*ماه تابان من*

در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد ***** وقت است که همچون مه تابان به در آیی
 
 
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۳ : توسط : سیب سرخ
‌‌ * به نام او و به ياد مهدی (عج) *
امشب در بيابانم . بيابانی بی ماه .
آه که بيابان بی ماه چقدر بی فروغ است .
با خود می انديشم که چگونه بيابان ، بی ماه سر می کند ؟
آه ! بله !
شايد با ياد ماه با ستاره ها صحبت خواهد کرد .
شايد هم تنهای تنها و غريب در گوشه ای با ماه نجوا می کند .
می دانم که بيابان بی ماه اميدوار است که چند شب ديگر ، ماهش را ببيند .
بيابان تنها به اميد شب های فروغ ماه ، اين غربت را به جان می خرد .
من نيز اينک با ماه ِ خويش به نجوا برخاسته ام ؛ گر چه او را نمی بينم ئلی به اميد شب های با او بودن ، اين شب ها را سپری می کنم و راضی ام و قدر ِ اين شب های رشد ِ قابليت ِ ديدن ِ ماه را می دانم .
بايد خود را مهيا کرد برای سفری طولانی با ماه .
بايد مهيای مسووليتی خطير شد به ياری خودش .

والسلام علی من اتبع الهدی