

هان ای برادران عزیز و گرامی‌ام ـ که خدای شما را در طاعت خود موفق بدارد ـ آگاه باشید! متوجه و هشیار باشید که ما در قرقگاه داخل شده‌ایم، و همان‌گونه که در زمین‌های حرم باید از محرمات اجتناب نمود و ارتکاب یک سلسله اعمالی که در غیر حرم جرم نیست در آنجا جرم محسوب می‌شود، در این ماه‌ها هم که قرقگاه زمانی محسوب می‌شود چنین است و باید با هشیاری و مواظبت در آن وارد شد؛ و به همان نحو که در قرقگاه مکانی که حرم است، انسان به کعبه نزدیک می‌شود، در این‌ماه‌ها هم که قرقگاه زمانی است، انسان به مقام قرب خداوند می‌رسد.

پس حال که چنین است، قبل از هر چیز آنچه که بر ما واجب و لازم است، توبه‌ای است که دارای شرایط لازمه و نمازهای معلومه است؛ (مقصود همان دستور توبه‌ای است که رسول خدا (ص) در ماه ذوالقعهده الحرام داده‌اند و در کتب ادعیه مثل مفاتیح الجنان امده و چهار رکعت نماز دارد.)

و پس از توبه، واجب‌ترین چیز بر ما پرهیز از گناهان صغیره و کبیره است تا جایی که توان و قدرت و استطاعت داریم.»

«پس (ای برادر عزیز) دستور توبه را در شب جمعه اول ماه(رجب) یا روز جمعه، و یا روز یکشنبه آن، انجام داده نماز توبه را بخوانید؛ سپس آنها را در روز یکشنبه دوم همان ماه تکرار و اعاده کنید. به راستی هرکسی که در صدد متذکر شدن به ذکر حق و در مقام خشیت از ذات اقدس حضرت حق متعال بوده باشد می‌تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذکر شود.»

«پس از این مرحله، با دل‌های خود به خداوند رو آورده، بیماری‌های گناهانتان را معالجه و مداوا نمایید و به وسیله استغفار، بزرگی و سنگینی عیوب خود را کاهش دهید. و بپرهیزید از اینکه حریم الهی را بشکنید و پرده‌های حجاب را بالا زده، حرمت حرم را هتک نمایید!

 

و اما دستورالعمل این سه ماه:

1. بر شما باد به اینکه نمازهای فریضه خود را با نوافل آن که مجموعاً پنجاه و یک رکعت است، در بهترین اوقاتشان انجام دهید.

و اگر نتوانستید چهل و چهار رکعت آن را بجا بیاورید. چنانچه باز هم شواغل دنیا شما را بازداشت، حتماً نافله ظهر را که به او «صلاة اوابین» می‌گویند، انجام داده و نماز ظهر را هم در وقت فضیلت انجام دهید که در قران بدان تأکید شده و مراد از صلوة الوسطی همان نماز ظهر است.

2. و اما در مورد نافله شب به خصوص باید بدانید که: انجام دادن آن در نظر مؤمنین و سالکان حضرت معبود از واجبات است و هیچ چاره‌ای جز اتیان آن نیست! و تعجب است از کسانی که قصد رسیدن به مرتبه‌ای از مراتب کمال را داشته، ولی به قیام شب و انجام نوافل آن بی‌توجه هستند! و ما هیچ‌گاه ندیده و نشنیده‌ایم که احدی به یک مرحله و مرتبه‌ای از کمال راه یافته باشد مگر به واسطه برپاداری نماز شب!»

3. بر شما باد به قرائت قرآن کریم در نافله‌های شب که انسان را حرکت داده، سیر او را سریع می‌نماید و برای او بسیار مفید است. تغّنی به قرآن، انسان را به خدا نزدیک می‌کند! به خلاف غنای محرم که آدمی را به لهو می‌کشاند. پس تا می‌توانید در شب‌ها قرائت قرآن کنید، چرا که قرائت قرآن شراب مؤمنین است.

4. بر شما باد اینکه: به انجام دادن اوراد و اذکاری که هر یک از شما به عنوان دستور در دست دارید، ملتزم و متعهد باشید و بر شما باید به مداومت سجده یونسیه و گفتن ذکر یونسیه: «لا اله الا أنت سبحانک انی کنت من الظالمین» در سجده از پانصد تا هزار مرتبه.

5. بر شما باد به زیارت مشهد اعظم که مراد همان حرم مطهر امیرالمؤمنین و قبر نورانی آن بزرگوار است و نیز سایر مشاهد مشرفه اهل بیت علیهم‌السلام و مساجد معظمه مانند: مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد کوفه، مسجد سهله و به طور کلی هر مسجدی از مساجد؛ زیرا مؤمن در مسجد، همانند ماهی در آب دریا!

6. و هیچ‌گاه پس از نمازهای واجب خود، تسبیحات حضرت صدیقه صلوات‌الله علیها را ترک ننمایید؛ زیرا این تسبیحات، یکی از انواع «ذکر کبیر» شمرده شده است. لااقل بعد از هر نماز یک دوره این تسبیحات را بخوانید!

7. یکی از وظایف مهم و لازم برای سالک الی الله، دعا برای فرج حضرت حجت(عج) در قنوت «وتر» است؛ بلکه باید در هر روز و در همه اوقات و همه دعاها، برای فرج آن بزرگوار دعا کرد.

8. و یکی دیگر از وظایف لازم و مهم، قرائت زیارت جامعه، معروف به «جامعه کبیره» در روز جمعه است.

9. تا می‌توانید بسیار به دیدار و زیارت برادران نیکوکار خود بشتابید؛ چرا که به راستی آنها برادرانی هستند واقعی که در تمام مسیر، همراه انسانند و با رفاقت خویش، آدمی را از کریوه‌های نفس و تنگناها و عقبات آن عبور می‌دهند!

10. به زیارت اهل قبور ملتزم باشید، ولی نه به صورت مداوم و همه روزه، مثلاً در هفته، یک روز انجام بگیرد.

ما را با دنیا چه کار؟! به راستی دنیا ما را فریب داده، به پستی و ذلت کشانید! ما را از مقام عزت و رفعت پایین آورد! و دنیا پست‌تر از آن است که برای ما هدف قرار گیرد! پس آن را برای اهل دنیا واگذارید!

پس به به! خوشا به حال مردانی که بدن‌های آنان در این عالم خاکی است ولی قلوبشان در عالم لاهوت، یعنی در عالم احدیت و عزّ پروردگار در پرواز است! و این افراد، اگرچه از نظر تعداد بسیار کم هستند، اما از نظر قوّت و مدد و از جهت واقعیت و اصالت و حقیقت دارای اکثریت هستند.

این دستوراتی است که مرحوم قاضی به شاگردان خود داده است، و رفقا این دستورات را در این سه ماه انجام می‌دهند؛ البته این اعمال را در حدّ امکان، هرکسی که نمی‌تواند هر روز را روزه بگیرد، حتی الامکان 5 روز از رجب و 10 روز از شعبان را بگیرد؛ خلاصه به حسب ملاحظه مزاج و قوه و حال و استعداد بگیرد.

منبع: خبر آنلاین

یا علی


 
این الرجبیون
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

             * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

ماه رجب و ریزش رحمت    
    پیامبر صلى الله علیه و آله:
     مَن عَظَّمَ شَهرَ رَجَبٍ فَقَد عَظَّمَ أمرَ اللّهِ ، ومَن عَظَّمَ أمرَ اللّهِ أدخَلَهُ جَنّاتِ النَّعیمِ
    هر کس ماه رجب را بزرگ بدارد، فرمان خدا را بزرگ داشته است و هر که فرمان خدا را بزرگ بدارد ، خدا او را وارد بهشت هاى پُرنعمت مى کند.


شُعَب الإیمان : ج ۳ ص ۳۷۴ ح ۳۸۱۳ 

*****

نمایشگاه کتاب تهران رفتم و کلی خرید کردم
انرژی مثبت زیادی به من داد
خدا رو شکر

*****

نتایج ارشد هم اومد
خدا رو شکر رتبه م میشه گفت خوب شده
بهترینش: 588 از 8334 نفر بوده
دعا کنید انتخاب هام مورد رضایت خدا باشه و بهترین مکان برام مشخص بشه

یا علی


 
حضرت مهتاب سلام
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ : توسط : سیب سرخ

      * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سلام برتو ای باران
ثانیه ثانیه متولد شدنت،‌ پر از نور و صلوات
چه نوزاد پرنور و پربرکتی
چه کوثری
چه نورچشمی


در حدیث است: «فَکُلَّما اِشتَقتُ اِلی الجَنَّۀِ قَبَّلتُها وَ ما قَبَّلتُها الّا وَجدتُ رائحۀَ شجرۀِ طوبی مِنها، هِی حوراءُ انسیۀُ.
پس هر گاه که مشتاق بهشت می‌‌شوم، او را می‌بوسم و بوی درخت طوبا را استشمام می‌کنم. او [حضرت فاطمه(س)] فرشته‌ای با ظاهر انسانی است.»

«فَلَمَّا سَقَطَتْ إِلَی‏ الْأَرْضِ أَشْرَقَ مِنْهَا النُّورُ حَتَّی دَخَلَ بُیُوتَاتِ مَکَّۀَ وَ لَمْ یَبْقَ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ لَا غَرْبِهَا مَوْضِعٌ إِلَّا أَشْرَقَ فِیهِ ذَلِکَ النُّورُ؛
پس هنگامی که حضرت فاطمه(س) پا به عرصه زمین نهاد، نوری عظیم از ایشان بلند شد تا اینکه این نور به تمام خانه‌های مکّه داخل شد و در شرق و غرب زمین، جایی از این نور خالی نماند. این همان «مثلُ نورِهِ کَمِشکا\»56 و «نور الله»57 است.»
شکوفه‌ها، شگفت‌زده از طراوات نوزادی شدند که عطر خدا را به همراه داشت و ستارگان، خیره در سیمای طفلی شدند که نور آفریدگار در آن باز تابیده بود و حضرت خدیجه(س) شادمان از ولادت دختری که بوی عصمت می‌داد و طعم بهشت داشت.

از حضرت علی(ع) روایت شده:
«هنگامی که فاطمه(س) متولّد شد، پیامبر(ص) وارد شد و در گوش راست حضرت فاطمه(س) اذان و در گوش چپ او اقامه گفت و پیامبر(ص) با هر کس مانند این انجام داد، از شیطان در امان ماند.»
و این تازه آغازی بود برای رازهای پیچیده حضرت فاطمه(س) و ما فقط می‌توانیم بگوییم:
الّلهمَّ صَلِّ علی فاطمۀَ و أبیها و بَعلِها وَ بَنیها و السِّرالمُستَودِعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُکَ.
و از او بخواهیم: «یا فاطمۀُ! إشفَعی لَنا فی الجَنَّۀِ»
لا تَقسَ فَضلَهُم لِلأنبیاء أجَل فَإنَّ سَلمانَهُم بعدَ تصغیرِ سلیمانُ؛
فضل و برتری آنها را با انبیا قیاس نکن؛ همانا سلمانِ آنها را اگر (با لفظ) کوچک کنی، سلیمان می‌شود.

*****

پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم): هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند.

برا یتو ای مادرم هیچ کاری نکرده‌ام؛ و جز زحمت و نگرانی چیزی نداشته‌ام
ببخش مرا ای مادر نازنینم
کاش میتوانستم این کلمات را بر زبان جاری کنم و بگویم که چقدر برایم عزیزی و دوست‌داشتنی
خدا جونم!
کمکم کن نور چشم مادر و پدر خوبم بشم

یا علی