*ماه تابان من*

در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد ***** وقت است که همچون مه تابان به در آیی
 
بنویس تا اتفاق بیفتد!
ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٥ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سلام.
یه کتاب خیلی عالی که خوندمش و تأثیرگذار بود معرفی می‌کنم:
بنویس تا اتفاق بیفتد. اثر هنریت کلاوزر.

"چرا فرموله کردن یک هدف و به زبان آوردن آن چیزی که می‌خواهیم گاهی این قدر سخت است؟ آیا از خواسته قلبی‌مان اطمینان نداریم یا فکر می‌کنیم لایق آن نیستیم؟ آیا از این می‌ترسیم که حریص و طماع جلوه کنیم؟ همه اینها ممکن است باشد ... همه ما ذاتا از چیزهای آسمانی می‌ترسیم. درخواست چیزهای باورنکردنی قدرت عجیبی به آدم می‌دهد. همه ما کم یا زیاد در صندلی‌های ردیف عقب زندگی خود زندگی  می‌کنیم، اما حرکت دائمی به سوی نور روی صحنه، یا نور آسمانی روی صحنه وجود دارد. " همیشه شاهد این هستم: مردم رویاهای خود را به حداقل کاهش می‌دهند!"
بی شک برای اینکه اتفاقی بیفتد باید به عمق افکار خود برویم. تا وقتی بطور کلی فکر می‌کنیم هیج اتفاقی نمی‌افتد. تهیه فهرستی از خواسته‌ها ذهن ما را منظم می‌کند و انرژی‌های بیرون از ما را برای تحقق خواسته‌مان هدفمند می‌سازد و راهنمایی می‌کند.

چند پاراگراف زیر را هم از این کتاب بخوانید:  

- بعضی‌ها دفتر خاطرات دارند؛ بعضی‌ها افکار خود را روی دستمال، پشت پاکت‌های نامه، تکه کاغذهای بریده شده از یک دفتر یا هر تکه کاغذ دیگری که دم دست باشد می‌نویسند. نگران نوع کاغذی که استفاده می‌کنید یا اینکه باید در یک دفتر بنویسید یا روی یک تکه کاغذ، نباشید. هر نوع کاغذی با هر نوع خودکاری یا مدادی مناسب است. این یک مسابقه نیست که برای قبول شدن در آن مجبور باشید خوانا بنویسید یا از قوانین پیروی کنید. می‌توانید هر طور دوست دارید بنویسید و باز هم نتیجه بگیرید.

"زندگی روایتی است که شما هم دستی در نوشتن آن دارید، فقط کافی است ایمان داشته باشید."
- باید از خود بپرسیم: آیا می‌خواهم به روی صحنه بروم یا در صندلی‌های ردیف عقب زندگی خودم بمانم؟ آیا می‌خواهم زیر نور باشم، در برابر دیدگان همه، یا می‌خواهم در پس زمینه زندگی خودم و تماشاگر بازی دیگران باشم؟ آیا  می‌خواهم "در سایه باشم؟"
- در پس آه و ناله ها چیزی منتظر شماست. وقتی به جای تسلیم شدن به راه خود ادامه می‌دهید، ناگهان به منبع جوشانی از انرژی دست می‌یابید و از این که می‌توانید باز هم پیش بروید متعجب می‌شوید. این سه کلمه کوتاه را به یاد داشته باشید: "به نوشتن ادامه دهید." بهترین چیزها در اغلب مواقع درست بعد از جایی است که فکر می‌کنید ایده ها و راه حل‌هایتان ته کشیده است. پیش بروید، به نوشتن ادامه دهید. تا زمانی که جرقه زده می‌شود راهی در برابرتان گشوده می شود که آسمان ابری را به روز آفتابی تبدیل می کند.
- در این کتاب داستان کسانی را نقل می‌کنیم که اصول کتاب را، هر یک به شیوه منحصر به فرد خود، به درستی به کار گرفته‌اند. آنها نیز درست مثل خودتان آدم‌های عادی غیر عادی هستند! این افراد داستان خود را در اینجا نقل می‌کنند نه برای اینکه فکر کنید آدم‌های جالبی هستند؛ بلکه بفهمید خودتان آدم‌های جالب و فوق العاده‌ای هستید. وقتی خواندن کتاب را به پایان برسانید و تمرین‌ها را انجام دهید، می‌فهمید چگونه خواسته خود را بنویسید و باعث تحقق آن در زندگی خود شوید ...

من هم دوست دارم مثل هنریت کلاوسر توصیه کنم بنویسید تا اتفاق بیفتد ... فقط شرط تحقق خواسته‌تان این است که ایمان به خواسته خود و نوشتن داشته باشید. امتحانش ضرری ندارد ...
فراموش نکنید:
آرزوهای بزرگ، انسان‌های بزرگ، می‌پرورانند.
.Great hopes; Make great people
Thomas Fuller


 
خجسته باد
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

             * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سلام به فجر.
سلام به طلوع زیبایی‌ها.
سلام به طلوع حکومت ایمان.
این روزها بچه‌های محل خیلی شور و شوق دارن. با خوندن سرودهای دهه فجر، انگار خونی تازه در رگ‌ها جاری می‌شه.
خدایا شکرت بابت این انقلاب اسلامی.
ان‌شاءالله به زودی شاهد طلوع حکومت مهدوی باشیم.

یا علی.


 
انرژی مثبت کودکان
ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

             * به نام او و به یاد مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.
دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی می کنند، گل های اونجا هم با نشاط تر میشن و هم شاداب تر میشن و زیباتر میشن و زود تر رشد می کنن. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردن.
هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن.
دکترشاهین فرهنگ

*****
سلام.
روزهای خوب ماه بهمن هم از راه رسید.
شور و شوقی در بچه‌ها برای جشن‌های دهه فجر.
من هم خیلی سرم شلوغه و باید تا 14 بهمن از پایان‌نامه ارشدم دفاع کنم.
امیدوارم همیشه شاداب و عالی باشید و از انرژی‌های خوب و باصفای هستی بهره‌مند بشید.

یا علی.


 
راهنمای سفر پیاده کربلا در راه امام حسین (ع)، از نجف تا کربلا
ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

راهنمای سفر پیاده کربلا در راه امام حسین (ع). از نجف تا کربلا

میزان مسافت: 80 کیلومتر

تعداد ستون‌ها: 1452 ستون

فاصله بین هر ستون: 50 متر (20ستون =1 کیلومتر)

زمان لازم برای پیاده روی کل مسیر: 20 تا 25 ساعت (متوسط روزی 7 تا 8 ساعت)

زمان تخمینی سفر پیاده: 2 تا 3 روز

بهترین زمان شروع سفر: 16صفر

انتظار می‌رود در این تاریخ سفر تمام شود: 18 صفر

مسیر: مسیر با خیل جمعیت پیاده کاملا مشخص است و فقط کافی است باقی زایران را دنبال کنید:

از درب ساعت (باب الساعه) حرم حضرت علی (ع) خارج شده و پیاده روی را مستقیم از کنار خیابان امام زین العابدین (ع) یا خیابان امام جعفر صادق(ع) شروع کنید. این مسیرها را مستقیم بروید تا به بزرگراه کربلا برسید. به سمت چپ رفته، جایی که هزاران نفر به صورت پیاده به سمت کربلا در حال حرکت هستند. به آنها ملحق شوید و بعد حدود 75 کیلومتر در ستون 1452 شما به حرم حضرت عباس(ع) خواهید رسید.

 

 

دستورالعمل‌های پیاده روی:

1- پیاده روی را از طلوع آفتاب آغاز کرده و در مغرب به طور کامل توقف کنید.

2- اولین شب را در یکی از موکب‌ها (کمپ یا حسینیه) در حدود ستون 500 و دومین شب را حدود ستون 1000 بگذرانید.

3- مدت طولانی پیاده روی نکنید. هر زمانی لازم بود استراحت کنید.

4- در زمان نماز مغرب جایی را برای خواب بین صدها موکب (کمپ یا حسینیه) پیدا کنید.

5- مراکز افراد گمشده در ستون‌های 72، 335، 602، 1103 و حرم حضرت عباس (ع) قرار دارند. هر سه کیلومتر مرکز گزارش گمشدگان تعبیه شده است.

http://s6.picofile.com/file/8220684000/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1_%D9%86%D8%AC%D9%81_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7.jpg

چه وسایلی همراه داشته باشیم؟

لازم به ذکرست که در این سفر شما باید یک کوله پشتی بزرگ همراه داشته باشید که حاوی دو سری بار است یکسری بار برای کل سفر یک هفته در کربلا و نجف و کاظمین، یکسری بار هم برای سفر سه روزهٔ پیاده روی اربعین، وسایل عمومی همچون لباس، لباس گرم، و وسایل شخصیتان مربوط به کل سفر است و با سفرهای دیگر شما تفاوت زیادی نمی‌کند اما برای سه روز پیاده رویتان وسایلی نیاز است که در زیر به آنها اشاره می‌شود.

1- سعی کنید وسایل کم وزنی را با خود حمل کنید. نیازی به همراه داشتن غذا یا آب نیست چون مقدار زیادی غذا و آب در مسیر موجود است. صرفا مقداری خشکبار مانند پسته، بادام، انجیر خشک، برگه زردآلو به همراه داشته باشید.

2- مقداری داروی اساسی برای 2 یا 3 روز پیاده روی همراه داشته باشید.با توجه به زمان امسال (سرما وبارندگی) مانند قرص سرماخوردگی، پماد برای باز شدن عضلات پا، باند کشی برای بستن پا در صورت نیاز، و… البته تعدادی کلینیک‌های کوچک ودر طول مسیر وجود دارند.

3- به جای همراه داشتن کیف دستی یا کیف خرید از کوله پشتی سبک استفاده کنید.

4- برای جلوگیری از سرما خوردگی لباس‌های مناسب به همراه داشته باشید: جوراب، دستکش، کلاه، پوشش گوش، کاپشن و غیره. البته بنابر تجربه هوا در طول روز مناسب و در شبها حسابی خنک است. لباسهای گرمتان را حتی الامکان طوری انتخاب کنید که دکمه یا زیپ داشته باشد و قابلیت کم یا زیاد کردن لباسهایتان را در طول مسیر داشته باشید.با توجه به زمان ویژه امسال آذرماه

خانمها بهتر است، پارچه ای نرم مشکی مستطیل که جلوی صورت را بگیرد تهیه کرده و کش دوخته و چیزی شبیه پوشیده درست کنند تا در طول مسیر از سرما و گردوغبار محافظت کند. خانمها از چادری استفاده کنند تا امکان انداختن کوله باشد. انواع چادرهای لبنانی و ملی مناسب است.

5- کرم مناسب برای تاول و عرق سوز به همراه داشته باشید. البته اگر میدانید دچارش می‌شوید.

6- یک عدد کیسه خواب نیز به همراه داشته باشید تا در صورت مناسب نبودن و سرد بودن مکانها برای استراحت از شما در برابر خاک و سرما محافظت کند.

7- شما می‌توانید یک قرآن، دعا و زیارت جیبی و یا مداحی مورد علاقیتان به همراه داشته باشید. البته بهتر است این‌ها را در موبایل خود داشته باشید تا درحال پیاده روی گوش فرا داده یا بخوانید.

8- کفش‌های نو و بندی را نپوشید. بهتر است یک کفش مناسب و آزاد بپوشید. این مورد خیلی خیلی مهم است. چون در طول مسیر دایما برای استراحت در موکب‌ها ناچار به در آوردن کفش از پا هستید.

9- پاسپورت و شارژر موبایل را حتما به همراه داشته باشید.

10- امکان گم کردن همراهانتان در طول مسیر وجود دارد بنابراین با توجه به آنتن ندادن موبایلتان در بعضی نقاط همچنین به دلیل ترافیک بالای شبکه از همان ابتدای مسیر شماره علمی (ستون ها) را انتخاب کنید که اگر همراهانتان را گم کردید زمان رسیدن به آن علم توقف کنند. فقط حواستان باشد شماره‌های رند خیلی شلوغ است و تجمع افراد زیاد است.

11- همه خدمات در طول مسیر مانند اسکان، نوشیدنی ها، غذاها و حتی ماساژ بصورت رایگان ارائه می‌شود. نیازی به حمل مقدار زیادی پول نیست. فقط مقداری پول عراقی همراه داشته باشید چون پول ایرانی قبول نمی‌کنند.

یا علی.


 
و ما ادراک ما دسته عزاداری؟
ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                  * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف) *

اصلا این صحیح نیست که دهه عاشورا برای کسب معارف اهل بیت هیات راه بیاندازیم ده شب پای سخنرانی برویم، اما دسته نرویم. نه، یعنی چی؟ یک شب برید دسته.
و تو چه میدانی دسته عزاداری چیست؟
آیا دسته عزاداری برای اراذل و اوباشه؟
آیت الله بروجردی که خاک پای دستۀ عزاداری رو طوطیای چشمش می‌کرد، عشق به اراذل و اوباش داشت؟!
حضرت امام فرمود: مکتبی که پایش هیاهو نباشد. به سر و سینه زدن نباشد، نمیماند می‌میرد.(صحیفه امام، ج8، ص527)
من از بچه مذهبی که که دسته نمیره، سینه نمیزنه، بدم می‌آید.
مودت واجبه نه محبت.
مودت فرقش با محبت اینه که ابراز شدنیه. چقدر ابراز کردی؟
یک زمانی اعلام کردند کلاس عزاداری در عاشورا بالا رفته، به جای دسته، تظاهرات به سمت میدان امام حسین(ع)، به‌جای علم و کتل، پلاکارد بیاورید.
حضرت امام جلوش رو گرفتند، فرمودن دستجات به همان شیوه سنتی. (صحیفه امام، ج15، ص333)
حالا رسم شده هر کس میتونه یک گوشه‌اش رو میزنه.
عَلم برای کمر ضرر داره. از کی تا حالا کمر شده از اصول دین؟ خب علم سبکتر بردارند.
آخه این چه تحلیلیه؟ هر کس یک تیکه میاد.
آقا گوسفند قربونی می شه، بهداشتی نیست.
یک دفعه یادش می افته عَلَم شکل صلیبه. بابا پس تو هم اگر دست‌هاتو باز کنی، میشه شکل صلیب؟
یک دفعه یادش می افته حیوان جاندار رو علمه. بابا این طاووسه، المهدی طاووس اهل الجنه
یک دفعه یاد موسیقی می افته که چرا ابزار موسیقی در دسته امام حسین(ع) هست؟
بابا این تنبک که نیست، این طبل رزمه .
بزن آقا راحت باش طبل رزمه.
تمام شهرها باید صدای طبل بلند شه.
رفته دانشگاه، انگشتی سینه می زنه. آخه چرا؟ سینه بزن.
دو زار سواد پیدا میکنه،دیگه نوحه جواب نمیده.
در هیأت قم ما، هر کس مدرس حوزه بود، می‌گفتیم تو میاندار باش.
قاری میاد عزاداری، نوحه جواب نمیده که صداش خراب میشه برای قرآن. آقا قرآن و عترت شما جداست؟
دسته عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) را جدی بگیرید.
دستۀ عزاداری مودت است، مودت یعنی ابراز محبت. محبتت را در دستۀ عزاداری امام حسین(ع) ابراز نکنی، کجا می‌خواهی ابراز نکنی؟
خدایا ما را جزء اقامه‌کنندگان عزای امام حسین قرار بده.

(علیرضا پناهیان)

کلیپ تصویری «و ما ادراک ما دسته عزاداری؟»

یا علی.


 
تبریک عید غدیر
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                   * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سلام.

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة علیهم‌السلام.

*****

این روزها و همه‌روزه دلم برای نجف تنگ است.

کاش مقیم در کنار حضرتش باشیم.

یا علی.


 
هشت فرزندی راحت‌تر است یا تک فرزندی؟
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

اگر کسی امروز بگوید فرزند بیاورید چون جامعه 50 سال دیگر پیر می‌شود. ما به این نگاه تک بعدی می‌گوییم. اصلا جامعه‌ی ما 50 سال دیگر ده برابر می‌شود، به ما چه مربوط است؟

حجت الاسلام وافی در بحث جمعیت و سبک زندگی شخصیت شناخته شده ای است. هم از لحاظ بحث ها و مناظرات ایشان و هم سبک زندگی خاص ایشان با ۱۰ فرزند. مصاحبه کوتاه ولی خواندنی ما با ایشان را در ادامه مشاهده می کنید:

در باره موضوع افزایش جمعیت و تشویق جامعه به فرزند آوری دو رویکرد وجود دارد؛ یک رویکرد به این موضوع به مثابه یک سیاست مقطعی در حیطه اجتماع و اقتصاد نگاه می‌کند و رویکرد دیگر موضوع تکثیر نسل را به عنوان مولفه‌ای از مولفه‌های سبک زندگی دینی می‌داند، نظر جنابعالی به عنوان کارشناس معارف اسلامی در این زمینه چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم، نگاه من به بحث جمعیت یک خرده متفاوت است.از نظر کارشناسان اقتصادی و حتی به ظاهر ممکن است با صحبت های رهبری تفاوت هایی داشته باشد. خب ما قاعده‌ای داریم به عنوان نحن ابناءالدلیل. یعنی هر دلیلی قوی‌تر است آن را می‌پذیریم. یعنی الان تا ادامه‌ی مصاحبه چیزی را می‌خوانید که قابل تصور نیست و شاید برای اولین بار باشد که می‌شنوید. ما دو مورد داریم، یکی فرزندآوری و دیگری افزایش فرزندآوری که به اعتقاد من هردوی این موارد نه بحث سیاسی است نه بحث اقتصادی است و نه بحث اجتماعی. اگر بخواهیم یک زمانی این بحران را حل کنیم که دولت ها نتوانند آن را تغییر دهند این را باید به عنوان یک بحث اعتقادی جلو ببریم. وقتی بحث اعتقادی شد دیگر با تغییر دولت‌ها اعتقادات تغییر نمی‌کند. به نظر من این موضوع یک بحث اعتقادی است. لذاست که رهبری دو سال پیش فرمودند من در مقابل تاریخ و در مقابل خدا عذر خواهی می‌کنم.

یعنی بحثی نیست که بشود از آن زود گذشت. من سه تا مناظره داشتم در رادیو معارف پیرامون این بحث با افراد مخالف. هر کدام از طرفین که می‌خواستند بحث را به سمت مسائل اقتصادی یا حتی آمار دهی ببرند، من اجازه ندادم، کسانی که می‌گویند جامعه۵۰ سال دیگر پیر می شود. من این روش را غلط میدانم. اصلا اگر کسی امروز بگوید فرزند بیاورید چون جامعه ۵۰ سال دیگر پیر می‌شود. ما به این نگاه تک بعدی می‌گوییم. اصلا جامعه‌ی ما ۵۰ سال دیگر ده برابر می‌شود، به ما چه مربوط است؟ ما الان از لحاظ اعتقادی باید بحث کنیم که بچه‌ی زیاد خوب است یا بد؟ این مقدمه‌ای بود که من فکر میکنم اگر بخواهیم بحران را حل کنیم باید از لحاظ اعتقادی مسئله را حل کنیم. دست مسائل اسلامی پر است. ما برای یک لیوان آب خوردن ۱۷ تا حکم شرعی را باید رعایت کنیم مگر می‌شود برای تعداد فرزند و سن ازدواج و میزان مهریه و … اسلام چیزی نداشته باشد؟

اما این که چرا سیاست‌های دولت ها تغییر کرده من فکر می‌کنم دولت ها از اسلام فاصله گرفتند. ما هر جا از اسلام فاصله گرفتیم یکی از نتایجش این قصه شده که بچه نیاوریم. یک نتایج دیگری هم داشته مثل دوچرخه سواری زن ها و… . معلوم می‌شود ما در این مسائل اعتقادی نباید نگاه‌مان به سیاسیون باشد. مثل الان که دولت گفته ما میخواهیم به ۱۰ میلیون نفر سبد غذا بدهیم. غیر از سبد کالا. من رفتم پیگیری کردم دیدم سبد غذایی را فقط تا ۳ فرزند می‌دهند. یعنی همین الان حمایت دولت تا سه فرزند است منتها چون توده‌ی مردم درگیر نیستند متوجه نمی‌شوند که دولت چه می‌کند؟ من خودم با یکی از مسئولین دولتی صحبت می‌کردم می‌گفت از سال آینده می‌خواهیم به جای یارانه نقدی کارت انرژی بدهیم. در این طرح یکی از ترفندهای‌شان این است که دوباره تا سه تا بچه را بیشتر خدمات ندهند. از این قضیه معلوم می‌شود دولت و مجلس اصلا در این فضا نیستند می‌خواهند موضوع را سیاسی، اقتصادی‌ کنند که چون حضرت آقا گفته‌اند و … . اما در قانون ۹۳ و ۹۴ یک بند در مورد کثرت نسل وجود ندارد. بله این سیاست دولت‌ها نیست که می‌تواند این قصه را مشخص کند. البته برای اولین بار بحث افزایش جمعیت را دو سال قبل از حضرت آقا، دکتر احمدی نژاد مطرح کردند که از مجلس گرفته تا حوزه‌های علمیه ایشان را له کردند. ایشان به عنوان اولین نفر بر اساس یک نگرانی دینی وارد میدان شدند. البته حضرت آقا نیز با زیرکی خاصی این موضوع را در سبک زندگی اسلامی قرار دادند چون در سبک زندگی اسلامی سن ازدواج و سایر عوامل نیز مهم هستند، که یکی از آن‌ها تعداد فرزندان است و اگر ما می‌خواهیم درباره تعداد فرزندان بحث کنیم باید در یک پازلی صحبت کنیم به نام سبک زندگی اسلامی. در مجموع به نظرم شخص اولی که بر علیه این موضوع فعالیت کرد و سیاست تحدید نسل را پیگیری کرد آقای هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری‌اش بود. ببینید من ۱۸ سال است طلبه ام و از اول تا حالا در مسائل سیاسی و اقتصادی با ایشان مشکلی نداشتم. اما از همان اول در مسائل اعتقادی با ایشان مشکل داشتم. لذا از همان اول با ایشان مخالفت می‌کردم. پس اولین نفر آقای هاشمی بود و دولت ایشان که آن وام چند صد میلیونی را از سازمان ملل گرفتند. البته من خودم به آقای مرندی وزیر بهداشت گفتم رهبری از این موضوع عذر خواهی کرده‌اند شما هم به عنوان مجری طرح عذرخواهی کنید. گفت من اشتباهی نکرده‌ام که عذر خواهی کنم.


  با این توضیحات جواب سوال دوم من رو هم به نوعی دادید. در بحث سیاست‌گذاری فرمودید که این موضوع را باید در ذیل مسائل اعتقادی بررسی کنیم، اما در سطح جامعه و مردم ریشه معضل وجود خانواده‌های بدون فرزند و تک فرزند را در مسائل اقتصادی مثل گرانی مسکن، بیکاری و … می‌دانید یا مسائل اجتماعی و فرهنگی؟

شما با این سوال وارد بحثی می‌شوید که خیلی بحث دقیق و مفصلی هست. من همه‌ی این حرف های شما را اصلا قبول ندارم، البته استدلال هم می‌آورم. مردم وقتی بچه نمی‌آورند، ریشه مشکل اقتصادی نیست، یک خرده گیر در رنگ خدا در زندگی هاست. یعنی میزان اعتماد ما به خدا کم شده و این‌ها را بهانه می‌کنیم. من شخصا ده فرزند دارم و الان در قم مستاجرم. سال‌ها بچه‌هایم بیمه نبودند و به ما کوپن نمی‌دادند. من جوان ۳۲ ساله دو تا دخترم را عروس کردم. با این گزاره‌ها می‌خوام بگم که همه‌ی این مشکلات بهانه است. اما به صورت جزئی باید بحث کنیم. شما اگر بگویی من مثلا ۱میلیون حقوق دارم، اگر یک بچه باشه این طور، اگه شد دوتا نصف می‌شود و … . من به عنوان نیمچه کارشناس دینی و کسی که درگیر این مسئله است در بحث ازدواج و فرزندآوری اصلا مسائل اقتصادی را دخیل نمی‌دانم. واقعا دخیل نمی‌دانم نه این که بخواهم شعار بدهم همه‌اش اعتماد به خداست. همه اش همین است.

 

البته اگر در معضلات فرهنگی و اجتماعی هم دقیق شویم، باز عده‌ای وجود دارند که بهانه بیاورند که مثلا برای رسیدگی بیشتر به مسائل روحی و روانی فرزند میگویند که هرچه تعداد بچه‌ کمتر باشد، رسیدگی والدین به آن‌ها بیشتر می‌شود؟

اولا من این مسئله را به شما بگویم که همان کسانی که این موضوع را مطرح می‌کنند در رسیدگی به یک فرزند هم ناتوانند. یعنی این که اصلا مفهوم تربیت را نمی‌دانند چیست؟ آن‌ها آخرش می‌گویند که بچه‌ام قرآن را حفظ کند و سلام کند و … خب من میگویم، عمر سعد که همه‌ی این ویژگی‌ها را داشت. بنده ۴سال و ۷ ماه است که چهارشنبه‌ها یک برنامه در رادیو معارف به نام گل‌های بهشت دارم که روش های ایجاد خود کنترلی در بچه ها را آموزش می‌دهم. این مسئله که آن‌هایی که این حرف ها را می‌زنند. اصلا با مفهوم تربیت آشنا نیستند را با علم دارم بیان می‌کنم. دوماً مگر تو نمیگویی یک بچه داشته باشم، بهتر تربیت می‌کنم، پس چرا در همین یکی‌اش هم مانده‌ای؟ ۹۰ درصد کسانی که برای مشاوره پیش ما می‌آیند. یکی دوتا بچه بیشتر ندارند که البته این جواب نقضی است به حرف خودشان. یعنی تو اگر میگویی بچه‌ی کمتر داشته باشیم، کیفیت بالاتر میرود پس چرا نرفته؟ ممکن است بچه‌ی با ادب‌تری داشته باشند. ما که بچه‌ی با ادب نمی‌خواهیم بچه‌ی با تربیت می‌خواهیم. آنهایی که بچه‌هایشان را می‌فرستند مدرسه‌ی غیرانتفاعی میگویند که بچه ما دعوا نمی‌کند. اتفاقا بچه باید مدرسه‌ای برود که دعوا کند و بتواند مشکلاتش را خودش حل کند. در یک جمله این‌ها دارند از بحث اصلی فرار می‌کنند و الا مفهوم تربیت یک مفهوم کاملا دقیق و مفصلی است. تربیتی که آن‌ها میگویند ربطی به تربیتی که خدا و پیغمبر میگویند ندارد.


  یک عامل دیگر بحث تحصیلات است که هم جوان های دختر و هم پسر که میخواهند تحصیلات تکمیلی داشته باشند. به نظر شما رابطه ی این فرآیند علم آموزی و نیاز طبیعی به نام ازدواج چه گونه است؟

این همه ازدواج دانشجویی داریم. دانشجوهایی که در حال تحصیل، ازدواج می‌کنند.

 

بله عده زیادی از خانواده‌ها هستند که با فرزنددار شدن بچه هاشان در دوران دانشجویی مخالفت می‌کنند و بعضی ها هم حتی با ازدواجشان مخالفت می‌کنند.

بله. البته باید ببینیم، دلیل مخالفت‌شان چیست؟ اگه میگویند بعد از ازدواج نمی‌توانند درس بخوانند، خب این همه از افرادی که حتی بچه هم دارند و درس می‌خوانند. خانم خود من بعد از ده تا بچه هنوز مشغول به تحصیل است. باید ببینیم دلیلشان چیست؟ اگر جو‌سازی و فضا‌سازی است که ما هم می‌توانیم جوسازی کنیم. ضمن این که باید در بحث تحصیلات تکمیلی هم بحث کنیم. الان جامعه ما گازش را گرفته به سمت درس خواندن هایی بدون هدف. ما روی این‌ها حرف داریم که کجا دارند می‌روند و رشته‌ها چه هستند و چه می‌خواهند؟ من ارتباط دارم با دانشگاه‌ها که می‌گویم. واقعا الان در دانشگاه ها از درس خواندن‌ها چه خبر است؟ بله، یک تعدادی دارند می‌خوانند اما که چی؟ باید با این خانواده ها بحث کرد و دلیلشان را شنید و دانه دانه جواب داد.


  حضرت آقا در جایی دراین باره فرمودند موضوع افزایش نسل فقط با تبعیت آدم‌های معتقد درست نمی‌شود و جامعه نیاز دارد تا فرهنگ‌سازی بشود و این گره های ذهنی باز بشود و نگاه عموم جامعه عوض بشود. به نظر شما فوری‌ترین اقدام برای باز شدن این گره‌های ذهنی چیست؟

یک مناظره ی منصفانه در رسانه با موضوع جمعیت و دادن آزادی مطلق به مخالفین. یعنی این که اگر رهبری فرمودند بچه بیاورید و یکی گفت نمی‌خواهم بچه بیاورم نگوییم که این ضد انقلاب است و … . من بعد از همه ی این مراحل دارم میگویم، معاون شهرداری تهران به من گفت ما ۱۱میلیارد خرج تبلیغات افزایش جمعیت کردیم، حالا ببینید چقدر بیشتر شده بچه آوری؟ خب اگه بخواهیم چکشی عمل کنیم جواب نمی‌دهد. اولین پیشنهادم طرح بحث در برنامه مناظره جمعه‌هاست که یک اقتصاد دان، یک روانشناس، یک کارشناس دین، دوتا موافق، دوتا مخالف با هم در این موضوع مناظره کنند. مطمئن باشید پر بیننده‌ترین بحث علمی خواهد شد. هرکس میخواهد بیاید علمی و نه احساسی بحث کند. مردم منصفانه حرف دو طرف را بشنوند. من فکر میکنم این یک موجی در جامعه ایجاد میکند که مفید خواهد بود. البته من با آقای حیدری هم صحبت کردم که قرار بود به مناظره برویم، اما چند هفته کنسل شد خب رسانه ای ها هم می‌ترسند که چون رهبری موضوع را مطرح کرده‌اند، اگر طرف خراب کند. آبروریزی میشود و … .

اما برای میان مدت کار کردن روی نخبه ها ضروری است. ما باید از حوزه شروع کنیم که هنوز طلبه‌های ما توجیه نیستند. بزرگان دین توجیه نیستند. ما اگر بتوانیم ده تا طلبه را توجیه کنیم اینها بروند در ده تا روستا تبلیغ کنند اتفاق بزرگی می‌افتد. مرحله‌ی سوم ساخت بعضی سریال هاست که ما چندتا سناریو به صدا و سیما پیشنهاد داده‌ایم که ان‌شالله به تولید برسند.

*****

وقتی حرف از تعداد زیاد فرزندان می‌شود چند بحث اساسی مطرح می‌شود:

اول بحث تربیتی:

در بحث تربیت و وظیفه‌ای که پدر و مادر عهده‌دار آن هستند، به اذعان کار‌شناسان تربیت چند کودک بسیار ساده‌تر از تربیت یک فرزند است به چند دلیل:
۱. یک فرزند هم‌بازی درون خانه ندارد و برای بازی یا به بازی‌های کامپیوتری پناه می‌برد یا از خانه خارج می‌شود که هر کدام تبعات خاص خودش را دارد. این به معنای منع کودک از این دو فضای اجتماعی نیست؛ یعنی نباید فرزند را از رفتن به کوچه و خیابان برای بازی منع کرد چون روحیه اجتماعی بودنش خدشه‌دار می‌شود، اما عدم وجود هم‌بازی در خانه باعث می‌شود در این امر زیاده‌روی کند و تبعات تربیتی خاصی را به همراه داشته باشد. بازی‌های کامپیوتری نیز چنین روندی دارد به آن معنا که در صورت عدم هم‌بازی در خانه و زیاده‌روی در بازی کامپیوتری تبعات روانی و ارتباطی برای کودک به همراه خواهد داشت.
۲. با وجود یک فرزند کودک نازپرورده شده به دلیل توجهات بیش از حدی که به او می‌شود، تربیت صحیحی را دریافت نخواهد کرد. اما در مورد فرزندان بیشتر این اتفاق پیش نخواهد آمد.
۳. تعدد کودکان باعث می‌شود مقداری از بار تربیتی کودکان بعدی به عهده کودکان بزرگ‌تر باشد.

 

دوم بحث اجتماعی:

تعدد فرزند از نظر اجتماعی برای کشور‌ها به عنوان یک رگ حیاتی به شمار می‌رود. به صورتی که کشورهایی مثل ژاپن برای ازدواج جوانان متقبل هزینه‌هایی جهت تشویق جوانان می‌شود. چون قدرت یک کشور و نظام به نیروی اجتماعی و جوانِ آن کشور بستگی دارد. شاید مهم‌ترین گزینه‌ها را در این مسئله بتوان موارد زیر دانست:
۱. نیروی کار.
۲. نیروی علمی برای کارهای دانش بنیان.
۳. نیروی دفاعی.


سوم بحث اقتصادی:

مباحث اقتصادی جزء جنجالی ترین بحث‌ها در این زمینه است. وجود چند مسئله باعث شده که به خاطر احتمالات اقتصادی، ترغیب کمتری به تولید نسل باشد:
۱. بالا رفتن سطح رفاهیات جامعه و رسوخ تجملات در زندگی بشری.
۲. بالا بودن سطح مصرف و عدم توجه به جلوگیری از اسراف در خانواده‌ها.
۳. عدم توکل به خدا در بحث رزق و روزی. آنطور که خداوند در قرآن فرموده است «انّ الله هو الرّزاق..»[ذاریات/58].
۴. تنبلی نسبی در کودکان نسبت به قدیم و عدم بکارگیری آن‌ها در کارهای تولیدی و درآمدزا.

در ‌‌نهایت با وجود این مسائل، به نظر شما زندگی با هشت فرزند راحت‌تر است یا با یک فرزند؟

دانلود سخنان مهم و فوق العاده پناهیان در مورد افزایش جمعیت(کلیپ صوتی)


منبع: راه‌بردی  و   رهروان ولایت  و  مستضعفین تی‌وی

یا علی.


 
جوان و دختر رعنا
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یا علی.


 
«لیلة الرغائب»؛ دروازه بندگی خدا+ صوت حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

نماز «لیلةالرغائب» مقدمه‌ای برای تجهد و شب زنده‌داری است، رجب، ماه امیرالمؤمنین(ع)، ماه شعبان؛ ماه رسول اکرم(ص) و ماه رمضان؛ ماه خداست، پس دروازه بندگی خدا از امام علی(ع) به رسول اکرم(ص) و از رسول اکرم(ص) به خدا منتهی می‌شود.

یکی از سه شب مهم سال «لیلة‌الرغائب» است؛ یعنی بعد از شب قدر و شب نیمه شعبان، «لیلة‌الرغائب» جایگاه بسیار درخشانی دارد و این شب، همان شبی است که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره آن فرموده است: «در آسمان‌ها جنبش و خروش خاصی هست و فرشتگان الهی به دعا و مناجات مشغول می‌شوند»؛ این شب از نظر شیعه یکی از شب‌هایی است که نزد خداوند از فضیلت خاصی برخوردار است و در روایات اهل بیت(علیهم السلام) بر پاسداشت آن شب تأکید زیادی شده است.(1)


 «لیلة الرغائب»؛ دروازه بندگی خدا+ صوت حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)

پیشکشی برای شب اول قبر
برای این شب اعمال خاصی ذکر شده است؛ 12 رکعت نماز، به عبارتی دیگر 6 تا نماز 2 رکعتی که در هر رکعت بعد از «حمد»، سه مرتبه «سوره قدر» و 12 مرتبه سوره «توحید» بایستی خوانده شود، بعد از اینکه نماز تمام شد، این‌گونه خطاب ‌دهد: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلی‏ آلِهِ» سپس به سجده رود و 70 مرتبه این ذکر را بگوید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» بعد از سجد بلند ‌شود و بگوید: «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ العَلِیُّ الْعَظیمُ»، آن گاه به سجده رود و 70 مرتبه ذکر‌«سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» را بخواند.(2)

همچنین در روایت آمده که در هر یک از نماز یک بار حمد، سه بار سوره «قدر» و 12 بار سوره «توحید» خوانده شود و در ادامه حضرت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین می‌فرماید: قسم به کسی که نفس من به دست اوست، عبدی یا کنیزی نیست که این نماز را بخواند مگر اینکه جمیع گناهان او بخشیده می‌شود هر چند که به اندازه زبد دریا باشد و شفاعت می‌کند روز قیامت 700 نفر از اهل بیت خود را که مستحق آتش هستند.(3)
هر کس این نماز را بگذارد و چون شب اوّل قبر او شود حق تعالی ثواب این نماز را به سوی او به صورتی نیکو و رویی گشاده می‌فرستد و با زبان فصیح به او می‌گوید: ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافتی از هر شدت و سختی، گوید: تو کیستی؟ به خدا سوگند که من رویی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی بهتر از بوی تو نبوییدم، گوید: من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردی امشب به نزد تو آمدم تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند، در عرصه قیامت پس خوشحال باش که هرگز خیر از تو معدوم نخواهد شد.(4)


 «لیلة الرغائب»؛ دروازه بندگی خدا+ صوت حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)

 

دروازه بندگی خدا
نماز «لیلةالرغائب» مقدمه‌ای برای تجهد و شب زنده‌داری است،ماه رجب، ماه خدا و ماه امیرالمؤمنین علیه‌السلام نامیده شده است،  اینکه خداوند ماه رجب، ماه شعبان و ماه رمضان را کنار هم قرار داده است، بی‌حکمت نبوده، در واقع این سه ماه برای رسیدن انسان به خداست که مراتب درجات کمال در ماه رمضان را درک ‌کنند.

رجب، ماه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ماه شعبان؛ ماه رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ماه رمضان؛ ماه خداست، پس دروازه بندگی خدا از امام علی(علیه السلام) به رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به خدا منتهی می‌شود.
   «لیلة الرغائب»؛ دروازه بندگی خدا+ صوت حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)



پی نوشت ها:
1- حرّ عاملی، وسائل الشیعه، بیروت، ج5، ص232.
2- شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم، انتشارات آیین دانش، ص255، 256.
3- حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج5، ص233.
4- عباس قمی، مفاتیح الجنان، قم، انتشارات آیین دانش، ص۲۵۶.

یا علی.


 
کاری می کنیم که ایرانی ها زنان خود را به نمایش بگذارند!
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

          * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

کنترل را در دست می گیرد و ماهواره اش را روشن می کند. روی مبل لم می دهد. ذهنش درگیر سریال مورد علاقه اش بود. تمام تلاشش  را کرده بود که بعد از کار سریع به خانه برسد تا تکرار آن را ببیند. از وقتی تنها شده تنها سرگرمی اش دیدن این سریال ها است.

از زمانی که ماهواره اختراع شده تاکنون حدود ۲۰ هزار شبکه ماهواره‌‌ای در جهان فعال است. این در حالی است که کشور استرالیا با ۷/۶ میلیون کیلومتر مربع مساحت تنها دارای ۵ شبکه تلویزیونی هر یک با چند کانال در سطح ملی است و مردم این کشور برای دیدن شبکه های دیگر باید هزینه پرداخت کنند. در کانادا نیز این وضعیت وجود دارد. مردم این کشور با پرداخت هزینه اشتراک معمولی تنها قادر به دیدن چند کانال هستند و برای دیدن برنامه های ورزشی، تفریحی و علمی باید هزینه بیشتری پرداخت کنند. نکته جالب این است که با وجود پرداخت هزینه تلویزیون توسط مردم، باز هم تمامی کانال ها به شکل وحشتناکی در بین برنامه های خود اقدام به پخش آگهی می کنند. بینندگان تلویزیون در انگلستان، برای هر خانه سالیانه حدود ۱۵۰ پوند عوارض می دهند. در کشورهای دیگر نیز این روند وجود دارد. اما سوال این جاست که چرا در حالی که یک میلیارد نفر چینی زبان و ۸۰۰ میلیون نفر فرانسوی زبان در دنیا داریم، فارسی زبانان، بر تمامی‌ آن‌ها ترجیح دارند و با هزینه های زیاد این تعداد شبکه رایگان را در اختیار ما قرار می دهند؟

در کل جهان ۳۰۰ ماهواره تلویزیونی فعال است، که از این تعداد ۱۱۶ ماهواره فضای ایران را پوشش می‌دهند. شبکه‌های فارسی‌زبان که فقط برای فارسی‌زبانان و خصوصاً ایرانی‌ها برنامه تولید و پخش می‌کنند، هم‌اکنون به بیش از ۱۶۰ کانال رسیده است.

اما ماهواره‌هایی که در فضای ایران فعالند، امکان دریافت حدود ۱۸ هزار شبکه تلویزیونی را فراهم کرده‌اند و از این تعداد حدود ۲ هزار شبکه را با دیش‌های معمولی می‌توان با کیفیت بالا دریافت کرد.

 

بررسی‌ها نشان می‌دهد، در بین این شبکه‌ها:

*۳۸۰ کانال به صورت شبانه روزی در حال پخش موسیقی، کلیپ، رقص، آهنگ‌های درخواستی و کنسرت هستند.

*حدود هزار و ۲۰۰ شبکه در خلال برنامه‌های خود، کلیپ‌ها و شوهای موزیکال پخش می‌کنند.

*حدود ۸۰ شبکه به نمایش مد و لباس اختصاص دارند.

 

شبکه‌های فارسی‌زبان در ابتدای راه‌اندازی، بیشتر موضوعات سیاسی را دنبال می‌کردند، لکن هم‌اکنون وارد حوزه فرهنگ شده، تغییر و تحولات فرهنگی را به صورت هدفمند در ایران دنبال می‌کنند. اما موسسان این شبکه ها چه کسانی هستند و چرا این هزینه ها را پرداخت می کنند؟

نخست‌وزیر اسرائیل از آمریکا خواست تا تغییر رژیم را در دو کشور عراق و ایران دنبال کند، و این کار را در عراق با حمله نظامی و در ایران با پخش برنامه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای با محتوای غربی انجام دهد. وی گفت جریان فرهنگ عامیانه غربی به داخل ایران، می‌تواند منجر به براندازی جمهوری اسلامی شود.

بنیامین نتانیاهو با اشاره به وجود هزاران دیش ماهواره در ایران، به «کمیته اصلاح دولتی» [یک نهاد دولتی در آمریکا] گفت که آمریکا می‌تواند با پخش سریال‌های شبکه فاکس که «افراد زیباروی جوان را در وضعیت‌های متنوعی از برهنگی نشان می‌دهند که زندگی‌های فریبنده و مادی‌گرایانه و رابطه‌های بیقید و شرط دارند» یک انقلاب را علیه حکومت این کشور برانگیزد.

وی به این کمیته گفت: «با پخش این سریال ها جوانان ایرانی دلشان از این لباس‌های دلپسند، استخرها و زندگی‌های پر زرق ‌و برق که در این سریال‌ها می‌بینند خواهند خواست.»

ماهواره و حجاب

هم چنین چندی پیش مدیر عامل شبکه فارسی زبان فارسی وان (farsi1) مهمان برنامه صدای آمریکا (VOA) بود. وقتی مجری برنامه از  او پرسید: برنامه آینده شما چیست؟ او گفت تا سال ۲۰۲۰ کاری می کنیم که مردهای ایرانی خودشان زن هایشان را برای نمایش دادن از خانه بیرون بفرستند.

مجری برنامه گفت: مگر می شود مردهای ایرانی با آن همه غیرت این کار را بکنند؟

در جواب این سوال مهمان برنامه گفت: وقتی در آب صد درجه یک قورباغه را بیندازی یک دفعه بیرون می پرد، چون خیلی داغ است، اما وقتی یک قورباغه را در آب خنک بیندازی، برایش خیلی خوب است و وقتی آرام آرام آب جوش بیاید، قورباغه با اینکه گرمش است و می خواهد بیرون بپرد اما دیگه توانی برای بیرون پریدن ندارد. ما کاری می کنیم که زن های ایرانی آرام آرام تا جایی پیش بروند که دیگر خودشان بدانند که راهی برای برگشت ندارند.

 

گردانندگان این شبکه ها چه کسانی هستند و چه کسانی از این شبکه ها حمایت می کنند؟

پر ببیننده ترین شبکه‌های فارسی زبانی که در حال فعالیت و پخش برنامه‌های ضد دینی و ضد فرهنگی کشورمان می‌باشند، عبارتند از:

ماهواره و حجاب

شبکه خبری بی‌بی‌سی فارسی؛ شبکه دولتی انگلیس که دقیقا چند ماه قبل از انتخابات ریاست‌ جمهوری دهم و پس از ماه ها آموزش و آزمون برای جذب نیرو از رسانه های ایرانی سرانجام در دی‌ماه سال ۸۷ با اهداف مشخص، تأسیس شد. در مورد این شبکه «گوردن براون» وزیر آن وقت دارایی انگلیس، که مدتی بعد به نخست وزیری رسید، حرف جالبی زد. او گفت: «دولت انگلیس ۲۲ میلیون دلار برای تأسیس این شبکه اختصاص داده و بودجه سالیانه این شبکه هم از سوی دولت انگلیس تأمین می‌شود.» هم چنین فرح پهلوی نیز در بازدیدی که از بی بی سی فارسی داشت، ۵۰۰ هزار دلار به این شبکه تقدیم کرد و اشرف پهلوی نیز سود یکی از سپرده‌های مالی هنگفت خود را به بی بی سی پیشکش کرد.

این شبکه تلاش کرده بود هر آنچه که دیگر شبکه های ماهواره ای سیاسی در خود نداشتند یک جا جمع کند. استفاده از مجریان و خبرنگاران خوش سیما، جوان و حرفه ای که برخی از آن ها نیز از داخل کشور به آن شبکه رفته بودند موجب شد تا مدیران این شبکه تمامی اهداف سیاسی خود را در ظاهری جذاب ادامه دهند. در این شبکه قرار نبود خط فکر سیاسی بنیانگذاران آن به صورت مستقیم بیان شود و این بار سنگین به عهده مهمانان به ظاهر موجه برنامه های خبری و سایر برنامه های به ظاهر فرهنگی و مستند این شبکه بود تا بی بی سی فارسی هیچ گونه جهت گیری مستقیم نداشته باشد. این شبکه تلاش کرد از نقاط ضعف شبکه هایی مانند VOA استفاده کند و تا آنجا که ممکن است خود را به مردم ایران نزدیک نشان دهد و از این طریق اثرگذاری این شبکه نیز تا حدودی بالاتر رفت.

برنامه های چند ساعته برای مناسبت های مختلف، نمایش فیلم های مستندسازان داخل کشور، اشراف نسبی به موضوعات اجتماعی روز مردم(به خاطر استفاده از نیروهای جوان و به روز) و همچنین پاتک های زیرکانه این شبکه به رقیب دیرینه خود یعنی آمریکا در قالب خبرها و گزارش ها، برنامه ها را برای مخاطبان جذاب تر می کند. بی بی سی فارسی کوچکترین اتفاقات روز کشور را در کمترین لحظه پوشش می دهد و با توجه به اتفاقات روز، ساعت پخش و ویژه برنامه های خود را تغییر می دهد تا مخاطبان بیشتری را به سمت خود جذب کند.شبکه‌ای که مضاف بر اهداف سیاسی و جنجال‌سازی علیه کشورمان، شبهه ‌افکنی در اعتقادات و باورهای دینی مردم را هم دنبال می‌کند.

آیا تاکنون با خود فکر کرده اید که چرا درحالی که دولت انگلیس با بحران‌های گسترده اقتصادی، بیکاری کارگران و اعتراضات عمومی‌ مواجه است، بی بی سی فارسی با افزایش بودجه، پیگیر اهداف خاص دولت انگلیس است؟ چرا مردم جزیره‌ی انگلیس برای مشاهده‌ی کانال‌های مختلف بی.‌بی.‌سی داخلی باید هزینه و مالیات بپردازند، اما این تلویزیون به صورت رایگان برای مردم فارسی زبان برنامه پخش می‌کند؟! یا حتی یک نکته مثبت از ایران در گزارش‌های بی.بی.سی پخش نمی‌شود؟ چرا تلویزیون BBC فارسی که با شعار اخبار بی‌طرفانه پا به عرصه تصویر گذاشت، در پوشش اخبار جهت‌دار فرقه ضاله بهائیت کاملا یک‌ طرفه عمل کرده است؟ چرا با وجود تعطیلی و کاهش ساعات برنامه‌های بی بی سی روسی، عربی، اردو و… برنامه‌های بخش بی بی سی فارسی افزایش یافته؟ چرا اکثر کارمندان بی بی سی، بهایی و از فرزندان طلاق هستند؟


    ماهواره و حجاب

شبکه من و تو؛ شبکه‌ای تلویزیونی که در انگلیس و با بودجه خاندان پهلوی، در سال ۲۰۱۰ تأسیس شد. این شبکه به عنوان یکی از مهاجمان پر قدرت شبکه های ماهواره ای به ایران شناخته شد. در روزهای اولیه تأسیس من و تو، اکثر ساعت کنداکتور برنامه هایش خالی بود با راه اندازی آکادمی موسیقی راه یک ساله را در عرض یک ماه طی کرد و توانست مخاطبان زیادی را به سمت خود جذب کند. در ابتدا حساسیت ها روی این شبکه آنچنان نبود اما پس از آکادمی و شروع برنامه های تازه این شبکه، خط فکری آن مشخص شد. این شبکه در صدد بود تا خاندان پهلوی را تطهیر کند و با مستند‌ات جهت‌دار، انقلاب اسلامی ایران را پدیده‌ای جلوه دهد که مانعی جدی بر سر راه توسعه و پیشرفت ایران است. شبکه من و تو که دقیقا از همان اصول و ترفندهای حرفه ای بی بی سی فارسی استفاده می کند با مطالعه روی خلأهای برنامه سازی در داخل کشور نیروی خود را بر پوشش این حفره ها قرار داده است.

من و تو، انرژی خود را روی برنامه های سرگرمی گذاشت و به عنوان مکمل شبکه بی بی سی فارسی درآمد. در برنامه های این شبکه از نشان دادن مستقیم روابط بی بند و بار و شکستن افراطی هنجارهای اجتماعی مانند شبکه های فارسی وان و جم خبری نبود و همه چیز در لایه های زیرین دنبال می شد. شبکه من و تو زیرکانه می کوشید اعتماد مخاطبانش را به عنوان یک شبکه خانوادگی مفرح کسب کند.

به طور خلاصه هدف از تأسیس این شبکه، تغییر سبک و روش زندگی مردم کشورمان و هجوم به ارزش و باورهای دینی و اسلامی بوده و به نوعی می‌توان گفت که تکمیل کننده شبکه خبری بی بی سی فارسی است.


  ماهواره و حجاب

شبکه پی ‌ام‌ سی؛ شبکه ماهواره‌ای فارسی‌زبان دیگری که مرکز آن در کشور امارات قرار داشت و به پخش موسیقی می‌پرداخت. البته این شبکه موسیقی ‌محور، تمام سعی و تلاش خود را بر این قرار داده بود که ذائقه و سلیقه مخاطب را به موسیقی‌های غربی تغییر دهد. از مهرداد اسماعیلی کیا به عنوان مدیر شبکه PMC نام برده می شود. شبکه ای که برای جا باز کردن در دل مردم و حتی در بین قشر متدین تمهیدات ویژه ایی را به کار گرفته است. به عنوان مثال برنامه های این شبکه در ایام سوگواری قطع می شود و کلیپ های دارای مضامین سیاسی اجازه پخش از این شبکه را ندارند. هم چنین تا سال های سال این شبکه فقط در محدوده ایران پخش می شده و ایرانیان ساکن اروپا و آمریکا از وجود چنین شبکه ای بی خبر بودند.

 

 ماهواره و حجاب

شبکه فارسی ‌وان؛ فارسی وان حاصل سرمایه گذاری مشترک گروه موبی و کمپانی نیوز کورپوریشن است. گروه موبی در سال ۲۰۰۲ توسط سعد محسنی، استرالیایی افغان تبار و خواهر و دو برادرش تاسیس شد و کمپانی نیوز کورپوریشن متعلق به فردی به نام روبرت مرداک – امپراتور رسانه ای – است که چهارمین مرد ثروتمند آسیاست. روبرت مرداک دارای ۶۰ شبکه تلویزیونی به ۱۳ زبان مختلف است، که روزانه حداقل ۳۰۰ میلیون مخاطب را به خود جلب می کند. همین طور مسئولیت ۱۰۰ روزنامه و مجله معتبر؛ همچون دیلیتلگراف، والاستریت ژورنال، تایمز، ساندیتایمز، نیویورک پست و نیز شبکه های خبری معروفی؛ همچون فاکس، فاکس نیوز و اسکای نیوز و سایت هایی همچون «مای اسپیس» بر عهده این فرد است.

۱۰ میلیون دلار رقمی است که گفته می شود برای راه اندازی این شبکه هزینه شده و شبکه زمزمه نیز از دیگر شبکه های متعلق به این امپراتوری است. شبکه فارسی وان بسیار پیچیده عمل می کند. در ظاهر هیچ نشانی از مخالفت با آموزه های ارزشی و دینی نشان نمی دهد و حتی برای مناسبت های خاص مذهبی هم پیام تبریک و تسلیت می دهد اما سریال های نشان داده شده در این شبکه، چیز دیگری را نشان می دهد. از سینا ولی الله به عنوان یکی از تهیه کنندگان و مدیران اصلی فارسی وان نام برده می شود و در کنار او سارا رهبری به عنوان معتمد مرداک به عنوان مسئول خرید سریال و هماهنگی برای دوبله در شبکه فارسی وان مشغول به کار است.

 

البته شبکه های فارسی زبان دیگری نیز در راستای همین اهداف در حال فعالیت و پخش برنامه های خود هستند که هر روز نیز تعدادشان در حال افزایش است.

منبع: کاری از گروه دین و فرهنگ باحجاب

یا علی.


 
معیار انتخاب همسر از منظر حضرت زهرا(سلام الله علیها)
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                 * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌ٰفرجه‌الشریف) *

جاذبه‌های یک ازدواج را می‌توان به دودسته تقسیم کرد، دسته اول جاذبه‌هایی هستند که همیشه باقی می‌مانند اما دسته دوم جاذبه‌هایی هستند که موقتی هستند.
در یک ازدواج، زیبایی زن یا مرد، مال و ثروت تا مدتی جاذبه دارد، اما چند صباحی بیشتر دوام نمی‌آورد، چون مال، ثروت، زیبایی و لذت‌هایی که ازاین‌دست به وجود می‌آیند عادی و تکراری می‌شوند و علاوه بر آن مال و ثروت چندان نقشی در گرمی خانواده ندارد بلکه برعکس ممکن است به خاطره حرص و زیاده‌طلبی و روی آوردن انسان به‌سوی تجملات و تشریفات، کدورت و اختلاف در خانه را نیز به وجود آورد همچنین زیبایی همسر مخصوصاً زن بعد از مدتی کاسته می‌شود.
اما چیزی که می‌تواند مانع سردی زندگی و باعث علاقه مرد به همسرش شود، ایمان و اخلاق اوست. به تجربه ثابت‌شده است مردانی که از ایمان واقعی و اخلاق دینی برخوردارند و نسبت به احکام اسلام و عمل به آن‌ها پایبند هستند، چون خداوند را شاهد و ناظر کردار خود می‌دانند با همسرانشان بهتر برخورد می‌کنند و در زندگی از مشکلات کمتری برخوردارند. بر همین اساس در روایات بر دین و اخلاق داماد تأکید فراوان شده است.
حضرت امام حسن مجتبی به مردی که به محضر ایشان مشرف شده بود تا درباره ازدواج دخترش مشورت کند فرمودند: «دختر را به مرد باتقوا شوهر بده، به خاطر آنکه اگر دخترت را دوست داشته باشد او را مورد لطف و محبت در زندگی قرار می‌دهد و اگر دخترت را دوست نداشته باشد به او ظلم و ستم نمی‌کند.» [1]
همچنین مردی در این زمینه با امام رضا (علیه‌السلام) مشورت نمود و عرض کرد: یکی از بستگانم از دخترم خواستگاری کرده ولی اخلاق بدی دارد. حضرت فرمودند: «اگر بدخلق است، دخترت را به ازدواج او درنیاور.» [2] 

معیار حضرت زهرا سلام‌الله علیها مال و ثروت نبود
سلمان فارسی می‌گوید: روزی در منزل آب روی دستان مبارک رسول خدا (صلی‌الله علیه واله وسلم) می‌ریختم که حضرت فاطمه سلام‌الله علیها وارد شد درحالی‌که گریان بود. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه واله وسلم) دست نوازش بر سر دختر عزیزشان کشیدند و پرسیدند: «دخترم چه چیزی باعث گریه‌ات شده، خداوند چشمان تو را گریان نگرداند.»
حضرت فاطمه سلام‌الله علیها فرمود: «وقتی از کنار عده‌ای از زنان قریش درحالی‌که خضاب و آرایش‌کرده بودند رد می‌شدم تا نگاهشان به من افتاد، من و پسرعمویم علی (علیه‌السلام) را مورد ملامت و نکوهش قراردادند و گفتند: چقدر برای محمد (صلی‌الله علیه واله وسلم) سخت و مشکل بود که دخترش را به عقد مردی درآورد که فقیر است و ازنظر مالی جزء کمترین افراد در جامعه است.»
رسول خدا (صلی‌الله علیه واله وسلم) فرمودند: «و اللّه یا بنیّة، ما زوّجتک و لکنّ اللّه زوّجک من علی‏
به خدا سوگند، دخترم من شما را به همسری علی درنیاوردم بلکه خداوند شما را به عقد او درآورد.» [3]
سپس حضرت زهرا سرش را بلند کرد و بعد از گریه‌اش با چهره‌ای شاد و بانشاط فرمود:  «قَالَتْ رَضِیتُ بِمَا رَضِیَ اللَّهُ وَ رَسُولُه‏ راضی شدم به آنچه خداوند و رسولش رضایت دارند.» [4]
از این حدیث برداشت می شود که معیار و ارزش در ازدواج مال و ثروت نیست، بلکه مال و ثروت از ملاک‌هایی می‌باشند که قابل‌گذشت و چشم‌پوشی هستند، مخصوصاً وقتی در مقابل معیارهای اصلی مانند ایمان و اخلاق قرار بگیرند. تقوای و اخلاق از صفات عالی انسان است، چنانچه حضرت زهرا، حضرت علی را که ازنظر مالی وضع خوبی نداشت ولی در اخلاق و دین در بالاترین رتبه بودند، انتخاب کردند و تنها حضرت علی علیه‌السلام هم‌کفو ایشان بودند. منابع:
[1] مکارم الاخلاق ص 204
[2] وسائل الشیعه، ج 14، ص 54
[3] عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال‏ ج 11 قسم 1 صفحه 483
[4] بحار الأنوار (ط- بیروت) ج 43 ص 150

یا علی.


 
تحلیل اجمالی بیانیه ی مشترک هسته ای ایران و ۱+۵ در لوزان
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

               * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

حضرت امام خامنه‌ای حفظه الله : ... من معتقدم حتی اگر در مسئله هسته‌ای نیز همان خواسته‌هایی را که آنها دیکته می‌کنند، قبول کنیم، باز هم تحریم‌ها برداشته نخواهد شد زیرا انها با اصل انقلاب مخالفند. ۱۳۹۳/۱۱/۲۹


بعد از ۱۶ ماه از توافق نامه ی ژنو و دو بار تمدید و جلسات طاقت فرسا در کشورهای مختلف ، بالاخره در اجلاس لوزان ۲ ایران و ۱+۵ طی بیانیه ی مشترکی بر کلیات موضوع و مناقشه ی فی مابین توافق کردند.



اگر چه بررسی و تحلیل بیانیه نیاز به زمان بیشتری دارد لیکن بنا به ضرورت و توجیه و تبیین اولیه ، اجمالاً به برخی نکات مهم در این خصوص اشاره می کنم و بررسی مبسوط بیانیه را به فرصتهای آینده موکول می کنم:

۱ - نکته اول در این خصوص دو مرحله ای شدن توافق فی مابین است
طرفین توافق کرده اند که طی مدت معین ( تا ۱۵ تیر ماه ) توافق نامه ی نهایی را تهیه و به امضای طرفین برسانند و این موضوع بی تردید برخلاف نص صریح فرمایش حضرت امام خامنه ایست.

۲ - بین اقدامات طرف ایرانی و لغو تحریمها هم زمانی وجود ندارد ، در حالی شاه بیت خواسته های ، ایران لغو هم زمان تحریمها بوده که در این بیانیه نادیده گرفته شده است.

۳ - قرار بود تحریم ها بصورت یکجا برداشته شود ، در حالی طبق بیانیه ی مشترک این امر در حاله ای از ابهام قرار دارد

۴ - براساس نگارش بند پایانی بیانیه ، تمامی تحریم ها ، قابلیت انتقال به سایر بهانه های غرب برای تحریم نظیر تروریسم و حقوق بشر و نظم و صلح بین المللی را دارد.

در نتیجه می توان با جرأت گفت همان طور که رئیس جمهور و وزیر خارجه ی آمریکا با صراحت گفته اند ، پس از موضوع هسته ای بلافاصله وارد بحث در سایر حوزه های مذکور خواهند شد ، لغو تحریم ها هیچ گونه ضمانت اجرایی نداشته و طرف غربی بلافاصله می تواند تحریم های ظالمانه ی هسته ای را به بهانه های پیش گفته مجدداً و حتی شدید تر بر علیه ایران اعمال نماید.

۵ - لغو تحریم ها موکول به راستی آزمایی آژانس شده و این همان نقطه ی اختلافی ایران با آژانس است ، چرا که آژانس در طی سالهای گذشته هیچگاه با موضوع هسته ای ایران رفتاری صادقانه نداشته و همواره تحت سیطره ی آشکار آمریکایی ها بر علیه ایران بیانیه و قطع نامه صادر کرده است.

۶ - بین بیانیه ی صادر شده و سخنان خانم موگرینی و ظریف ، اختلاف آشکار و معنا داری مشاهده می شود .

ناگفته پیداست که مواضع اختلافی بین طرف های درگیر ، نشان از امکان سوء برداشت از محتوای بیانیه داشته و با توجه به ضمانت های حقوقی بیانیه های رسمی طبق قوانین بین المللی ، این موضوع نیز عبور آشکار از تاکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر شفافیت و غیر قابل تفسیر و تاویل های متعدد ، می باشد.

خانم موگرینی تاکید می کند که تحریم های اقتصادی براساس راستی آزمایی و برنامه ی گام به گام و حصول اطمینان دو طرف برداشته خواهد شد. این گفته های خانم موگرینی نشان می دهد اگر نگوییم هیچ تحریمی لغو نخواهد شد ، با جرأت می توان گفت لغو تحریم ها به بهانه های واهی و پوچ و عدم حصول اطمینان مشمول مرور زمان خواهد شد.

۷ - مواضع اتخاذ شده توسط رئیس جمهور آمریکا بلافاصله پس از صدور بیانیه ، بخوبی نشان می دهد که طرف های غربی توانسته اند به بخش اعظم از اهداف خود مبنی بر کنترل ایران دست پیدا کنند و خود را برای شروع ماراتن های بعدی در سایر حوزه های اختلافی نظیر حقوق بشر آماده می کنند.

۸ - متن بیانیه بوضوح نشان می دهد که در پاره ای موارد ، از خطوط قرمز تعیین شده توسط امام خامنه ای عبور شده است.

۹ - قبول انتقال سوخت تولیدی توسط ایران به خارج از کشور نیز از مواردی است که بی شک بیانگر ضعف طرف ایرانی در مقابل خواسته های طرف دیگر است.

۱۰ - پذیرش پروتکل الحاقی ولو بصورت داوطلبانه و محدود نیز یکی دیگر از دلایل ضعف طرف ایرانی در مذاکرات تلقی می گردد و برای مردم ایران به هیچ وجه قابل قبول نیست.

۱۱ - تعهد ایران مبنی بر توقف حداقل ۱۰ ساله تمام فعالیتهای هسته ای بی شک از بزرگترین ضعف های بیانیه ی مشترک است .

قبول این تعهد به منزله قبول تعطیلی قطعی فعالیتهای اصلی هسته ای کشور و قبول کشیدن سوت پایان موضوع هسته ای کشور است و تمام مقاومت های ۲۶ ساله قهرمانان و شهدای هسته ای کشور را زیر سؤال برده و نقطه اوج ضعف تیم مذاکره کننده ی هسته ای ایران است.

۱۲ - مرور سخنان آقای اوباما:
 " اگر ایران یک میلیمتر تخطی کند تمامی تحریم ها بر می گردد... این توافق بلند مدت خواهد بود...ایران بازرسی های سرزده ی بیشتر را می پذیرد... توافق امروز ما اسرائیل را هم راضی خواهد کرد... اگر حمایت ایران از تروریسم نباشد راه توسعه برای ایران بوجود می اید ... نتانیاهو نگرانی هایی دارد و بدنبال مؤثر ترین راه برای تحدید فعالیتهای هسته ای ایران است اما این توافق او را راضی خواهد کرد!!. دیگر فعالیتهای هسته ای ایران تهدیدی برای اسرائیل ، عربستان و کشور های شورای همکاری خلیج فارس نخواهد بود... "

نشانه ی مدیریت افکار عمومی جهان و تقویت مثلث شوم غربی ، عبری ، عربی است و این در حالی است که متأسفانه رئیس دولت ایران علیرغم وجود ضعف های بسیار زیاد در متن بیانیه ، هیچ برنامه و پیوست تبلیغاتی برای توجیه مردم ایران ندارد که در دنیای ارتباطی امروز این نیز ضعفی بس بزرگ و غیر قابل تحمّل است.

از طرف دیگر مواضع آقای اوباما نشان می دهد که وی نگاه به آینده داشته و علاوه براینکه آماده گشودن بابهای مذاکره در سایر حوزه ها می شود ، نگاهی دقیق به فروپاشی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از درون دارد و برای تکرار فتنه ی سبز اموی در سال ۸۸ برنامه دارد.

۱۳ - با وجودی که همه چیز بیانیه تقریباً به نفع طرف مقابل تدوین شده و آنان توانسته اند با کمترین خرج برنامه هسته ای ایران را کنترل کرده و حاصل سالها رشادت بزرگ مردان هسته ای ایران را عقیم و متوقف کنند ، باز هم حاضر به برپایی جشن و انجام حرکات پوپولیستی نیستند ولی قهرمانانه مزایای آن را در بوق و کرنا می کنند ، حال اگر دولت ایران به جای نگاه واقع بینانه به مسئله و توجیه درست و منطقی مردم ، اقدام به برپایی جشن و سرور نماید علاوه بر اینکه در دراز مدت اثر عکس خواهد گذاشت ، تصور بهره برداریهای جناحی و حزبی برای انتخابات پیش رو را در اذهان مردم تقویت خواهد کرد.

۱۴ - در خوش بینانه ترین حالت ، این بیانیه قابل تطبیق با قطع نامه ۵۹۸ در خصوص پایان دادن به جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق با ایران و جام زهری که امام راحل ما را زمین گیر کرد بوده و به هیچ عنوان جای شادی و سرور ندارد و حداکثر کاربرد آن به شرط تحقق ، خروج دولت محترم از بن بستی است که بواسطه ی تمرکز کلیه امور کشور بر بحث هسته ای خواهد بود.

۱۵ - مرور مواضع برخی از وزرای حاضر در لوزان حاکی از شدت ضعف تیم ایرانی و پذیرش خواسته های تحمیلی ظرفهای مقابل است:

وزیر خارجه آمریکا:
...پارامترهای این توافق مرحله ایست ... توافق حاصله تاریخ انقضا ندارد... برخی پارامترهای توافق ۱۵ سال و برخی ۲۵ سال ( پروتکل الحاقی) پابرجاست ... ایران ۱۵ سال تلاشی برای دسترسی به آب سنگین نمی کند ...براساس تعهد ایران ، آمریکا مرحله به مرحله تحریم ها را کاهش خواهد داد و اگر ایران در هر مرحله میلیمتری از تعهدات خود کوتاهی کند تحریم ها باز خواهد گشت... هنوز جزئیات فنی زیادی هست که باید آنها را حل کنیم ، مسائل زیادی مثل موشکهای بالستیک و بعد زمانی آنها...!!!؟ .

مواضع وزیر خارجه آمریکا نیز حکایت از آغاز بازی غربی ها با ایران و نه پایان ماراتن هسته ای دارد.

وزیر خارجه آلمان:
... ایران قبول کرد تا ۲۵ سال تحت شدیدترین رژیم های بازرسی قرار گیرد .

و این یعنی تحمل ۲۵ سال خفت پروتکل الحاقی که سربازان جنگ دیپلماسی ما از آن تحت عنوان اقدامات داوطلبانه ی محدود یاد می کنند!!؟

۱۶ - ایران متعهد می شود غنی سازی را فقط در حد ۳/۶ انجام داده و بخش اعظم همین ذخایر زیر ۵ درصدی را هم برای تضمین یکساله به غرب مبنی بر عدم بازگشت به توانمندی ساخت بمب هسته ای به خارج از کشور منتقل نماید و فعالیت های غنی سازی فرد و نیز بصورت کامل تعطیل خواهد شد !!؟؟

کجای این تعهدات کوچکترین شباهتی به سخنان ۲ ساله ی دولت و تیم هسته ای ایران دارد که یکسره می گفتند فعالیت های هسته ای به هیچ وجه تعطیل نخواهد شد و با همان قوت قبل ادامه خواهد یافت و در مقابل لغو یکجای کل تحریم ها و هم زمان فعالیت های هسته ای ما تقلیل خواهد یافت!!!؟؟

۱۷ - در بیانیه ی مشترک هیچ اثری از رشد برنامه ی هسته ای ایران نیست بلکه بر توقف قطعی ۱۰ ساله ی فعالیت ها دلالت دارد.

۱۸ - آنچه که موگرینی و ظریف در نشست مطبوعاتی مطرح کردند تفاوت فاحش با بیانیه ی PCJPOA دارد و این دوگانگی قابل توجیه نیست .

۱۹ - سخنان موگرینی و ظریف از بیانیه ای یاد می کرد که برای طرفین تعهد آور نیست در حالی که " پامترهای برنامه ی جامع اقدام" ( PCJPOA ) شامل تعهدات بوده و در حقیقت یک چارچوب برای توافق جامع بوده و کاملا مصداق یک توافق جامع است.

۲۰ - متن ارسال شده توسط وزارت خارجه ی ایران با متنی که روی سایت وزارت خارجه ی آمریکا قرار گرفته تفاوت آشکار و غیر قابل قبولی دارد و طرف آمریکایی مدعی است همان سند اصلی بیانیه یا PCJPOA را منتشر کرده است.

۲۱ - برخی از مهمترین اختلافات فاحش و غیر قابل قبول دو سند منتشر شده ( وزارت خارجه ایران و آمریکا) از این قرار است:

الف : در متن سند وزارت خارجه
ایران، آمده است که «مجموعه متضمن این راه حل ها، جنبه حقوقی نداشته و صرفا راهنمای مفهومی تنظیم و نگارش برنامه جامع اقدام مشترک را فراهم خواهد ساخت». در متن وزارت خارجه آمریکا، به هیچ وجه عباراتی چون «این متن جنبه حقوقی ندارد» وجود ندارد، بلکه ساختار آن بر اساس یک توافق بین المللی طراحی شده است.

  نکته بسیار مهم دیگر اینکه هم آقای ظریف هم خانم موگرینی در متنی که قرائت کردند، بر «دستیابی» به PCJPOA تاکید نمودند. این دستیابی یعنی همان توافق دو مرحله ای که پیشتر خط قرمز ایران اعلام شده بودش!!.

در متن فارسی آمده است: « در چارچوب راه‌حل‌های موجود، هیچ یک از تأسیسات و فعالیت‌های مرتبط هسته‌ای متوقف، تعطیل و یا تعلیق نمی‌شود و فعالیت‌های هسته‌ای ایران در تمامی تأسیسات هسته‌ای از جمله نظنز، فردو، اصفهان و اراک ادامه خواهد یافت.»اما در متن انگلیسی نه تنها چنین چیزی وجود ندارد، بلکه تصریح شده که «ایران موافقت کرده تقریبا دو سوم فعالیت های هسته ای خود را کاهش دهد» و در ادامه این کاهش-بخوانید تعطیلی- دو سومی را توضیح داده است.

ب : در متن انگلیسی تصریح شده که «ایران موافقت کرده است برای 15 سال هیچگونه تاسیسات غنی سازی ایجاد نکند». در حالی که در متن ایرانی این عبارات غایب است.

ج : در متن وزارت خارجه آمریکا تصریح شده که «ایران موافقت کرده است برای 15 سال در فردو غنی سازی نکرده و تحقیق و توسعه مرتبط با غنی سازی نیز در این سایت انجام ندهد». این عبارات یعنی سایت غنی سازی فردو رسما تعطیل شود. اما در نسخه وزارت خارجه ایران آمده است: « تأسیسات هسته‌ای فردو به مرکز تحقیقات هسته‌ای و فیزیک پیشرفته تبدیل خواهد شد.»

همچنین در متن فارسی این جملات زیبا نیز آمده که به هیچ وجه در نسخه انگلیسی وجود ندارد: «نیمی از تأسیسات فردو با همکاری برخی از کشورهای (1+5) به انجام تحقیقات پیشرفته هسته‌ای و تولید ایزوتوپ‌های پایدار که مصارف مهمی در صنعت، کشاورزی و پزشکی دارد، اختصاص پیدا می‌کند».

د - در نسخه وزارت خارجه آمریکا تصریح شده که در نظنز تنها باید 5060 سانتریفیوژ نسل اولی IR-1 فعال باشند. در نسخه ایرانی به این امر یعنی صرفا استفاده از سانتریفوژهای قدیمی نسل اولی اشاره نشده، اما عباراتی گنجانده شده که اثری از آنها در نسخه آمریکایی وجود ندارد: « ماشین‌های اضافه بر این تعداد و زیرساخت‌های مرتبط با آنها جهت جایگزینی با ماشین‌هایی که در طول این زمان آسیب می‌بینند جمع‌آوری و تحت نظارت آژانس نگهداری خواهد شد. همچنین ایران قادر خواهد بود ذخایر موجود مواد غنی‌شده خود را برای تولید مجتمع سوخت هسته‌ای و یا صادرات آنها به بازارهای بین المللی در قبال خرید اورانیوم اختصاص دهد».

ه - در نسخه وزارت خارجه آمریکا، آمده است که ایران نباید از سانتریفیوژهای پیشرفته خود استفاده کند و تحقیق و توسعه ایران روی سانتریفیوژهای پیشرفته باید طبق پارامترها و برنامه مورد توافق با 5+1 باشد. اما در نسخه فارسی این قسمت به این شکل منعکس شده: « ایران برنامه تحقیق و توسعه خود را روی ماشین‌های پیشرفته ادامه خواهد داد و مراحل آغاز و تکمیل فرایند تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای IR-4 ،IR-5 ،6IR- و IR-8 را در طول دوره زمانی 10ساله برنامه جامع اقدام مشترک ادامه خواهد داد.»

و - در رابطه با رآکتور آب سنگین اراک، در نسخه وزارت خارجه ایران آمده است که راکتور تحقیقاتی اراک آب سنگین باقی می ماند و با انجام بازطراحی ارتقا می یابد و روزآمد می شود و این کار در قالب یک پروژه بین المللی مشترک تحت مدیریت ایران آغاز و پس از آن بلافاصله ساخت آن شروع و در چارچوب یک برنامه زمان بندی تکمیل خواهد شد. اما در نسخه وزارت خارجه آمریکا خبری از این الفاظ نیست و تقریبا ماجرا برعکس است: ایران موافقت کرده است که رآکتور اراک را طبق طرحی که روی آن باید با 5+1 توافق حاصل شود، بازطراجی کند؛ قلب رآکتور نیز تخریب خواهد شد.

ز - در سند آمریکایی آمده که ایران یک سری اقدامات را برای رفع نگرانی های آژانس در رابطه با ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای خود، انجام خواهد داد. در متن فارسی وزارت خارجه ایران، اصلا به این موضوع اشاره نشده است.

ح - درباره پروتکل الحاقی، در سند ایرانی آمده که ایران «داوطلبانه» این پروتکل را به صورت «موقت» اجرا می کند و «در ادامه فرآیند تصویب این پروتکل طبق یک جدول زمانی در چارچوب اختیارات رئیس‌جمهور و مجلس شورای اسلامی به تصویب خواهد رسید».در سند آمریکایی اساسا خبری از الفاظی چون داوطلبانه و موقت و اختیارات رئیس جمهور و مجلس و... نیست، بلکه تصریح شده که «ایران موافقت کرده است پروتکل الحاقی را اجرا (Implement) کرده و به آژانس اجازه دسترسی های بسیار بیشتری را در رابطه با برنامه هسته ای ایران بدهد، از جمله تاسیسات اعلان شده و اعلان نشده را».

ط - در رابطه با تحریم ها، در سند ایرانی آمده است: « پس از اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک، تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت لغو خواهد شد و همه تحریم‌های اقتصادی و مالی چندجانبه اروپا و یک‌جانبه آمریکا از جمله تحریم‌های مالی، بانکی، بیمه، سرمایه گذاری و تمامی خدمات مرتبط با آنها در حوزه‌های مختلف از جمله نفت، گاز، پتروشیمی و خودرو سازی فوراً لغو خواهند شد». باز، در سند انگلیسی، به هیچ وجه چنین عباراتی وجود ندارد، بلکه تصریح شده است که اگر ایران به تعهدات خود عمل کند، در تحریم ها تخفیف (Relief) شامل حالش می شود؛ ساختار تحریم های آمریکا باقی می ماند؛ تحریم های شورای امنیت سازمان ملل درباره موضوع هسته ای همزمان با پایان همه مباحث مرتبط با هسته ای از جمله غنی سازی، ابعاد احتمالی نظامی(PMD)، فردو، اراک و شفاف سازی، لغو می شود؛ مجوزهای اصلی در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، با یک قطعنامه‌های جدید شورای امنیت سازمان ملل که برنامه اقدام مشترک جامع را تائید می‌کند، بار دیگر برقرار می‌شوند.

پیشتر رسانه های غربی یکی از موارد اختلاف را این امر بیان کرده بودند که آمریکا خواهان انتشار جزئیات چیزی است که مورد توافق قرار گرفته و ایران، خواهان انتشار کلیات این توافق است؛ ظاهرا ایران متن دلخواه خود را به رسانه ها داده و آمریکا نیز متن مورد نظر خود را روی خروجی سایت وزارت خارجه خود گذاشته است.

ماجرا هر چه که باشد و وزارت خارجه ی ایران هر توجیهی که ارائه کند ، همه این اختلافات نشانه قابل تفسیر بودن بیانیه به شکلی که طرف آمریکایی می خواهد و غیر قابل اعتماد بودن و غیر صادق بودن آنهاست و یا اینکه خدای نا خواسته ، نشان از غیر صادق بودن تیم ایرانی با مردم ایران است و چنانچه تیم ایرانی نسبت شفاف سازی اختلافات موجود در دو سند اقدام عاجل انجام ندهد بی تردید و به معنی واقعی کلمه ، یک فاجعه رخ داده است چرا که برنامه هسته ای ایران برای 15 سال به حال تقریبا تعطیل در آمده و برای بعد از آن نیز شرایط ایران عادی نمی شود و ایران باید باز هم مذاکره کند، ورود 5+1 به حوزه های نظامی ایران تحت عنوان ضرورت روشن شدن مسئله PMD پذیرفته شده، هیچ تحریمی لغو نشده بلکه ضمن زیر پا گذاشتن خط قرمز توافق یک مرحله ای، با شرایطی بسیار سخت و حفظ ساختار تحریم ها، تهران تنها «تخفیف» در برخی تحریم ها را قبول کرده است و این اوج فاجعه ای است که در حال شکل گیریست.

۲۲ - اقای ظریف در پاسخ سؤال خبرنگار می گوید من ماموریت داشتم فقط در موضوع هسته‌ای ، مذاکره کنم ، سؤال این است که اگر آقای ظریف قرار بود در مورد تمامی موضوعات مورد مناقشه با آنها مذاکره کند ، چه اتفاقی می افتاد.!!؟

و من در انتهای این وجیزه ، اگر چه هنوز موضوع مذاکرات هسته ای به انتها نرسیده ، اما به احترام ظریف ، این ابرمرد تاریخ دیپلماسی ایران!! ، تمام قد می ایستم:
* - بخاطر سنگین ترین ضرباتی که بر پیکر رژیم جعلی و منحوس صهیونیستی زده !!
* - بخاطر فاصله ی عمیقی که بین این رژیم کودک کش و غرب انداخته است !!
* - بخاطر ترس و کابوسی که بر تن رژیم و خاندان سعودی انداخته است.!!
* - بخاطر هراسی که تمام وجود اردوغان را فرا گرفته و دیگر خواب راحت ندارد و کابوس امانش را خواهد برسد.!!
* - بخاطر عزتی که برای مردم بزرگ و قهرمان ایران به ارمغان آورده است.!!
* - بخاطر اینکه آمریکا را این مذاکرات بالاخره به زانو در آورده و به کرنش در مقابل مردم و نظام ایران واداشته است.!!
* - بخاطر احقاق حقوق حقه و مسلّم هسته ای ایران.!!
* - بخاطر دو سال ایستادگی در سنگر دیپلماسی و اثبات شایستگی های سنگر بانان دیپلماسی ایران.!!
* - و بخاطر ارائه تعریفی دقیق و جهان شمول از :
..." مذاکرات برد برد " ...
بگذار بدخواهان هر چه می خواهند بگویند و بنویسند ، نام ظریف در تاریخ ایران تا ابد ماندگار شد!!!.
جمعه ۱۴ فروردین ۹۴ - سید عبداله متولیان

منبع:‌حزب‌الله سایبر

یا علی.


 
نحس بودن 13 خرافه‌ای بیش نیست؟
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

    * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

بنابراین برای رهایی از خرافات و اوهام باید عمل یا اعتقاد انسان مستند به یکی از این دو حجت باشد؛ در فقه شیعه نیز این دو حجت به عنوان دو منبع حکم شرعی شناخته شده‌اند. یعنی در زمان غیبت امام معصوم نیز یک مجتهد برای استنباط حکم شرعی از عقل و نقل استفاده می‌کند؛ عقل به معنای حکم قطعی و برهانی عقلی است که مورد اتفاق جمیع عقلای عالم است؛ نقل نیز عبارتست از کتاب و سنت معصوم.

بنابراین حکمی که مستند به عقل قطعی یا نقل مورد اعتماد و صحیح باشد، مورد قبول بوده و جز خرافات و اوهام نیست؛ اما اگر حکمی یا مطلبی یا عقیده‌ای هیچ مستندی از عقل یا نقل صحیح نداشته باشد، نمی‌توان آن را پذیرفت و جز خرافات و اوهام محسوب می‌شود.

یکی از اعتقادات بدون پایه و اساسی که متاسفانه در بین مردم بسیار شیوع دارد، این است که می‌گویند عدد 13 نحس است و روز سیزده فروردین نیز نحس است و باید به طبیعت پناه برد تا نحسی آن دامان انسان را نگیرد؛ می‌گویند اگر کسی در خانه بماند بدیمن است و سال خوبی نخواهد داست و مشکلات زیادی برای او پیش می‌آید.

 این اعتقاد هیچ مستند عقلی یا نقلی ندارد، نه مورد تایید عقل است و نه مورد تایید نقل؛ یعنی نه از عقل دلیل درستی دارد و نه در روایات معصومین می‌توان حدیثی را بر این مطلب یافت. بنابراین جز خرافات بوده و اوهام بوده و اصلا مورد قبول نیست.

عقل سلیم می‌گوید: بین ایام هیچ فرقی نسیت، این انسان‌ها هستند که با اختیار و اعمال خود آینده و سرنوشت خود را می‌سازند، هیچ زمان نحسی وجود ندارد، بین زمان‌ها هیچ فرقی نیست و اصلا زمان خوب یا بد نداریم.

حال اگر به روایات معصومین(علیهم‌السلام) دقت کنیم، خواهیم دید آن بزرگواران عکس این مطلب را بیان کرده‌اند و با این اعتقاد مبارزه کرده‌اند و هیچ زمانی را نحس ندانسته‌اند؛ به طور مثال در منابع روایی نقل شده امیرالمومنین(علیه‌السلام) عازم جنگ با خوارج بود، که شخصی عرض کرد: یا علی، می‌ترسم اگر هم‌اکنون عازم شوید به پیروزی دست نیابی، من این را از طریق علم نجوم، دریافته‏‌ام.

آن حضرت فرمود: «آیا تو گمان می‏کنی ساعتی را نشان می‌دهی که هر که در آن سفر کند، بلا و بدی از او دور می‌گردد؟ و اگر در این ساعت حرکت کند دچار زیان و سختی می‌شود؟ کسی‌که این سخنان را باور کند، قرآن را دروغ پنداشته و برای به دست آوردن آن چه دوست دارد، و دوری از ناپسندی‌ها، از یاری خدا بی‌نیاز گردیده است.

هر که به گفتار و فرمان تو رفتار کندد، باید تو را حمد و سپاس گذارد، نه پروردگارش را؛ زیرا تو گمان می‌کنی که او را به ساعتی راهنمایی کرده‏ای که در آن سود به دست آورد و از زیان ایمن گشته است».

اما به شهادت تاریخ، آن حضرت بر خلاف توصیه آن مرد، به سوی جنگ با خوارج حرکت کرد و در جنگ با آنان نیز پیروز گردید.[2]

ابن سینا نیز در این زمینه می‌نویسد: «هرگز زمان، علت فاعلی چیزی نیست؛ بلکه ظرف حوادث است، از همین روست که اگر چیزی به جهت سبب مخفی خود، در زمان معین، موجود یا معدوم گردد، چون آن سبب حقیقی و اصلی آن مجهول است، مردم آن حادثه را به ظرفش که زمان باشد، نسبت می‌دهند و چنین است که اگر آن روی‌داد گوارا بود، زمان تحقق آن را مدح می‌نمایند و اگر ناگوار بود، به نکوهش زمان وقوع آن می‌پردازند.

از آن جا که علل امور وجودی در بسیاری موارد روشن است، ولی سبب پیدایش امور عدمی آشکار نیست - مثلاً سبب پیدایش یک بنا روشن است، ولی عامل فرو ریختن و فرسودن آن معلوم نیست - زمان را عامل پیدایش بسیاری از امور عدمی هم‌چون فراموشی، فرتوتی، زوال و...، می‌پندارند و سعی مردم در بدگویی از زمان و هجو کردن روزگار و نکوهش آن، معروف می‌گردد.[3]

---------------------------------------------------

پی‌نوشت

[1]. «یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول‏»( الکافی، ج 1، ص 15).
[2]. نهج‏ البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه 78، ص 178.
[3]. شفا، طبیعیات، ابن سینا، ج 1، فصل‏های 10، 11، 12( زمان)، ص 166 – 148.

یا علی.


 
پارک جنگلی سرخ‌او
ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

پارک جنگلی سرخ او

پارک جنگلی سرخ‌اُ در مناطق کوهستانی خلیل‌شهر از توابع شهرستان بهشهر می‌باشد از مکان‌های دیدنی با امکانات رفاهی نسبتا خوب می‌باشد.

از امکانات رفاهی پارک جنگلی سرخ اُ می توان به استخر شنا ، نمازخانه ، فروشگاه، قهوه خانه سنتی و سکوهای استراحت و ... اشاره کرد.

گفتنی است اگر مسئولین نگاه ویژه ایی به این منطقه داشته باشند این پارک به یکی از قطب های گردشگری شهرستان تبدیل خواهد شد.

 

















































منبع:‌به‌سیتی


یا علی.


 
«پرسش» در قبر از چه زمانی شروع می‌شود؟
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

روز قیامت دادگاه و محاکمه اصلی انسان است، ولی عالم برزخ جایگاهی است که برای فرد پرونده‌ای تشکیل می‌دهند و او را آماده می‌کنند تا به محکمه اصلی برسند و در واقع پرسش‌های اساسی را در قبر سؤال می‌کنند.

عالم مردگان از جمله عوالمی است که همواره وقتی با آن مواجه می‌شویم سؤالات و ابهامات بسیاری برای ما به وجود می‌آید و هر فردی علاقه دارد بیشتر از این عالَم بداند، چرا که مرگ از جمله مباحثی است که هر فردی روزی با آن دست به گریبان خواهد شد، همچنین حضرت رسول(ص) می‌فرمایند: «اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور»؛ هرگاه بهار را دیدید، بسیار یاد قیامت کنید.

آنچه در ادامه می‌‌آید سلسله مباحثی است که به طرح پرسش و پاسخ درباره مرگ و معاد می‌پردازد و برگرفته از کتاب «عالم برزخ؛ عالم حیات و زندگی» اثر حجت‌الاسلام اسدالله محمدی‌نیا از پژوهشگران حوزه علمیه قم است:

 

پرسش‌ها در قبر از چیست

از روایات استفاده می‌شود که در عالم قبر پرسش‌های اساسی و کلیدی را سؤال می‌کنند، اما سؤالات جزئی موکول به روز قیامت می‌شود و سؤالات اصلی مثل سؤال از پروردگار، دین، پیامبر، امامت و اهل بیت (ع) عمره چگونگی کسب مال،‌ نماز، روزه و حج در واقع روز قیامت دادگاه و محاکمه اصلی انسان است، ولی عالم برزخ جایگاهی است که برای فرد پرونده‌ای تشکیل می‌دهند و او را آماده می‌کنند تا به محکمه اصلی برسند، منتهی کسانی که مؤمن بوده‌اند هیچ نگرانی و اضطرابی ندارند، اما مجرمان و گناهکاران در اضطراب شدیدی به سر می‌برند.

امام زین‌العابدین علیه‌السلام در این خصوص با اشاره به آیه سی‌ام سوره مبارکه آل عمران مبنی بر «یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعیداً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ»؛ روزی که هر کس آنچه را از کار خیر (در دنیا) انجام داده و آنچه را از کار بد به جا آورده حاضر شده می‌یابد، آرزو می‌کند که کاش میان او و عمل‌های بدش مدت زمان درازی بود (قیامت به تأخیر می‌افتاد) و خدا شما را از ( عذاب ) خود بر حذر می‌دارد، می‌فرمایند: ای مردم از خدا بترسید و بدانید بازگشت همه شما به سوی خداست.

سپس حضرت ادامه می‌دهند: بدان اولین چیزی که دو فرشته نکیر و منکر از شما سؤال می‌کند از پروردگارت که او را عبادت می‌کردی و از پیامبری که به سوی شما فرستاده شد و از دینی که به آن پایبند بودی و از قرآنی که آن را می‌خواندی و از امامی که ولایت ور رهبری آن را قبول کردی سپس از عمرت سؤال می‌کنند که در چه راهی به باد دادی و از اموالت که از کجا به دست آوردی و در چه راهی مصرف کردی؟

جانب احتیاط را نگه دار و درباره خود فکر کن و قبل از از سؤال و امتحان آماده پاسخ باش.

اگر با ایمان و متقی و آگاه به دین و پیرو صادقین و دوستان و اولیا الهی باشی خداوند پاسخ لازم را به تو تلقین می‌کنند و زبانت را به گفتن حق باز می‌کند و جواب خواهی داد در این هنگام از سوی خداوند بشارت بهشت و رضوان و خیرات فراوان به تو داده می‌شود و فرشتگان الهی با روح (ارامش) و ریحان از تو استقبال می‌کنند.

و اگر چنین نبودی زبانت به لکنت می‌افتد و دلیلت باطل می‌شود و از دادن پاسخ فرو می‌مانی و بشارت به آتش داده می‌شوی و فرشتگان عذاب به استقبالت می‌آیند.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: در قبر از ۵ چیز سؤال می‌کنند: از نماز، زکات، حج، روزه و ولایت و محبت مرده نسبت به ما اهل بیت (ع) بعد ولایت از گوشه قبر به آن چهار تا می‌گوید: اگر از جانب شما نقص و کمبودی بود بر من لازم است که آن نقص را جبران و کامل کنم.

 

پرسش در قبر از چه زمانی شروع می‌شود

از روایات استفاده می‌شود که از همان اوایل ورود میت به برزخ و بعد از تلقین سؤال از او شروع می‌شود.

حضرت محمد(ص) فرمود:«انَّ الْعَبْدَ إِذَا وُضِعَ فِی قَبْرِهِ وَتَوَلَّى عَنْهُ أَصْحَابُهُ وَإِنَّهُ لَیَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِهِمْ فیَأْتِیهِ مَلَکَانِ»

همین که متوفی را در قبر قرار دادند و اقوام و دوستانش برگشتند، به طوری که هنوز میت صدای پاهایش هنگام برگشت را می‌شنود دو فرشته برای سؤال و جواب می‌آیند.

حضرت امیرالمؤمنین در این مورد می‌فرماید: «إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَیِّعُ وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ اءُقْعِدَ فِی حُفْرَتِهِ نَجِیّا لِبَهْتَهِ السُّؤَالِ وَ عَثْرَهِ الِامْتِحَانِ»؛ همین که تشیع‌کنندگان برگشتند و گریه کنندگان رفتند، او را در گورش می‌نشانند (و از او سؤال می‌کنند) در حالی که از ترس و تحیر در برابر سؤال و لغزش در امتحان آهسته سخن می‌گوید.

با توجه به مطالب گذشته روشن است که نشاندن در قبر مراد آن قبر ظاهری نیست.

منبع: خبرگزاری فارس

یا علی.


 
درد دل امیرالمومنین(ع) بعد از دفن فاطمه زهرا(س)
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

        * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

یکی از شبهات بی‌پایه و اساس دشمنان تشیع به اعتقادات و روایات معتبر شیعه این است که می‌گویند: سخنانی‌که در لحظه دفن حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) از امیرالمومنین(علیه‌السلام) نقل شده و ایشان از شهادت حضرت اظهار ناراحتی کرده‌اند، دروغ است؛ چرا که در آن موقع هیچ‌کس با آن‌ها نبوده است، تا صدای حضرت را بشنود.

در پاسخ به این شبهه بی‌اساس باید گفت:
اولا: این مطلب دروغ محض است و هنگام دفن فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) افرادی همراه امیرالمومنین(علیه‌السلام) بوده‌اند و این‌چنین نبوده که حضرت خودش به تنهایی تابوت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) را برداشته و به قبرستان برود و ایشان را دفن کند. بلکه افرادی هم‌چون «سلمان» ، «ابوذر» ، «مقداد» و بچه‌های فاطمه(سلام‌الله‌علیها) همراه حضرت بوده‌اند.

ثانیا: این روایت توسط امام حسین(علیه‌السلام) نقل شده که بدون شک همراه پدر خود در تشییع مادر شرکت داشته و شاهد گفتگوی آخر پدر با مادر بوده است.

در کتاب ارزش‌مند کافی از امام حسین(علیه‌السلام) نقل شده که حضرت فرمودند: «چون فاطمه(سلام‌الله‌علیها) وفات کرد، امیرالمومنین(علیه‌السلام) او را پنهانی به خاک سپرد و قبرش را پوشاند تا کاملا مخفی بماند، سپس برخاست و رو به جانب قبر رسول خدا(صلى‌اللَّه‌علیه‌وآله) کرد و فرمود: «سلام بر تو اى رسول خدا، از جانب من و از جانب دخترت و دیدارکننده‏‌ات و آن‌که در خاک رفت و از من جدا شد و خداند متعال ملحق شدن به تو را برایش برگزید.

اى رسول خدا، شکیباییم از فراق حبیبه‌ات کم شده و دوری از سرور زنان عالم، من‌را نابود کرده است، و جز این‌که براى من در پیروى از سنت تو که در فراقت کشیدم،صبر کنم، چاره‌ای ندارم؛ زیرا من سر تو را در لحد آرام‌گاهت قرار دادم و جان مقدس تو از میان گلو و سینه من خارج شد(یعنى هنگام جان دادن سرت بسینه من چسبیده بود) آرى، در کتاب خدا براى من بهترین پذیرش(و صبر بر این مصیبت) است «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون».

همانا امانت پس گرفته شد و گروگان دریافت گشت و زهرا از دستم ربوده شد. اى رسول خدا، دیگر این آسمان نیلگون و زمین تیره در نظرم زشت جلوه می‌کند. از این به بعد اندوهم همیشگى‏‌ست و شبم در بی‌خوابى خواهد بود(خواب نخواهم داست) و غمم پیوسته در دل‌ست، تا خدا خانه‏‌اى را که تو در آن اقامت دارى برایم برگزیند(بمیرم و به تو ملحق شوم). غصه‏‌اى دارم که دل را خون می‌کند و اندوهى دارم هیجان‌انگیز، چه زود میان ما جدائى افتاد، تنها به سوى خدا شکوه می‌برم.

به همین زودى دخترت از هم‌دست شدن امتت بر ربودن حقش به تو گزارش خواهد داد، همه‌ی جریان را از او بپرس و گزارش را از او بخواه، زیرا چه بسا درد دل‌هایى داشت که چون آتش در سینه‏‌اش مى‏‌جوشید و در دنیا راهى براى گفتن و شرح دادن آن نیافت، ولى اکنون مى‏‌گوید و خدا هم داورى می‌کند و او بهترین داور است.

سلام بر سلام‌کننده‏‌اى که نه خشمگین است و نه دل‌تنگ، زیرا اگر از این‌جا برگردم، به خاطر دل‌تنگیم نیست و اگر بمانم به واسطه بدگمانى به آن‌چه خدا به صابران وعده فرموده نباشد. واى، واى، باز هم بردبارى مبارک‌تر و خوش‏‌نماتر است، اگر چیرگى دشمنان زورگو نبود(که من‌را سرزنش کنند یا قبر فاطمه(سلام‌الله‌علیها) را بشناسند و نبش کنند) هم‌چون معتکفان در این‌جا می‌ماندم و مانند زن بچه مرده بر این مصیبت بزرگ شیون مى‏‌کردم.

در برابر نظر خدا دخترت پنهان به خاک سپرده شد و حقش پایمال گشت و از ارثش جلوگیرى شد، با آن‌که دیر زمانى نگذشته و یاد تو کهنه نگشته بود، اى رسول خدا، شکایت من تنها به سوى خداست و بهترین دل‌دارى از جانب توست اى رسول خدا، درود خدا بر تو و سلام و رضوانش بر فاطمه باد».[1]

----------------------------------------------------
پی‌نوشت

[1]. «أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ الشَّیْبَانِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الرَّازِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَالَ لَمَّا قُبِضَتْ فَاطِمَةُ ع دَفَنَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ سِرّاً وَ عَفَا عَلَى مَوْضِعِ قَبْرِهَا ثُمَّ قَامَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ‏ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ السَّلَامُ عَلَیْکَ عَنِ ابْنَتِکَ وَ زَائِرَتِکَ وَ الْبَائِتَةِ فِی الثَّرَى بِبُقْعَتِکَ وَ الْمُخْتَارِ اللَّهُ لَهَا سُرْعَةَ اللِّحَاقِ بِکَ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی وَ عَفَا عَنْ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ تَجَلُّدِی إِلَّا أَنَّ لِی فِی التَّأَسِّی بِسُنَّتِکَ فِی فُرْقَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِی مَلْحُودَةِ قَبْرِکَ وَ فَاضَتْ نَفْسُکَ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی بَلَى وَ فِی کِتَابِ اللَّهِ لِی أَنْعَمُ الْقَبُولِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ وَ هَمٌّ لَا یَبْرَحُ مِنْ قَلْبِی أَوْ یَخْتَارَ اللَّهُ لِی دَارَکَ الَّتِی أَنْتَ فِیهَا مُقِیمٌ کَمَدٌ مُقَیِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَیِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَیْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْکُو وَ سَتُنْبِئُکَ ابْنَتُکَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَکَمْ مِنْ غَلِیلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِیلًا وَ سَتَقُولُ وَ یَحْکُمُ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِینَ وَاهَ وَاهاً وَ الصَّبْرُ أَیْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِینَ لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ وَ اللَّبْثَ لِزَاماً مَعْکُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّکْلَى عَلَى جَلِیلِ الرَّزِیَّةِ فَبِعَیْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُکَ سِرّاً وَ تُهْضَمُ حَقَّهَا وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا وَ لَمْ یَتَبَاعَدِ الْعَهْدُ وَ لَمْ یَخْلَقْ مِنْکَ الذِّکْرُ وَ إِلَى اللَّهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَکَى وَ فِیکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَحْسَنُ الْعَزَاءِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَیْهَا السَّلَامُ وَ الرِّضْوَانُ».( الکافی، ج 1، ص 459)

 

منبع: رهروان ولایت

یا علی.


 
پانزده توصیه مرحوم میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مؤمنانه
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : سیب سرخ

                  * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

زندگی با سختی‌ها و خوشی و ناخوشی توأم هستش. چه بهتر که از این دوران طلایی بهترین بهره‌ها رو ببریم و به توصیه بزرگان عمل کنیم.

1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

2. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3. اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5. موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود: یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

6. اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیا قابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می‌گذارد.

7. تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مۆمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مۆمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8. هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مۆمنین و مۆمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعداً خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و…. کار محبت همین است.

10. با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد میکند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11. خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راستی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

13. از هر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آن را به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمۆمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله.

14. دل های مۆمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است... شخصِ تنها، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود، بلکه متنجس را هم پاک میکند.

15. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در «إلّا» تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه «الله» را بگو همه ی دلت را تصرف کند.

یا علی.


 
دکترحسابی و سفره هفت سین و انیشتین!
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون، دکتر حسابی سفره هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگ‌ترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه چیده و ایشان را برای سال نو دعوت می‌کنند.

آقای دکتر خودشان کارت‌های دعوت را طراحی می کنند و حاشیه آن را با گل‌های نیلوفر که زیر ستون‌های تخت جمشید هست تزئین می‌کنند و منشاء و مفهوم این گل‌ها را هم توضیح می‌دهند چون می‌دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می‌کند.

دکتر می‌گفت: "برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویولونش جایی نمی‌رود تأکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین ۲۰دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.
•ღ♡ღ•
به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم :
ایرانی ها در طول تمدن ۱۰هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند.برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد.
•ღ♡ღ•
آقای دکتر می گفت بعدها انیشتین به من گفت:" وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن ۱۰هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."
•ღ♡ღ•
بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند.. کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست.
•ღ♡ღ•
آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود.
•ღ♡ღ•
بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی۷ انتخاب بوده است.
تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش.. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش،
آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ...
•ღ♡ღ•
بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند.
آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه ۱۰هزارسال قدمت دارد.
آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست.
•ღ♡ღ•
انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود.
از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید :
"ما ۲۰۰ سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از ۱۰هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"
•ღ♡ღ•
خیلی جالب است که آدم به بهانه نوروز یا هر بهانه ی خوب دیگر ، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.


به نقل از کتاب خاطرات مهندس ایرج حسابی

یا علی.


 
مجموعه ایرانی نیستی اگه...
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

                * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *


این هشت مورد چند وقتی است در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود،
بد نیست پاسخها را هم بخوانیم، هر چند در مورد پاسخ ها هم میشه تحقیق کرد !
♡❤
☑ 1- من ایرانی نیستم چون به جای "درود" می گویم سلام و به جای "بدرود" می گوییم خداحافظ.

☑ 2- من ایرانی نیستم چون روز کوروش بزرگ را نمی شناسم (7 آبان) چون این روز فقط در تقویم کشور من ثبت نشده است.

☑ 3- من ایرانی نیستم چون عرب ها به من آموختند به خوراک بگوییم غذا، در حالی که خودشان به "ادرار شتر" می گویند "غذا" و من هم تکرار می کنم.

☑ 4- من ایرانی نیستم چون عرب ها به من آموختند برای شمارش خودمان به جای "تن" از "نفر" استفاده کنیم که واحد شمارش حیوانات است.

☑ 5- من ایرانی نیستم چون عرب ها به من آموختند که به جای گفتن "واق واق" سگ بگوییم "پارس" که نام وطنمان است.

☑ 6- من ایرانی نیستم چون عرب ها به من آموختن دیوث یک صفت زشت است، در حالی که نام یکی از سرداران ایرانی بوده که در حمله اعراب به ایران تعداد زیادی از سربازان عرب را به هلاکت رسانده است.

☑ 7- من ایرانی نیستم چون اعراب به من آموختند، بگویم "شاهنامه آخرش خوش است" چون در آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست می خورند.

☑ 8- من ایرانی نیستم چون به جای نشر و کپی این مطلب بی خیال از کنار آن گذر می کنم.


⬅ اکنون پاسخ ها را بخوانید:

1- در بین فارسی زبانان هنوز هم درود و بدرود رواج دارد. هرچند خداحافظ هم یک ترکیب عربی نیست، چون از دو بخش خدا و حافظ درست شده که اولی فارسی و دومی نیز در این معنی در عربی به کار نمی رود. عرب ها به جای خدا نگهدار یا خداحافظ می گویند: فی امان الله.

2- روز 7 آبان ماه که روز صدور منشور حقوق بشر کورش است در هیچ تقویمی چه ملی و چه بین المللی ثبت نشده. البته این مساله از اهمیت این روز کم نمی کند برعکس نشان می دهد که این یک روز مردمی است و در انحصار دولت یا سازمانی خاص نیست.

3- کلمه‌ای در عربی وجود دارد که «غَذی» نوشته و «غذا» خوانده می‌شود (مانند موسی و موسا) و به معنی بول شتر است. همچنین کلمه «غِذاء» (بر وزن نساء) در عربی به معنی خوراک است؛ جمع آن «اغذیه» و عمل آن «تغذیه» است. تقصیر از عرب‌ها نیست که ما همزه انتهای واژه هایی همچون غذاء و املاء و انشاء را حذف کرده‌ایم.

4- نفر نیز یک واژه‌ی عربی است که به معنای گروه انسان ها به کار می‌رود. چنان که در قرآن هم برای گروه مومنان به کار رفته است و هم برای شمارش جنّ.
در فرهنگ اعراب به خاطر اهمیت و تشخصی که شتر در زندگی آنها داشته از نفر به عنوان واحد شمارش شتر نیز استفاده می شود.
*هر دو کاربرد واژه نفر چه برای انسان و چه برای شتر از زبان عربی وارد زبان فارسی شده ولی برای تحقیر فارسی زبانان نبوده است. *
در ادب فارسی واژه "تن" به معنی "بدن" به کار رفته ولی در زبان فارسی معیار از "تن" به عنوان واحد شمارش به جای "نفر" استفاده می شود.

5 - عرب ها حرف (پ) ندارند، پس آنان نمی توانسته اند به ما یاد داده باشند که به میهن خود بگوییم پارس.
تبدیل (پ) به (ف) یک دگرگونی واژگان در گذر زمان است و ربطی به عرب ها ندارد. در بسیاری از واژه های پارسی (پ) به (ف) تبدیل شده برای نمونه "سپارش" شده "سفارش".
درباره تبدیل (پ) به (ف) بدون این که واژه ای تازی شده باشد می توان به واژه های "گوسفند" و "سفید" هم اشاره کرد که "گوسپند" و "سپید" بوده اند.
پارس نام یکی از تیره های ایرانی است که در دوره هایی به ایران نیز پارس یا فارس گفته شده.
پارس سگ دگرگون شده پاس است. چون یکی از کارها یا ویژگی های سگ می تواند پاس دادن یا پاسبانی باشد.
در اصل صدای سگ "وق وق" یا "واق واق" یا "هاپ هاپ" یا "عو عو" است و کارش پاس است.
البته برخی پارس کردن را به معنی خبر کردن نیز گفته اند ولی این هم ارتباطی به قوم پارس ندارد.
عرب‌ها قوم پارس را «فارس» می‌گویند، ولی بانگ سگ را نباح، عواء و هریر می‌نامند.

6- ناسزای "دیوث" ریشه ای عبری یا سریانی دارد. به معنی مردی که زن خود را عرضه کند.
اما "پومپه دیوس" از سرکردگان پارتی در زمان ارد اول پادشاه اشکانی (و نه ساسانی) بوده است که اصلا عمرش کفاف شرکت در جنگ با اعراب را نمی داده است، تا این که اعراب بخواهند چنین انتقامی از او بگیرند.

7- دکتر محمد‌علی اسلامی ندوشن استاد ادبیات فارسی درباره ضرب المثل "شاهنامه آخرش خوش است" معتقد است: این ضرب‌المثل کنایی نیست و اشاره به هسته‌ی اصلی «شاهنامه» یعنی جنگ‌های ایرانیان و تورانیان دارد. او اعتقاد دارد که خوش بودن پایان «شاهنامه» مربوط به حمله‌ی اعراب و شکست ساسانیان نیست، بلکه به پیروزی نهایی پهلوانان ایرانی بر لشکر توران اشاره دارد که البته این پیروزی در قسمت‌های میانی «شاهنامه» و در بخش پهلوانی آن است و به آخر «شاهنامه» که مربوط به بخش تاریخی می‌شود، ربطی ندارد.

8- من ایرانی هستم. هیچ سخنی را بدون پژوهش و بررسی نمی پذیرم و اگر بر من روشن شد که در موضوعی اشتباه می کردم، اشتباه خود را می پذیرم.
از کشورم و فرهنگ ایرانی و زبان فارسی پاسداری می کنم ولی هیچ دشمنی با هیچ ملت و زبانی ندارم. به ملت های عرب و زبان عربی نیز همچون همه ملت ها و زبان های دیگر دنیا احترام می گذارم.

یا علی.


 
شبهه ضدانقلاب پیرامون حکومت شاه و جمهوری اسلامی
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

متن شبهه:
ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﭘﺮﺳﻴدﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯽ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻛﺮﺩﻳﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﻼﻡ.
ﮔﻔﺘﻢ ﻣﮕﻪ ﺍﻭﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻧﻤﻴﺨﻮﻧﺪﯼ؟ ﭼﺮﺍ.
ﻣﮕﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﻧﻤﻴ‌‌‌ﺮﻓﺘﯽ؟ ﭼﺮﺍ.
ﻣﮕﻪ ﻣﻜﻪ ﻧﻤﻴ‌ﺮﻓﺘﯽ؟ ﭼﺮﺍ.
ﻣﮕﻪ ﻣﺤﺮﻡ ﺗﻜﻴﻪ ﻭﺩﺳﺘﻪ ﻧﺒﻮﺩ؟ ﭼﺮﺍ ﺑﻮﺩ.
ﻣﮕﻪ ﺯﻧﺖ ﺣﺠﺎﺏ ﻧﺪﺍﺷﺖ؟ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺷﺖ.
ﻣﮕﻪ ﻧﺰﻭﻝ ﺑﺪﻧﺒﻮﺩ؟ ﺧﻴﻠﯽ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ.
ﻣﮕﻪ ﻧﺎﻣﻮﺱ ﻣﺤﻠﺘﻮﻥ ﺣﺮﻣﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ؟ ﭼﺮﺍ ﺯﻳﺎﺩ ﺩﺍﺷﺖ.
ﻣﮕﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﺫﺍﻥ ﺍﺯ ﺭﺍﺩﻳﻮ ﭘﺨﺶ ﻧﻤﻴ‌ﺸﺪ؟ ﭼﺮﺍ ﻣﻴ‌ﺸﺪ.
ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﭘﺲ ﭼﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮﯼ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩﻳﺪ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﭘﺲ ﭼﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮﯼ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﺮﺩﻳﺪ؟ ﻛﻤﯽ ﺩﺭﻧﮓ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻫﻴﭻ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ.
ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺣﺞ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﻭ ﺍﺯﻛﺮﺑﻼ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯﺣﺠﺎﺏ ﮔﺮﻳﺰﺍﻥ ﻭ ﺍﺯﭼﺸﻢ ﻫﻴﺰ ﻭ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺤﻠﻪ ﺩﺭﻓﻐﺎﻥ. ﻧﺰﻭﻝ ﺑﻴﺪﺍﺩ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺑﺎﻧﻜﻬﺎﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻦ! ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺍﻧﻘﻼﺑﯽ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﺖ ﺑﺪﻫﻢ؟ ﻣﺴﺎﺟﺪﺧﺎﻟﯽ ﻭ ﭘﺎﺭﺗﻴﻬﺎﯼ ﺁﻧﭽﻨﺎﻧﯽ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﺍ؟ ﺷﺎﻩ ﻏﺎﺭﺕ ﻛﺮﺩ؟ ﭼﻘﺪﺭ؟ ﺟﺎﻥ ﺑﭽﺖ ﭼﻘﺪﺭﺧﻮﺭﺩ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺩ؟ ﺩﺭﺍﻳﻦ ﺍﻳﺎﻡ ﺷﻜﻮﻫﻤﻨﺪ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺟﻴﺐ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺭﻓﺖ؟ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﻣﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﺯﻧﻮﻉ ﺟﺪﻳﺪﺵ ﻫﻤﺎﻧﻴﻜﻪ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ! ﭘﺪﺭ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺯﺗﻬﺪﻳﺪ ﻛﺴﯽ ﻧﻤﻴﺘﺮﺳﻢ ﺣﺮﻓﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻨﻄﻖ ﻭ ﺍﺩﺏ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻫﺮﺟﺎﻛﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺩﻳﮕﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﻓﺮﺍﺭﺳﻴﺪﻩ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﻛﺎﺭﯼ ﻛﻨﻴﻢ ﭘﺪﺭ . ﺳﻮﻏﺎﺕ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻓﻘﻂ ﺫﻟﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻓﻼﻛﺖ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﻴﺎ. ﻣﻦ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ!

ﺑﺮﮔرفته ﺍﺯ ﺻﻔﺤﻪ ﻣﻌﺼﻮﻣﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﻧﻴﺎ

 

پاسخ به شبهه
آری، آن زمان نماز میخواندیم، ولی باید برای شاه و درباریان هم سر تعظیم فرود می آوردیم! مگر شاه خدا بود! مگر غیر از خدا کس دیگری هم شایسته ی تعظیم است؟
آن زمان مسجد و مکه میرفتیم، ولی مگر به احکام  صاحب همان مسجد و مکه ای که خدا بود عمل میکردیم، مگر صاحب همان مسجد و مکه نگفته است که نباید حاکم ظالم و طاغوت را قبول کنید و بلکه باید قیام کرده و او را به زیر بکشید، مگر در زمان همان شاه ملعون ده ها هزار نفر از جوانان ما تنها به جرم راهپیمایی قتل عام نشدند، از قتل عام ۱۲ هزار نفر از مردم سرزمینم در روز ۱۷ شهریور برایت بگویم! یا از قتل عام ۱۰ هزار نفری مردم وطنم در روز ۱۵ خرداد! و صدها قتل عام دیگری که شاه ملعون مردم و جوانان وطنم را کشت!

مسجد و مکه بروی ولی به فرمان صاحبخانه عمل نکنی چه فایده! زیر پرچم حاکمی ظالم و ستمگر باشی چه فایده!

محرم و تکیه هم بود! ولی محرم و تکیه برای که بود؟ برای عزاداری چه کسی بود؟ محرم و تکیه مگر غیر از زنده نگه داشتن یاد حسین بن علی بود؟ حسینی که یک تنه با ۷۲ یار خود در برابر لشکر ۳۰ هزار نفری یزید ایستاد و سر تعظیم در برابر شاه ظالم زمان خودش فرود نیاورد… پس اگر قرار باشد که ما محرم و تکیه داشته باشیم و سر تعظیم در برابر شاه ظالم زمان خودمان فرود بیاوریم چه محرم و تکیه ای است!

اما اگر زنان وطنم حجاب داشتند(البته افراد معتقدشان)، از ایمان خودشان بود، وگرنه که رضا خان ملعون با زور و محمد رضا با کاواره و ترویج فحشا تمام تلاش خود را برای برداشتن چادر از سر زنان سرزمینم به کار بستند!

اگر نزول در بین مردم بد بود، به خاطر ایمان و تقوای مردم و در بین مردم بد بود، به شاه ظالم و حکومت طاغوت آن زمان چه مربوط!

گفته ای ناموس محلمان حرمت داشت! شوخی جالبی بود… احتمالا منظورت همان ناموسهای وطنم هستند که در کاواراه ها و در آغوش مردان مست بودند؟ همان کاواره هایی که با مجوز رسمی حکومت شاه در حال فعالیت بودند؟ یا نکند منظورت آن ناموس وطنم است که در آغوش مستشاران آمریکایی بودند و… اینگونه ناموس وطنم حرمت داشت! پس حکومت ظالم و کثیف و مفسد شاه چه غلطی میکرده است؟

گفته ای صدای اذان از رادیو پخش میشد، بله پخش میشد، در زمان معاویه هم بر منابر مساجد اذان میگفتند، ولی چه کسی است که نداند اینها همه نقشه ی معاویه بود برای مسلمان جلوه دادن خود،تا بتواند بر مسند قدرت بماند… اما اذان منابر حکومت معاویه کجا و اذان منابر حکومت مولا علی کجا…

اما اگر امروز و در حکومت جمهوری اسلامی مشکلاتی در جامعه هست، باید برای حل مشکلات تلاش کنیم، نه اینکه با بزک کردن دوران ننگین پهلوی سعی در زیبا نشان دادن آن دوران و ضربه زدن به حکومت اسلامی داشته باشیم، در آن زمان فساد و فحشا و کاواره آزاد بود، ولی اکنون خیر…

در آن زمان نزول آزاد بود، ولی طبق قانون جمهوری اسلامی ممنوع است (بحث بانک‌ها هم به صورت مضاربه است که حکم شرعی آن با نزول تفاوت داشته و نزول محسوب نمی‌شود، بیشتر تحقیق کنید تا اینگونه سطحی نظر ندهید)

در جیب آخوند چه رفته است؟ تو مشکلت جیب آخوند است و یا صحبتهای او و مسایلی که از اسلام بیان میکند؟

حرف دلت را بزن، مشکل تو نه آخوند و نه جیب اوست،مشکل تو با اسلام است.


یا علی.


 
ماجرای قابل تأمل ادیسون و مادرش
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

          * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

ادیسون به خانه بازگشت یادداشتی به مادرش داد.
گفت: این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند.
مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند:
فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید.

سال‌ها گذشت مادرش از دنیا رفته بود روزی ادیسون که اکنون بزرگ‌ترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار او را کنجکاو کرد آن را درآورده و خواند.
نوشته بود: کودک شما کودن است از فردا او را به مدرسه راه نمی‌دهیم.
ادیسون ساعت‌ها گریست.

ودر خاطراتش نوشت:
توماس آلوا ادیسون
کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به نابغه قرن تبدیل شد.

یا علی.


 
چرا تحمل درد و رنج؟!
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

تا حالا دندون‌پزشکی رفتید؟
اول دکتر چند تا سوزن میزنه تو لثه تون،

بعد اون مته رو می‌گیره، بعد دندون رو می‌کشه ، بعضی وقتا از شدت درد دسته‌های صندلی رو محکم فشار می‌دیم،
اشک تو چشمامون جمع می‌شه، آخرش هم پنبه‌ها رو می‌چپونه تو دهنمون!

خب، چرا نمی‌زنین تو گوشش؟ چرا داد و هوار نمی‌کنید؟

این همه درد رو تحمل کردید، این همه سوزن و آمپول و مته و انبر و ... خب اعتراض کنید بهش! چرا اعتراض نمی‌کنیم؟

تازه می‌خوایم بیایم بیرون می‌گیم، آقای دکتر ببخشید وقت بعدی کی هستش؟!

برای اینکه درسته که ظاهر کار درناکه ولی باطن کار خوبه، باطن کار شفا و سلامت است، ظاهرش درده.
نمی خوایم خیلی موحد و خداشناس بشیم، خدا رو به اندازه "دندانپزشک" قبول داشته باشید.

به دکتر اعتراض نمیکنیم چون میدونیم این درد فلسفه داره و منجر به بهبود می‌شه،
می‌دونیم یه حکمتی داره.

خب خدا هم حکیم است،
اصلا قبلا هم به دکتر می گفتند حکیم.
یعنی کارهای او از روی حکمت است.

وقتی درد و رنجی رو در زندگی ما فرستاد، ازش تشکر کنیم، بگیم نوبت بعدی کی هستش؟

رنج بعدی؟
چرا انقدر اعتراض می‌کنیم؟
مدرک خدا رو قبول نداریم؟

خدایا برای همه اعتراض‌هایمان شرمنده ببخشای بی‌ادبی های ما را.

یا علی.


 
امام خمینی (ره) مخالف حق رأی زنان بود ..!!
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

            * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

مسأله از اینجا کلید خورد که حضرت امام(ره) مخالف بودن با تصویب لایحه_انجمن‌های_ایالتی‌و ولایتی‬ که در دولت اسدالله عَلَم‬ مطرح شده بود.
یکی از مواردی که در اون لایحه مطرح شده بود هم،مسئله حق رأی زنان بود.
این لایحه در زمان تعطیلات مجلس وقت ثبت و در دولت به تصویب رسید. شاید برای بعضی این شبهه ایجاد شده که ، پس حضرت امام ره با حق رأی زنان در جامعه و حکومت مخالف بودند؟ آیا این ظلم آشکار و تبعیض نیست؟

جواب ها بسیار بسیار مختصر عرض میشه تا موجب رنجش نباشه:
▬) امام خمینی(ره) متوجه اهداف رژیم پهلوی شده بودند اهدافی که بسیار قابل تأمل هست.
(• حق رأی برای زنان در اون شرایط موجب تلطیف فضای جامعه می‌شد و مردم با این تفکر که شاه به‌دنبال آزادی هست، مجدد فریب می‌خوردند و زنان هم با ورود به عرصه سیاست بازی‌ها ، نتیجه‌ای جز فحشا و فساد و بیگاری کشیده‌شدن‌ها رو در جامعه زنان شاهد نمی‌بودند.
• هدف دوم تغییر در زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی کشور بوده و تطبیق اون با فرهنگ و اقتصاد و اجتماع غربی.)

▬) امام خمینی(ره): «شما (زنان) باید در صحنه‌ها و میدان‌ها آن‌قدری که اسلام اجازه داده وارد باشید. مثل انتخابات که امروز عملی است که باید انجام بگیرد. برای انتخابات خانم‌ها هم باید فعالیت بکنند برای اینکه فرقی مابین شما و دیگران در سرنوشت‌تان نیست.سرنوشت ایران، سرنوشت همه است. اسلام شما را حفظ کرد و شما متقابلاً اسلام را حفظ بکنید.»
(صحیفه نور ج 18 ص 263).
------------------------------------------
‫نتیجه_گیری:
•← هر فعلی رو نباید به ظاهر نتیجه گرفت|گاهی ظاهر زیباست اما باطن مخرب|
•← اگر امام خمینی ره مخالف می‌بود |به چه علت بعد از انقلاب مخالف نبود؟|
•← در اون زمان مردها حق رأی نداشتند،چه رسد به زنان|فقط انتخاب شاه|
____________________________
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه َ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ

یا علی.


 
آیا امام خمینی در ۱۲بهمن۵۷ بهشت‌زهرا(س) وعده مجانی کردن آب و برق را به ملت داد؟!
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

        * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

همه ساله با فرا رسیدن ۱۲ بهمن که مصادف با بازگشت امام خمینی (ره) به ایران است، ضد انقلاب با مطرح کردن این مساله که آیت الله خمینی در این روز و در سخنرانی خود در بهشت زهرا (س) وعده مجانی کردن آب و برق را به ملت داد، سعی می کند تا انقلاب بزرگ ملت ایران در «آب و نان» خلاصه کند و از طرف دیگر نیز مدعی می شوند چرا صدا و سیما سخنرانی کامل ایشان در بهشت زهرا را هیچ وقت پخش نمی کند؟

در این باره سه نکته مهم وجود دارد:

۱. برخلاف ادعای ضد انقلاب، امام در سخنرانی روز ۱۲ بهمن در بهشت زهرا حتی یک کلمه هم در این باره صحبت نکرده است.

۲. اساسا امام (ره) چنین وعده ای را نداده است بلکه برای اولین بار عباس امیرانتظام سخنگوی دولت بازرگان این مساله را در اسفند ماه ۵۷ بیان می کند.

۳. امام خمینی در سخنرانی روز ۱۲ اسفند ۵۷ در قم، با نگاه انتقادی نسبت به این وعده داده شده، می فرماید: «شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را بردند اینها، دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن میسازیم،  آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم، دلخوش به این مقدار نباشید، روحیات شما را عظمت میدیم،  شما را به مقام انسانیت میرسانیم،  اینها شما را منحط کردند، اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که  خیال کردید همه چیز این است.»

توجه در همین عبارات امام نشان می دهد ایشان ضمن رد این دیدگاه که انقلاب مردم ایران انقلابی صرفا برای شکم بوده است، اصل و انگیزه انقلاب را تعالی یک ملت و ارتقای انسانیت آن می داند، دقیقا نقطه مقابل تحلیل های غالب آن روز که مارکسیست ها بیان می کردند و معتقد بودند که انقلاب مردم ایران فقط و فقط یک ریشه دارد و آن هم اقتصاد است!


امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف می‌کنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!

یا علی.


 
تفاوت را با اونا احساس کنید!
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

                  * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *


ﻓﻀﺎﭘﯿﻤﺎ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ” ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ”

ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ” ﺁﺏ ﻭ ﻧﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ”

ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺳﺎﻧﺪﯾﺲ ﺧﻮﺭﻫﺎ

ﺗﻪ ﺭﯾﺶ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮊﯾﮕﻮﻝ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﯽ ﻋﺸﻖ ﺑﻌﻀﯿﺎ
ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﻭ ﻫﯿﺎﺗﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻣﻞ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺧﻮﺭ

تبریک اگه واسه عید غدیر و قربان باشه میشه عرب پرستی
اگه واسه کریسمس و ولن باشه میشه آخر باکلاسی و روشنفکری

راستی:
آخه تو تابستون کی چادر سر میکنه؟ میخای خفمون کنی؟
ولی خب تو زمستون میشه با ساپورت بیرون رفت!!!

یا علی.


 
نامه رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

              * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

در پی حوادث اخیر فرانسه صورت گرفت:

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱

 

یا علی.


 
در دانشگاه سمنان داوطلبانه بمیرید!
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ دی ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

           * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

سعید صادقی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: پرفورمنس «مرگ» برای ارایه در دانشکده هنر اجرا و با استقبال دانشجویان دانشکده هنر روبرو شد.

وی با اشاره به استقبال از این هنر اجرایی افزود: قصد دارد تا این پرفورمنس را یک بار دیگر در دانشگاه سمنان برای اجرا آماده کند.

این دانشجوی عکاسی دانشگاه سمنان تصریح کرد: در این پرفرمنس یک قبر واقعی کنده شده بود و تماشگران اگر تحمل قبر و سنگ لحدهای روی آن را داشتند، می‌توانستند داوطلبانه داخل قبر بخوابند!

این عکاس افتخاری ایسنای سمنان همچنین از استفاده از یک روحانی در اجرای پرفورمنس «مرگ» خبر داد و با اذعان به اینکه انسان همواره به دنبال چیره شدن بر مرگ بوده است، خاطرنشان کرد: درک مرگ و تجربه فضای قبر در این پرفرمنس نقش مهمی داشته و از جمله نقاط تاثیرگذار بر مخاطب این هنر اجرایی بود.

طراح و اجرا کننده پرفورمنس «مرگ» با بیان اینکه می‌خواستیم ببینیم افرادی که همیشه نظاره گر مرگ و دفن مرده هستند، آیا از مرگ می‌هراسند یا خیر، گفت: از آنجا که انسان همیشه و در همه حال از مرگ هراس دارد، هدف از اجرای این پرفورمنس این بود که یک ارزیابی از ترس و هراس افرادی که همیشه نظاره گر مرگ و دفن مرده بودند‌، صورت گیرد.

یا علی.


 
بی نظیرترین تکنیک جهان = 68 ثانیه تمرکز
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

                  *به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

حتما به این تکنیک مجهز بشید و تأثیرات شگفت‌انگیز اونو در زندگی‌تون ببینید ... بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند:

 اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند. اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا ۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند. اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد. در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری ندارد!؟ خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟ بسیار عالی است! امتحان کنید.

خواهید دید که هنوز ۱۸ ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود. ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و … ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم. ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط ۶۸ ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن. بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن. هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند ۶۸ ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد. پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد. فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و ۶۸ ثانیه آن را مهار کنیم.

۶۸ ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

۶۸ ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

۶۸ ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و ۶۸ ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم. کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم. اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم. آن وقت می بینی که می توانی …

یا علی.


 
مادرم با حیله، گوشت خوک به خوردم می‌داد
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

   * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )،«نورا السمان» زن جوان دو رگه‌ای است که در خانواده‌ای مسیحی متولد می‌شود ولی در سن ۱۵ سالگی با دین مبین اسلام آشنا می‌شود ولی از سوی خانواده‌اش با آزار و اذیت زیادی روبرو می‌شود ولی سرانجام در ۲۰ سالگی شهادتین گفته و مسلمان می‌شود.

نورا درباره خود اینگونه می‌گوید:

*در خانواده‌ای کاتولیک متولد شدم/ در ۱۵ سالگی به راهبه‌شدن می‌اندیشیدم

«مادر من اصالتا سوری بود (از یکی خانواده‌های سرشناس حلب) ولی در دیترویت متولد شده بود، پدرم نیز یک آمریکایی با اصالتی لهستانی بود.»

«من در دیترویت متولد شدم، پدر و مادر کاتولیک و مادربزرگم مارونی (مسیحی مقیم لبنان) بود».

«در نوجوانی، زمانی‌که ۱۵ سال بیشتر نداشتم همواره به راهبه شدن می‌اندیشیدم، در کلاس تاریخ جهان دبیرستان، ما درباره تمام ادیان مهم جهان می‌خواندیم، زمانی‌که به دین اسلام رسیدم، به آن خیلی علاقمند شدم، یک همکلاسی مصری (مسلمان)در کلاسمان بود که زمانی‌که معلمان دچار اشتباهی می‌شد، آن را تصحیح می‌کرد. و ما با خود می‌اندیشیدم که وای خدای من، او چه ایمان قویی دارد که می‌تواند اشتباهات معلمی چون معلم ما را تصحیح کند.»

*زمانی‌که خواندن قرآن را شروع کردم احساس کردم اسلام با اعماق قلبم رسوخ کرده است

«بالاخره یک روز از او پرسیدم که تقاوت میان کاتولیک و اسلام چیست؟ او گفت که خیلی نیست. جواب او نتوانست مرا قانع کند، به همین خاطر از مادرم خواستم تا یک نسخه از قرآن ترجمه شده به زبان انگلیسی را برایم تهیه‌ کند. او اینکار را کرد و زمانی‌که من شروع به خواندن آن کردم، دیگر نتوانستم آن را زمین بگذارم. همچنان به خواندن ادامه دادم و همان جا بودم که متوجه شدم که این کتاب حقیقتا از جانب خداوند است و به هیچ عنوان امکان ندارد که یک انسان بتواند چنین کتابی بنویسد. قرآن را کتابی شگفت‌آور یافتم و باعث شد که اسلام به اعماق قلبم رسوخ کند.»

*واکنش خانواده‌ام خیلی بد بود/ مجبور بودم روسری‌ام را در کمد و قرآن را در کولر پنهان کنم

«واکنش خانواده‌ام خیلی بد بود، همه چیز خیلی سخت شروع شد، من شروع کردم به نماز خواندن و روزه گرفتن. خانواده‌ام، بالاخص مادرم به من خیلی سخت می‌گرفت، من خیلی جوان بودم و تصور می‌کردم که آنها نیز همانند من عاشق اسلام خواهند شد ولی مسئله درباره آنها کاملا فرق می‌کرد. آنها دائما می‌خواستند، حجاب من، سجاده من، قرآن من و تمامی چیزهای مربوط به اسلام را از من پنهان کنند. پدرم هر روز اتاقم را می‌گشت و من مجبور بودم که روسری‌ام را در کمد مخفی کنم.حتی مجبور بودم قرآنم را در کولر پنهان کنم تا از دست آنها در امان بماند. مادرم روابط دوستی من را تحت نظر داشت و اجازه نمی‌داد با مسلمانان دوستی یا رفت و آمد کنم و حتی به والدین دوستان مسلمانم زنگ می‌زد و به آنها می‌گفت که به فرزندانشان بگویند که دیگر درباره اسلام با من صحبت نکنند، چون من گیج و سردرگم شده‌ام.»

*برای توجیه من نشستی با حضور چند کشیش برگزار کردند/ خواب من از مسلمان شدنم را به شیطان نسبت دادند

«پدر و مادرم مرا مجبور می‌کردند که به کلیسا بروم و من آنجا در کلیسا می‌نشستم و با خود می‌اندیشیدم که این مردم چقدر از هدف دور شده‌اند. یک روز مادرم با حضور من، خودش و چند کشیش یک جلسه گفتگو برگزار کرد. آنها شروع کردند که به گفتن چیزهای مختلف از انجیل و من به آنها گفتم که تا چه اندازه عاشق دین اسلام هستم و آنها چرا چیزی به این زیبایی را تا این اندازه بد می‌دانند؟ آنها حتی به من گفتند که خوابی که دیده بودم (شبی خواب دیدم در حالی‌که حجاب دارم به یک کشور اسلامی سفر می‌کنم) یک خواب شیطانی بوده و باید به خداوند پناه ببرم. ولی من به این فکر می‌کردم که شیطان در آنها رسوخ کرده است. هیچگاه چهره آنها را فراموش نمی‌کنم.»

*مادرم با حیله گوشت خوک به خوردم می‌داد/ والدینم نماز خواندن را مسخره می‌کردند

«مادرم به عمد برایم گوشت خوک می‌پخت و می‌گفت که گوشت گاو است و بعد می‌گفت که گوشت خوک بوده. پدرم نیز مرا تهدید می‌کرد برای اینکه در این خانه بمانی باید کاتولیک باشی در غیر اینصورت باید خانه را ترک کنی! آنها نه تنها جانماز و دیگر وسایل مرا دور می‌انداختند بلکه مرا هنگام نماز خواندن هم مسخره می‌کردند. از اینکه والدینم مقابل من و اسلام بودند، لطمه روحی خوردم.»

*تلاش کردم خواهر کوچکترم را با اسلام آشنا کنم/والدینم تهدید کردند که باید خانه را ترک کنم

« کمی برای خواهر کوچکترم درباره اسلام گفتم و زمانی‌که پدر و مادرم فهمیدند، مرا تهدید کردند که اگر به این کار ادامه دهم باید خانه را ترک کنم، من مجبور شدم که این کار را ادامه ندهم ولی در همان مدت چیزهای زیادی به خواهرم گفته بودم، آنچنان‌که او مرتب می‌پرسید که مثلاً چرا کاتولیک‌ها نماز نمی‌خوانند و خیلی سؤال‌های دیگر.»

*در مسجد شهادتین گفتم/ از تنهایی به حضرت یونس متوسل شدم

«با تمام مشکلات بزرگتر شدم و یک روز که دانشجوی ۲۰ ساله‌ای بودم، در دانشگاه با خانمی آشنا شدم که به من یک قرآن هدیه داد، چون در آن نزدیکی مسجدی افتتاح شده بود، پیش از آن نزدیکترین مسجد یک ساعت و ۴۵ دقیقه فاصله داشت. آن زن به من گفت که آنها به مناسبت افتتاح مسجد نهار می‌دهند. من هم رفتم و زمانی‌که اذان به صدا درآمد، آنقدر خوشحال شده بودم که به گریه افتادم و شهادتین را گفتم و دیگر برایم اهمیتی نداشت که اطرافیان چه می‌گویند و چه می‌کنند. احساس می‌کردم که باید در آن مقطع از از زمان به حضرت یونس که -در شکم نهنگ محصور شده بود- توسل کنم. از همان موقع به طور کلی ارتباطم را با دوستان بدم قطع کردم و اطرافم پر شد از مسلمانان.»

*حجابم را مایه ننگ خانواده می‌دانستند/ روسری و لباس‌هایم را به تنم پاره می‌کردند

«دیگر کاملا محجبه شدم. والدینم هم مرتب متذکر می‌شدند که حق نداری با این لباس‌ها بیرون بروی. من نیز یا به هر طریقی شده با حجاب از خانه خارج می‌شدم و یا اینکه اصلا بی‌خیال بیرون رفتن می‌شدم. گاهی اوقات روسری‌ام را در ماشین سرم می‌کردم تا آنها مرا با حجاب نبینند چون مادرم مرتب به من می‌گفت که اسلام گفته باید از والدینت پیروی کنی، بنابراین تو باید به حرف ما گوش دهی! او می‌گفت با حجاب همانند پیرزن‌ها می‌شوی، به همین خاطر نمی‌خواستند که دوستان خواهرم من را با آن لباس‌ها ببینند، بنابراین با خواهرم به زور لباس‌هایم را پاره پاره می‌کردند و در سطل زباله می‌ریختند.»

*هنگامی که نماز ‌می‌خواندم سر و صدا می‌کردند/ مرا نزد روان‌پزشک بردند

«مادرم می‌گفت، تو خیلی خودخواهی که با پوشیدن حجاب باعث خجالت خواهرت و دیگر اعضای خانواده می‌شودی! او دوست نداشت که من در انظار عمومی ظاهر شدم. در این میان مادربزرگم نیز خیلی مرا اذیت می‌کرد. زمانی‌که نماز می‌خواندم، با صدای بلند سر و صدا می‌کرد و سرم فریاد می‌کشید تا حواسم را پرت کند. او حتی یکبار به من گفت که نمی‌تواند باور کند که تولد حضرت مسیح یک معجزه بوده باشد. آنها صدای قرآن خواندن مرا می‌شنیدند و مرا مسخره می‌کردند و حتی به من توهین می‌کردند. مادربزرگم با من قهر می‌کرد و مادرم مرا نفرین می‌کرد. آنها حتی زمانی‌که جوانتر بودم، مرا پیش یک روان‌پزشک بردند، مادرم برای او توضیح داد که من مسلمان شده‌ام و آن روان‌پزشک برایم دارو نوشت! من هم آنها را به سطل زباله انداختم. شرایط برایم دیوانه‌کننده شده بود، برای همین به دنبال آن بودم که هر چه زودتر ازدواج کنم.»

*با مسلمانی از اهالی دمشق ازدواج کردم/ خداوند پسری به نام یوسف به من هدیه کرد

«شکر خدا، بالاخره با یک پسر مسلمان خوب که اهل دمشق سوریه بود آشنا شدم. ما ازدواج کردیم و از آتلانتا به هوستون رفتیم. یک سال بعد نیز خداوند یک پسر به نام یوسف هدیه داد. شکر خدا اکنون خیلی خوشبختم و امیدوارم خداوند مهربان سفر به مدینه را قسمتم کند. از خداوند به خاطر آنکه مرا به سمت دین اسلام راهنمایی کرد سپاسگزارم.»

منبع: فارس

یا علی.


 
اندر فواید فرهنگی واتس اپ
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳ : توسط : سیب سرخ

       * به نام او و به یاد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) *

 

این فیلم رو از اینجا دانلود کنید.

یا علی.


 
← صفحه بعد